تبليغاتX
کرد وکردستان

این مطلب هیچ ربطی به موضوع وبلاگ نداره اما انقدر جالبه که تصمیم گرفتم تقدیمتان کنم.

*** نامه به پدر ***

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر».
با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم.
من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم.
من احساسات واقعی رو با Stacy پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره.
اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک تریلی توی جنگل داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون.
ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه.
Stacy
چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه.
ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم.
در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، و Stacy بهتر بشه.
اون لیاقتش رو داره.
نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم.
یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق،
پسرت،
John
.
.
پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه Tommy فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه.
دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

 

فرنگیس کاویان 1388 اسلام اباد غرب

برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت | لینک ثابت |

دراویش قادری

از قديمي‌ترين‌ سلسله‌هاي‌ طريقت‌ در ایران " قادریه " یا همان" دراویش قادری"  از قدیمی ترین سلسله های طریقت در ایران بشمار می آیند .

موسس‌ اين‌ طريقت‌ "شيخ‌عبدالقادر گيلاني" مشهور  به‌ "قطب‌ اعظم" ، "غوث‌ اعظم" ویا "غوث‌ گيلاني‌" است. ازوی بعنوان یکی  از مشايخ‌ بزرگ‌طریقت یاد می شود‌. شیخ عبدالقادر گیلانی به سال 470 هجری قمری درمنطقه  گیلان امروزی  در خانواده ای متدین  متولد شد.پدر ایشان سید موسی جنگی دوزفرزندسیدابی عبدالله گيلانی ی ومادرش فاطمه دخترسیدابوعبدالله صومعی .شیخ عبدالقادر  مقدمات  را نزد ابوذکریای تبریزی فرا گرفت و در سال 488 ه. ق  به  بغداد مهاجرت کرد.


وی در شهر بغداد نزد اساتید مسلم آن دیار ، از جمله ابوبکر محمد بن احمد ابوطالب بن یوسف علوم زمان را فرا گرفت و سپس در محضر علی بن ابی سعد مخزومی عارف بزرگ تلمذ نمود  به تکمیل دانسته های خود  پرداخت. پس از چندی در مدرسه مخزومیِ،جانشین استاد خود گردید و به وعظ و ارشاد پرداخت.دیری نپائید  که آوازه زهد و تقوایش به همه جا رسید. مردم از همه نقــاط به زیارتـــش می شتافتند و نصایحـش را به جــان و دل می پذیرفتند . ایستادگی وی در ریاضت تن و خوار داشتن نفس ، شهره خاص و عام شد . وی  چهل روز ،روزه  می گرفت و سال ها تن به بستر نمی سپرد و  خواب را برخود حرام می نمود .شیخ  طریقه ای را در تصوف بنیاد نهاد که به نام خود او یعنی"قادریه" معروف شد .


پيروان‌ اين‌ طريقت‌ درك‌ حقيقت و روشني‌ روح و وصول‌ به‌ حق را در قيل و قال و سماع مي‌دانند و معتقدند كه‌ لذت‌ جسم موجب‌ شادماني‌ روح مي‌شود. آنهادر مجالس‌ ذكر خود با حضورشیخ یا  مرشد دف‌ مي‌زنند و به‌ روش‌ خاص‌ سر و گردن‌ خود را ابتدا آهسته‌ و به‌ تدريج‌ سريع‌تر حركت‌ مي‌دهند و تا آخرين‌ قدرت‌ وتوانايي‌ خود، اين‌ كار را ادامه‌ مي‌دهند، به‌ عالم‌ جذبه مي‌روند و آن‌قدر به‌ ذكر ادامه‌ مي‌دهند تا به‌ خلسه برسند و از خود بي‌ خود شوند. در اين‌ حالت‌ آنها دست‌ به‌ اعمالي‌ مي‌زنند كه‌ هر بيننده‌اي‌ راشگفت‌زده‌ مي‌نمايد. آتش‌ مي‌خورند، بر آتش‌ راه‌ مي‌روند، ساج‌ سرخ‌ شده‌ بر سينه‌ مي‌زنند، سيخ و خنجر در زبان و گونه‌، گلو و شكم و كتف خود فرو مي‌كنند، شيشه و لامپ‌ روشن‌ مي‌جوند، اشيـــاي‌ بزرگ‌ را مــي‌بلعند و با اتصــــال‌ شيشه و لامپ به‌ بدن‌ خود آن‌ را روشن مي‌كنند،بی آنکه صدمــه ای به آنهــــا وارد شده و یا خطری سلامتشـــان را تهدید نماید.

آنها اعتقاد دارند در حالت سماع چنان از خود بي خود مي شوند كه چون شيخ خنجر يا شمشير را در بدنشان فرو مي سازد، هيچ دردي حس نمي كنند و مدتي هم با وجود آن شيء در بدن به سماع ادامه مي دهند.. آخر كار شيخ (يا مرشد) آن را از بدنشان بيرون مي كشد و زخم به سرعت خوب مي شود و جز اثر نامحسوسي از آن باقي نمي ماند. البته اين اعمال هميشه انجام نمي شود و گاه در شرايطي خاص يا براي ايجاد باور در يك تازه وارد صورت مي گيرد.

قادریه در نقاط مختلف ایران (عمدتا" در کردستان ) و برخی از ممالک دیگر از جمله هندوستان ، ترکیه و بخشهائی از اروپای شرقی (منطقه بالکان ) و برخی از کشورهای عربی از جمله عراق و  مراکش  رواج یافت و هنوز هم گروه هایی از عرفا به طریقه مزبور تعلق دارند .


ذكر دراويش‌ قادري‌ بر دو نوع‌، يكي‌ ذكرنشسته‌ به نام‌ "تهليل‌" و ديگري‌ ذكر ايستاده‌ به‌ نام‌"هره" . ذكر نخست‌، ذکری است که دراویش حلقه‌وار نشسته و شخص شیخ يا  مرشد رهبري‌ ذكر را بر عهده‌ مي‌گيرد. او در حلقه‌ مريدان‌ قرار گرفته ودر حالـــي‌ كه‌ تسبيحي‌ در دست‌ دارد به‌ رهبري‌ ذكر دراويش‌ مي‌پردازد.در ذكر دوم  دراويش‌ به‌ صورت ایستاده و‌ تشكيل حلقه ای را ‌ مي‌ دهند که در وسط آن شیخ یا مرشد ايستاده‌ و رهبري‌ ذكر را به‌ عهده‌ مي‌گيرد. دف نوازی و خواندن اشعار حاوی اسماءالحسنی بعنوان ذکر در این مراسم  حالتی از تهییج درونی را در بردارد که تاثیر مستقیم آن بر سیستم عصبی انسان است  که  کاهش  درد و جلوگیری از خونریزی را به دنبال دارد

طریق قادریه بیشترین شهرت خود را مدیون  ریاضتهای جسمانی است و اساس این طریقت بر تحمل مشقتهای طویل المدت برای نائل شدن به توانائیهای خارق العاده استوار می باشد .

دراويش قادری  بسيار كم مي خورند، حتی در حد  خرمايي در روز، با اين حساب وقت زيادي دارند كه به انجام مراسم مذهبي و آئين هاي ويژه خود بپردازند. معمولا" در اتاقي خالي از همه ترئينات، به نيايش مشغول می شوند.

" انسان داراي قدرت هاي خارق العاده اي است و  مي تواند اين قدرت ها را در نزديك ساختن و پيوند خويش با درون خويش به كار گيرد، از همه دنيا و آنچه در او هست بگذرد و وارد جهاني سراسر عشق و شور و جذبه شود."

فرنگیس کاویان 1388 اسلام ابادغرب

برداشت با ذکرمنبع بلامانع است.

نوشته شده توسط در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت | لینک ثابت |