
کژال آدمی
فارسی
کژال آدمی(1360-- سقز ) ترانه سرا ، نوازنده ویلن و خواننده می باشد که در سن 16 سالگی فعالیتهای هنری خود را آغاز کرد . وی یکی از پایه گذاران مؤسسه فرهنگی صبا است که هم اکنون نیز با این اَنجمن همکاری دارد . از جمله فعالیتهای وی اجرای کنسرت های متعددی در محافل گونانون فرهنگی و همچنین نگاشتن ترانه هایی به دو زبان کردی و فارسی برای چندین تن از خوانندگان بوده است آخرین اثر هنری وی cwantrin wise ( زیباترین واژه ) که حاصل چهار سال تلاش و همکاری کژال با استاد شکوری است. ترانه های این اثر نوشته کژال و آهنگ های آن توسط استاد علی شکوری ساخته و تنظیم گشته است.

کردی
كه ژاڵ ئاده می ساڵی 1983 له شاری سهقز له رۆژههڵاتی كوردستان له دایك بوو. ههر له تهمهنی منداڵیهوه ههستی بۆ شێعرو مۆسیقا بو. له تهمهنی 8 ساڵاندا دهستی به خوێندنهوهی شێعری كوردی كردو خوێندنو نوسینی كوردی له شێعرهكانی مامۆستا قانع فێر بو. زۆر جار شێعرهكانی ماموستا قانعی ئهكرد به گۆرانی و ههستی پاكو ناسكی مناڵانهی خۆی پێ دهرئهبڕی.
ساڵی 1998 ڕهوانهی ههندهران بوو له وڵاتی سوید نیشتهجێ بو. له تهمهنی 15 ساڵاندا دهستی به ژهندنی ئامێری كهمان (ویۆلۆن) كردو له مهكتهبی مۆسیقای "سهبا" دهستی به خوێندنی تێئۆری موزیك كرد.
كهژاڵ له پاڵ مۆسیقادا خهریكی شێعر نوسینیشه. كهژاڵ بۆ خۆی دهڵێ شێعر نزیكترین رفێقمه كه ههمو سكاڵاو دهردهدڵێكی لا ئهكهم. شێعرهكانی كهژاڵ له زبانی خۆیهوه وهك ئافرهتێك نوسراوه. گوێگر به بیستنی گۆرانیهكانی كهژاڵ به باشی تێ ئهگا كه ئهو شێعرانه نۆسراوهی ئافراتێكن و ئهوینو ئازارو هاوارو ئاواتی ژنێك تێیاندا خۆ ئهنوێنێ.
كاتێ مامۆستا عهلی شهكوری كه ههر له سهرهتای كاری هونهری كهژاڵهوه مامۆستاو هاندهرو یارمهتی دهری بوه، تێ گهی كهژاڵ دهنگێكی بهسۆزی ههیه پێشنیاری پێدا شێعرهكانی خۆی ئاوێتهی مۆسیقا بكات و بیكات به بهرههمێک.
بهرههمی جوانترین وشه یهكهمین بهرههمی كهژاڵه. ساڵی 2006 دهرچوه و له 6 گۆرانی پێك هاتوه. مامۆستا عهلی شهكوری دانهری ئاوازهكانه و گۆرانیهكان هۆنراوهی كهژاڵن
كهژاڵ ههستی خۆی بۆ شێعرو مۆسیقا بهم وشانه دهرئهبڕێ :
" مۆسیقا هاژهی دڵی پڕ ههسته و شێعر زایهڵهی ههستێكی بهسۆز. كاتێ كه پشكۆی شێعرو مۆسیقا پێكهوه ئهكهونه گڕ گرتن، ئهو كاتهیه كه جوانترین وشهكان له باوشی بهتینی گۆرانیێكدا خۆیان ئهنوێنن. بهرههمهكانم پێشكهشی ههمو ئهو دڵانهی ئهكهم كه بۆ ئازادی، بۆ عهشق و بۆ ئینسانیهت لێ ئهدهن. جوانترین وشهم پێشكهش ئهکهم بهو هونهرمهندانه و مامۆستایانهی وا هونهرو مۆسیقا لایان به ڕێزه و بۆ پهره پێدانی تێ ئهكۆشن."........

English
Kazhal Adami was born in Saqqez in 1983.
As a child, poetry and music was her highest interest. Already at the age of 8 she started to read Kurdish poetry and while reading poems by the well-known poet Qane, she also learned the Kurdish language. While becoming familiar with the Kurdish language, she also – at the same time put music to the words, in this way explaining her childish emotions.
Kazhal moved to Sweden in 1998.
At the age of 15 she started to play violin and has been taught theory of music by
Ali Shakouri, Master of Music at the Sabamusic Institute.
Kazhal also writes poetry – as she explains: “Poetry is my closest friend, in which I
can confide my deepest feelings”. Poems by Kazhal have been recognized as feminine
poems, involving pains, dreams, ideals and aspirations of the woman.
When Kazhal started to study , Ali Shakouri supported her and discovered her deep-hearted voice. Ali Shakouri opened a new window in Kazhal’s life and she became a singer. Her first musical assignment is an album “Most Beutiful Word” presenting her love of music. The poems in this album are written by Kazhal and the composer of these songs is Ali Shakouri
برای دانلود آلبومها وترانه های هنرمند کژال ادمی میتوانید به سایت گول نیشان که در قسمت پیوندها قراردارد مراجعه فرمائید.
http://kazhal-adamimusic.magix.net
تماس با کژال آدمی
kazhal_adami@hotmail.com
farangis k 1387 kh uk
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

علیاكبر مرادی
برگزیده مجله "سانگلاین" بهعنوان یكی از 50 نوازنده برتر دنیا
استاد علیاكبر مرادی متولد 1336< گوران> كرمانشاه از اساتید برجسته تنبور كشور است كه در مكتب استادانی همچون درویش علی میردرویشی، آقا میرزا سیدعلی كفاشیان، سیدمحمود علوی، سیدولی حسینی، اللهمراد حمیدی و... به دانشاندوزی پرداخته است. در ادامه بخشهایی از مصاحبهای كه با استاد انجام پذیرفته به استحضار مخاطبان میرسد...
چندی پیش <كانون موسیقی دانشگاه شیراز> میزبان استاد علیاكبر مرادی از اساتید بنام تنبور ایران بود. در این برنامه كه در چهار قسمت مجزا ارائه شد. ابتدا منتخبی از اعضای گروه <تنبورنوازان گوران> به سرپرستی جهانبخش رستمی قطعه كاروان (ساخته سرپرست گروه) را به اجرا درآوردند. در ادامه استاد علیاكبر مرادی به سخنرانی پیرامون موسیقی و بهطور اخص موسیقی تنبور پرداخت. علیاكبر مرادی متولد 1336< گوران> كرمانشاه از اساتید برجسته تنبور كشور است كه در مكتب استادانی همچون درویش علی میردرویشی، آقا میرزا سیدعلی كفاشیان، سیدمحمود علوی، سیدولی حسینی، اللهمراد حمیدی و... به دانشاندوزی پرداخته است.
او اولین فعالیت هنری خود را با تكنوازی تنبور در زادگاهاش در 14 سالگی اجرا نمود و نخستین گروه تنبورنوازی را در سال1352 پایهگذاری كرد. سالیان سال عضو فعال گروه <تنبور شمس> بود. در سال 1370موفق به كسب مقام نخست اجرای تنبور و دیپلم افتخار شد و در سال 1381 از سوی شورای ارزشیابی هنرمندان كشور به وی درجه دكتری افتخاری اعطا گردید. استاد مرادی ضمن اجرای كنسرتهای بیشمار در جشنوارهها و كشورهای مختلف جهان آثار بسیار ارزندهای همچون تریكهحانه، سحرواران، سیروان، مهجوری، مهر و ماه، سماع مستان، در آیینه آسمان، نسیم گندمزار، یار آسمانی، مقامات مجلسی تنبور و... از خود بر جای گذاشته است. در ادامه بخشهایی از مصاحبهای كه با استاد انجام پذیرفته به استحضار مخاطبان میرسد.
استاد میتوانم بپرسم شما از طرف كدام مرجع جزو 50 نوازنده برتر هنری جهان معرفی شدهاید؟
از طرف یك مجله معروف در انگلستان به نام <سانگلاین> كه از بین هنرمندانی كه میشناخته، این انتخاب را انجام داده است.
چه عواملی باعث همكاری شما با <والاش ازدمیر> شد؛ سبك نوازندگی ایشان، خصوصیات سازشان و یا...؟
به خاطر موسیقیای كه بلد بود و به خاطر موسیقیای كه موسیقی علویان تركیه است و به این موسیقی نزدیك است.
بیشتر برنامههای شما برنامههای تكنوازی یا دونوازی است، چرا در راستای تشكیل یك گروه منسجم اقدام نمیكنید؟
راستش گروه چندین چیز میخواهد؛ اول اینكه حداقل برای مدت یك سال در یكجا مستقر باشی و دیگر آنكه كار دیگری نیز نداشته باشی، ولی متاسفانه نه میتوانم در یك مكان ثابت باشم و نهاینكه اینقدر وقت دارم.
به سازهای دیگری كه با تنبور همخوانی داشته باشد فكر كردهاید؟
راههایی باید باشد. خیلی به سازهای دیگر فكر كردهام مثلا <دودوكس> كه تركها به آن <بالابان >و كردها <نرم نی> میگویند؛ <ویلنسل> و < پیانو.> همانطور كه عرض كردم، آن دو نفری كه همنوازی میكنند باید هر كدام از موسیقی طرف مقابل آگاهی نسبی داشته باشند تا بتوانند با هم تركیب شوند.
یعنی ساز نوازنده دیگر هم مهم است، مثلا اگر یك ساز كششی باشد فكر میكنم چون تنبور كمی مضرابی است احتمالا بیشتر به هم میآیند، ولی دیدیم در ساز< باغلاما> كه ساز تركیهای است و كششی هم نیست و مضرابی است، باز هم با هم جور شدند. من فكر كنم نوع موسیقی مهمتر از ساز باشد.
معمولا موسیقیهایی كه از تنبور شنیدهایم همراه با صدای خوانندگان محلی بهتر هستند. مگر خاصیت تنبور چیست كه با همراهی خوانندگان محلی بهتر میشود؟
مساله همین است. امروزه هر كسی میخواهد خواننده شود، میخواهد خواننده سنتی بشود. از كرد گرفته تا ترك، آذری و تركمن تا بلوچ، عرب؛ همه. هیچكس فكر نمیكند كه موسیقیهای دیگر هم اهمیت دارند. به این شكل كه یك بچه كرد هم كه میخواهد خواننده شود، میرود خواننده سنتی میشود و هیچكس نمیرود موسیقی تنبور و خواندن تنبور را یاد بگیرد بنابراین آن محلیهایی كه ماندند و تكتك در حال مرگ هستند بهتر از بقیهاند.
سازی چون گیتار و... هم میتواند عرفانی باشد. بگذارید سوال را بهگونهای دیگر طرح كنیم. این ساز است كه به خاطر پیشینه تاریخی، باورهای بهجا مانده در ذهن اقوام و... جنبه عرفانی پیدا میكند یا نوازندهای كه درآن حس عرفانی میدمد، یا نوع موسیقیای كه اجرا میشود؟
این ساز همیشه همراه مردم بوده، مثلا همیشه بین مردم یارستان تنبور بوده است و باوری هم بین مردم وجود داشته كه در كل موسیقی مقدس است. آنها به این ساز احترام میگذاشتند و این ساز هم حال خودش را به آنها داده است. من میگویم اگر ملودی و آهنگ عرفانی باشد با هر سازی كه نواخته شود عرفانی میشود و ما بر میگردیم به شخصیت این دو ساز؛ به خاطر قدمتی كه بین مردم دارد. شما به پدربزرگتان احترام میگذارید و دوستش دارید اما ممكن است به پدربزرگ دوستتان احترام بگذارید ولی دوستش نداشته باشید. این ساز هم همینطور است. از دیر باز آهنگهایی كه با این ساز نواخته شده برای این مردم مقدس بوده و چون این آهنگها با این ساز نواخته شده خود ساز هم مقدس است.
اگر ساز دیگری به جای این ساز در میان مردم كردستان بود باز هم همین حالت عرفانی و تقدس را داشت؟
این موضوع به ملودی برمیگردد. اگر كلامهای یارستان یا خانقاه را یك اركستر اجرا كند آن ملودی تقدس خود را حفظ خواهد كرد ولی این كار سادهای نیست كه مثلا در یك خانه یك اركستر 100 نفری باشد و این سازها را بنوازد.
اولین <یارسانی > كه تنبور نواخت از لرستان بود. این ساز چگونه از لرستان به كردستان آمده است؟
نه، كردستان و لرستان اكنون كردستان و لرستانند، آن زمان ایلها در منطقه زاگرس كوچ میكردند از نزدیك تركیه تا خوزستان میرفتند. اصلا در آن زمان فكر نمیكنم كسی هم به كس دیگری گفته باشد كرد یا لر، میگفتند هم ایل، همعشیره و هم طایفه.
در میان ملل دیگر هم سازی را میشناسید كه مانند دف و تنبور از جنبه قداست و عرفانی برخوردار باشد؟
من نمیتوانم دقیقا یك جواب درست به شما بدهم ولی یقینا هست، یعنی مساله بر سر موسیقی مقدس است. بهعنوان مثال اكنون در كلیساهای غرب هنوز ارگ نواخته میشود و چون با آن ساز نواهای مقدس نواخته میشود خود آن ساز هم مقدس میشود.
استاد آیا در فكر انتشار كتاب نیستید؟
حقیقتش را بخواهید بیشتر به چیزهایی فكر میكنم كه اول باعث ماندگاری مقامات شود كه این كار را از طریق ضبط كاست انجام دادهام و دیگر داشتن متدی كه كارآمد باشد یعنی كتابی كه بتوان با آن آموزش داد و از آن طریق یاد گرفت. همچنین اگر كسان دیگری كه دیدگاههای دیگری دارند مثلا از دیدگاه ادبی یا فلسفی یا روانشناسی به مساله نگاه میكنند اگر كتابهای دیگری نوشته شود حتما خوب است.

آقای مرادی میشود مقامات را به صورت نت نوشت و آیا تاكنون كسی مبادرت به انجام چنین كاری كرده است؟
همه اینها را میتوان نت كرد منتها بهتر است كه خوب انجام شود، حتی اگر قرار است كار متوسطی انجام شود بهتر است كه انجام نشود و كاری انجام نشود كه بعدها بفهمند مضراتش بیشتر از منفعتش بوده است.
مسلما شروع هر كاری با كاستیهایی روبهرو خواهد بود كه به مرور زمان برطرف خواهد شد. نظر شما چیست؟
این كار را كردهاند ولی فایده نداشته است. كارهای بهدرد بخوری نیست، تجربه شده و این كار یقینا انجام میشود حالا بنده انجام ندهم كس دیگری نهایتا اقدام میكند چون خوشبختانه مقامات ضبط شده و فراموش نمیشود. مابقی كار سختی نیست و انجام میشود.
موسیقی تنبور در مناطق دیگر هم صدق میكند؟
خوب اكنون خالصش در این منطقه مانده است، حال ممكن است چیزهایی شبیه این در بعضی از نقاط دیگر ایران هم باشد ولی اگر هم نباشد مهم نیست همه جا ارزش دارد. در بلوچستان هم اهمیتی دارد یا در تالش یا در ساری یا در هر كجای ایران. باید از همه جا جمع شود زیرا جزو موسیقی ملی ما است و همه اینها میشوند موسیقی ملی ایران.
آقای مرادی چقدر به تغییر در شكل ظاهری ساز تنبور و نواختن آن اعتقاد دارید؟
تغییرات خود به خود در شكل ظاهری ساز و در طریق نوازندگی بهوجود آمده است. مثلا تنبوری كه ما داریم یقینا 70-60 سال پیش كاملا به این شكل نبوده بلكه كمعمقتر و پهنتر بوده است، بهطوری كه میتوانستند ترك زین بگذارند و آنقدر هم بزرگ نبوده است.
چه راهی را برای شناخت بیشتر این ساز در نزد مردم پیشنهاد میكنید و مسوولیت مردم در قبال این ساز و بهطور كلی موسیقی چیست؟
مردم خودشان باید به فكر باشند خود جماعت مردم و موزیسینها باید به این موضوع فكر كنند. مردم باید موسیقی را حمایت كنند. همانگونه كه مدرسه یا بیمارستان میسازند باید از موسیقی هم حمایت كنند. بهعنوان مثال در اروپا در قرونی كه موسیقی زیر ضربه كلیسا بود مردم از موسیقی حمایت میكردند.
منبع: روزنامه اعتماد ملی شماره 835 روز 25 دی ماه 138
Farangis k 1387 kh
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.


