
دختر کُرد
سيد سلمان علوي
شکسته بود در آغوش برف،دختر کُرد
وتازه داشت خودش را به ياد مي آوُرد
چهار مصرع آواره در نگاهش بود
که چارپاره دلم را سرود وبا خود برد
چه کرده بود خدايا!هواي دي با او
چه بود حاصل ضرب تگرگ وساقه ي تُرد؟
تگرگ،سوز دقايق،چهار ثانيه برف
ونازکاي گلِ گونه اي که مي پژمرد
دو دست از کف چشمان او برون آمد
مرا گرفت در آغوش وتا چهار شمرد
اگر گرفت مرا،با تمام خويش گرفت
اگر فشرد مرا،با تمام خويش فشرد
مرا ربود،اگر چه به پاي باد گذاشت
مرا سرود،اگر چه به دست آب سپرد
صداي صاعقه آمد-مهيب و رعدآسا
فريب برق نگاه تورا نخواهم خورد
چهار نغمه ي ا...اکبر از موًذن
مرا دوباره به آغوش حجره ام آوُرد
شب از ستاره گذشته،وآسمان صاف است
بمير دختر برفي!بمير دختر کرد!
=========================
منبع:هزارويک شب = موسسه کرمانج
Farangis kavian shabad gharb 1387 khorshidy
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است .

پاوه
پاوه یکی از شهرهای شمالی استان کرمانشاه و مرکز شهرستان پاوه ميباشد. شهرستان پاوه یکی از 13شهرستان استان کرمانشاه است كه از شمال به استان كردستان، از جنوب به شهرستان جوانرود، از باختر به مرز ايران و عراق و از خاور به استان كردستان محدود ميگردد.
شهر زيبا و تاريخي پاوه با قدمت تاريخي بيش از 3 هزار سال، به فاصله 112 کيلومتري از مــرکز استان و 45 کيلومتري تا نقطه صفر مرزي قرار داشته و جمعیتي بالغ بر 22000 نفر دارد.
سازهها و منازل مسكونی در این شهر به گونهای طراحی شده است كه در بیشتر موارد پشتبام خانهای كه در ارتفاع كمتری از دامنه كوه ساخته شده است حیاط منزلی است كه چند متر بالاتر ساخته شده است. به همین دلیل پاوه را شهر "هزار ماسوله" مینامند.
سازمان كنوني شهر پاوه و بافت محلات موجود آن نتيجه تغيير شكل هسته قديمي شهر و رشد آن طي ربع قرن اخير است؛ البته عمده تغييرات اين شهر طي سالهاي اخير صورت گرفته است.
آب و هواي پاوه
منطقهای که پاوه در آن واقع شده، بسیار خوش آب و هوا بوده و در کنار کوهستان اورامانات (در میان دو کوه شاهو و آتشکده) بنا گرديده است.
آب و هوای منطقه نسبتا سرد، مايل به اعتدال و نيمه مرطوب ميباشد. همچنين وجود چشمههاي فراوان، آبهاي روان، همراه با جنگلها، مراتع و باغات سرسبز جلوه خاص و زيبايي به اين منطقه بخشيده است.
گويش در منطقه پاوه
مردم این منطقه به گویش اورامی، از زبان کردی تکلم میکنند که یکی از زبانهای باستانی ایران بوده و کتاب اوستا که کتاب مقدس زرتشت است به این زبان نگاشته شده است؛ به همين دليل است كه اين منطقه را در گذشته «اورامانات» ميناميدند.
وجه تسميه پاوه
نام پاوه را به "پاوه" سردار يزدگرد سوم (آخرين پادشاه ساسانی) منسوب میدانند كه جهت جلب حمايت كردها، روانه اين ناحيه شد و مورد احترام اهالی قرار گرفت. بعدها به خاطر تجليل از آن سردار، اين ناحيه را پاوه ناميدند. "قلعه دژ" و "پاسگه" نيز كه هنوز در پاوه وجود دارند بازمانده و باروی عهد آن سردار است. ظاهرا در محلی نزديك پاوه كه اكنون "جنگاه" ناميده ميشود، مردم پاوه با سعد وقاص (سردار سپاه عربان در نبرد قادسیه) جنگيدهاند.
همچنين مفهوم كلمه "اورامانات" از اورتن (اورامان) نام يكی از سرودهای دينی زرتشتيان گرفته شده است. چيزي كه غير قابل انكار است، تاثیر "آيین زرتشت" در نامگذاری این شهر است.
قابليتهاي گردشگري پاوه
شهرستان پاوه و منطقه اورامانات به دليل داشتن جاذبههاي فراوان طبيعي و تاريخي، قابليت جذب گردشگران داخلي و خارجي بسياري را داشته و از پتانسيلهاي خوبي در اين زمينه برخوردار ميباشد. از ديدنيهاي اين منطقه ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
کوههاي سر به فلک کشيده، جنگل و طبيعتي زيبا، ديدني و فرح بخش.
غارهاي ديدني و وسيع، مانند غار قوري قلعه (بزرگترين غار آبي آسيا و جز شكيلترين غارهاي جهان)
رودخانه بزرگ سيروان و درههاي عميق امتداد آب اين رودخانه.
چشمه بزرگ آب معدني بل "منصوب به یكی از خدایان آب" که محل خروج اين آب جايي زيبا و ديدني است.
آثار باستاني نظير باقيمانده دومين آتشکدهي ايران در دوره پيامبر زردشت که 750 سال قبل از اسلام فعال بوده است.
صنايع دستي بينظير مانند: چوخه و رانک (لباس مردانه)، کلاش (گيوه)، نمدمالي، گليم و جاجيمبافي، فرنجيسازي و فرشبافي.
همچنين از محصولات صادراتي شهرستان پاوه ميتوان به گردو، بادام، انگور، انجير، فرآورده های دامی و... اشاره كرد.
گردآورنده: بابك گنجيزاده طاري
منابع:
www.iran-travel.blogfa.com
http://anobanini.ir
http://fa.wikipedia.org
Farangis kavian 1387 kh eslam abad gharb
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

مولوی كُرد(تاوگوزی)
سید عبدالرحیم فرزند ملا سعید نوه ملا یوسف جان فرزند ملا ابوبكر مصنفی چوری كه منتسب به سید محمد زاهد كه معروف به پیر خدر شاهو است می باشد . تخلص شعری وی ( مه عدوومی ) است و در فرهنگ و ادبیات كردی به مولوی مشهور است .مه وله وی (مولوی ) در سال 1221 هجری قمری در روستای سرشانه ( سه رشانه ) در منطقه تاوه گوز كردستان عراق در خانواده ای فرهنگی - دینی چشم به جهان گشود . در كودكی همراه با خانواده به روستای بیژاوه نزدیك شهر حلبچه می رود و در آنجا نزد پدر قرآن می آموزد همزمان كتاب های مقدماتی فارسی و صرف و نحو عربی را نیز آموخته است . پس از آن همچون بسیاری از طلبه های كردستان برای فراگیری علم به شهر پاوه رفته است و پس از فراگیری علوم در شهر پاوه به چور از توابع مریوان رفته و پس از آن به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد وزیر به تحصیل علوم زمان پرداخته است سپس به بانه و پس از آن به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته ور در مسجد گه وره ( بزرگ ) آن شهر از خدمت عالم بزرگ شیخ معروف نودی استفاده نموده است سپس به مسجد جامع حلبجه رفته و از وجود شیخ عبدالله خه رپانی استفاده نموده بعد از ان به قه لای جوانرود رفته و پس از آن دوباره به سنه (سنندج ) رفته و در مسجد دار الاحسان مدتی بیشتر از بار اول راگذرانده است . سپس به سلیمانی ( سلیمانیه ) رفته و در خدمت ملا عبدالرحمن نودشه ای كه مفتی سلیمانیه بوده و امام مسجد مه لكه ندی بوده است درس طلبگی را تمام كرده و موفق به اخذ اجازه از محضر ایشان گردیده است .
پس از آن به روستای چروستانه در اطراف حلبچه رفته و در آنجا به تدریس پرداخته است . پس از مدتی هوای تصوف اورا مجذوب كرده و گرفتار ذوق اهل معنا می گردد و بهمین دلیل به شهر ته ویله رفته و صوفی شیخ عثمان سراج الدین كه خلیفه مولانا خالد نقشبندی بزرگ طریقه نقشبندی در كردستان می شود . و مدت زیادی را به عنوان مرید شیخ سراج الدین بسر می برد . پس از چند سال به روستای بیاویله نزدیك حلبجه می رود و پس از مدتی به روستای گونه رفته و چند سال نیز در آنجا می ماند . سپس به شه میران كه در آن زمان تحت اداره شیخ علی عبابیلی بوده است می رود كه شیخ علی احترام بسیار زیادی برای مولوی قایل بوده است اما پس از مدتی عثمانی خاله بدستور محمد پاشای جاف اداره شه میران را از شیخ علی گرفته و بهمین دلیل مولوی راهی روستای سه رشاته كه زادگاه اوست می شود و در همان روستا دیده از جهان فرو می بندد .
مولوی در سالهای حیات خویش با چند حادثه و فاجعه سخت مواجه شده است ( آنگونه كه از شعرهای او برمی آید ) اول سوختن كتابخانه مولوی كه در آن كتابهای بسیار و نوشته ها و حتی دیوان شعر او می سوزد . دوم وفات عنبر خاتون همسر مولوی است كه آنگونه كه پیداست احترام و عشق زیادی به او داشته است . سوم از دست دادن بینایی بمدت هفت سال كه همان باعث وفات و افول ستاره ای بی بدیل در آسمان شعر و ادب اورامان و كردستان می شود . سر انجام مولوی پس از 79 سال عمر سراسر با بركت در سال 1300هجری قمری دیده از جهان فرو بست . از مولوی آثار ارزشمندی بجای مانده است .
دیوان مه وله وی :
الفضیله : كه شامل 2031 شعر عربی است و در سال 1285 هجری قمری آنرا به رشته تحریر در آورده است
العقیده المرضیه : مشتمل بر 2452 شعر كردی كه در سال 1352 هجری قمری از سوی محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . اولین بیت دیوان اینگونه آغاز می شود
زوبده ی عه قیده و خو لاصه ی كه لام هه ر له تو بو توس ثه نای تام
الفوائح : كه شامل 527 شعر فارسی است كه همراه العقیده در سال 1352 توسط محی الدین صبری النعیمی در مصر بچاپ رسیده است . بجز این موارد كتابی در باره اصول طریقه نقشبندی از ایشان بجای مانده است .
ئاماوه وه هار - مولوی هورامی
ئاماوه وه هار ُ وه هاری شادی
بوی عه تر نه سیم غونچه ی ئازادی
خیل خانه ی خه فه ت بار به نی یش که رده ن
مه ینه ت روو نی یان وه ماوای مه رده ن
خه م وینه ی که مان قامه ت خه م بی یه ن
هه وارگه ی قه دیم نه ده سش شی یه ن
به زم شه وق و عه یش نه ده رووم جه مه ن
ئانه هیچ نه بو نه ده روون خه مه ن
ئینه نه تیجه ی دیای بالای تون
نیشانه ی وصال خال ئالای تون
Farangis kavian 1387 kh eslamabad gharb
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.


