
چند قطعه شعر از :
استاد علی اشرف نوبتی ( پرتو کرماشانی)
****************************************************
****ئه رمه نی****
ئاوارهگهی بیچارهگهی بی خانمانم ئهرمهنی !
مالد نیهزانم هاله کوو رووح و رهوانم ئهرمهنی !
ترسم وه گهردم تا نهکهی بیوشی بچوو دهر وا نهکهی
ئمجا م دی دیوانهگهی ئاگر وه گیانم ئهرمهنی
ت بهو موسلمانی بکه لهی گهوره مهمانی بکه
ههر چی ک خوهد زانی بکه م ناتوانم ئهرمهنی !
بیخود ئرا ترسی خوه مم قورسه دهمم خاتر جهمم
مانگه شهوه سایهی خوهمهها شان وه شانم ئهرمهنی !
نووش ئهوقره چشتی نیه ده ر وا که بارم کهفتیه
ههر یهی چکهی نهزری بکه تهر بوو زوانم ئهرمهنی !
ئهر یهی کهسی له دژمنی پرسی یه له کووره سهنی
وه گیان ههر چی کافره ئیوشم نیه زانم ئهرمهنی !
پشتم له بار دهرد و خهم شکیا نیهزانم چوه بکهم
دهردم یهسه له مال خوهم بی خانمانم ئهرمهنی !
رووژ و شه وم جوور یهکه دهر وا که مایووسم مهکه!
ئاخه و ه ناشهر تازه م جیال جوانم ئهرمهنی !
دهر واکه زیوتر « پهرتهوه» مهمانهگهی ئاخر شهوه
یهی شیشه له و بهد مهسهوه پر که بزانم ئهرمهنی
**** ساقی ****
تابرشن دواره برشن ساقی دلم کهواوه!
شیتم که تا نهزانم! زانستنم عهزاوه!
برشن دل ت خوهش بو! ساقی ئهگهر مِ دیمه،
کهس گیان وه دهر نیهوهید لهی سال ناسواوه
کلیام و برشیامه ئی دهرده کهس نیهزانی
ئهشکم له و دیورید ههم ئاگره ههم ئاوه
گوونا وه ژیر زولفد بیلا بکهی خوهر ئاوا
بوومه خِرِ چهوهیلد! جاری چِ وهخت خاوه؟!
دهردم کهسی نیهزانی ، داخم له بی کهسی خوهم
تهنیامِ چیو بکشیم ئی گشته ناحساوه
ئیوشم دلم هلاکه ، تا دهس بنهیده تالان
ئیوشی حهیا که پهرتهو ! دهس لهی قسهیله لاوه!
**** ئه ر مه نی ****
(((با ترجمه فارسی)))
آوارهگهی بیچارهگهی بی خانمانم ئهرمهنی !
من همان آواره و بيچاره و بي آشیانم ارمني
مالد نیهزانم هاله کوو رووح و رهوانم ئهرمهنی !
خانه ات را نميدانم كجاست ای همه وجودم ارمني
ترسم وه گهردم تا نهکهی بیوشی بچوو دهر وا نهکهی
مي ترسم كه بامن نسازی بگويي برو و در راباز نكني
ئمجا مه دی دیوانهگهی ئاگر وه گیانم ئهرمهنی
"آن وقت"است كه همان ديوانه آتش به جان افتاده ام ارمني
ته بهو موسلمانی بکه لهی گهوره مهمانی بکه
تو بيا مسلماني كن و اين کافر را نوازش كن
ههر چی ک خوهد زانی بکه م ناتوانم ئهرمهنی !
هر طوري كه خودت ميداني كن كه من ناتوانم ارمني
بیخود ئرا ترسی خوه مم قورسه دهمم خاتر جهمم
بيخود چرا مي ترسي؟ خودم هستم ،خاطر جمع باش ،قابل اطمينانم
مانگه شهوه سایهی خوهمهها شان وه شانم ئهرمهنی !
شب مهتابيه و اين سايه خودم است كه شانه به شانه ام مي بيني(نترس)ارمني
نووش ئهوقره چشتی نیه ده ر وا که بارم کهفتیه
اينقدر نگو كه چيزي نيست در را باز كن كه دلم اینجا گیر است
ههر یهی چکهی نهذری بکه تهر بوو زوانم ئهرمهنی !
فقط يك قطره عشقت را نذر كن ووجودم راسیراب كن ارمني
ئهر یهی کهسی له دژمنی پرسی یه له کووره سهنی
اگر كسي با نيت دشمني از من بپرسد كه شراب عشق را از كجا مي گيري
وه گیان ههر چی کافره ئیوشم نیه زانم ئهرمهنی !
به جان همه كافرانِ (قسم)! مي گويم نميدانم ارمني
پشتم له بار دهرد و خهم شکیا نیهزانم چوه بکهم
پشتم زير بار درد و غم شكسته است و نميدانم كه چه كنم.
دهردم یهسه له مال خوهم بی خانمانم ئهرمهنی !
دردم اين است كه در خانه خود بي خانمانم (آواره ام)ارمني
رووژ و شه وم جوور یهکه دهر وا که مایووسم نهکه!
روز و شبم مثل هم است در باز كن و مايوسم نكن
ئاخه و ه ناشهر تازه م جایل جوانم ئهرمهنی !
آخر من (بلابه دور) جاهل(جوان) و جوانم ارمني
دهر واکه زیوتر « پهرتهوه» مهمانهگهی ئاخر شهوه
در را باز كن زود؛ پرتو مهمان آخر شب است
یهی شیشه له و بهد مهسهوه پر که بزانم ئهرمهنی !
یک جام از عشقت به من عطا کن ارمنی
********************************************************************
اين غزل را بيژن كامكار در آلبوم “سيوي سور (سيب سرخ)” بسيار زيبا خوانده اند والبته تنظيم و آهنگسازي تهمورث پورناظري به آن جلوهء ديگري داده است جوان پر انرژي و پر كاري كه كارها و تنظيم هاي زيبايي دارد و شعرهاي استاد پرتو را هم دوست دارد و براي تعداي از كارهاي استاد موسيقي ساخته است.در اين آلبوم تقريباً همه برادران كامكار به نوعي همكاري كرده اند.
کم بیش بِچِم دیره لِه شرشره وارانه
یه شو بمینَ لامان مر ایره بیاوانه
“كم بگو برم ديره،در این باران شدید
يك شب بمان پيش ما مگه اينجا بيابان است ”
آمان و تو هاوردم دی بال و پرم نشکن
چي کوتر زخمیگم هامَ ناوِ ایوانه
“به تو پناه آوردم بال و پرم و نشكن
مثل يك كبوتر زخمي كه به خانه ات پناه آورده ”
عمریکَ چاوَ ریتم پامال جُوانیتم
بیلا که دمي تَر کم لو چک چک زلفانه
“عمريه كه چشم به راهتم جوانيم فدای تو شد
بذار كه لبي تر كنم از شراب زلفانت”
کم بیش بچم دیره ار مِردِم َچو هیلم
باخ شُویَ کت خیسَ له وقت زمستانه
“كم بگو برم ديره اگر بميرم هم نمي ذارم بري
باغ پریشانت (موهات)خيسه توي اين وقت زمستون”
کم بیش بچم دیره له شر شره وارانه
یه شو بمین لامان مر ایره بیاوانه
علي اشرف نوبتي (پرتو كرمانشاهي)
تصنيف “وارانه” از آلبوم “ سیوی سور (سیب سرخ )
آواز “ بیژن کامکار “
موسیقی “ تهمورث پورناظری “
منبع: وبلاگ گلزار سخن کرمانشاهان
Farangis kavian 1387 khorshidy eslam abad gharb
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

گروه کامکارها
گروه موسیقی کامکارها در سال 1344برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن کامکار(ویلن) و عضویت هوشنگ(آکاردئون)، بیژن(خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده و ویلن) و ارژنگ(تمبک)تشکیل شد و برنامه های متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد. کامکارها اوّلین تمرینات خود را شب ها در کنار حوض کوچک حیاط منزل شان انجام می دادند. با بزرگ شدن فرزندان، به تدریج این گروه موسیقی متکامل ترشد، از نظر آنسامبل انسجام بيشتري پيدا كرد و در سال 1348 با اعضای خود، هوشنگ(ویلن)، بیژن(تار و خواننده)، پشنگ(سنتور)، قشنگ(خواننده)، ارژنگ(تمبک)، ارسلان(عود) و اردشیر(کمانچه) کنسرت هایی را به صورت رسمی در برخی از شهرهای کردستان و همچنین شهر ارومیه برگزارکرد.
بعد از سال1350 برخی از افراد خانواده از جمله هوشنگ، بیژن، پشنگ و ارسلان برای فراگیری موسیقی آکادمیک به تهران آمده و در دانشکدۀ هنرهای زیبا به تحصیل مشغول شدند(ارژنگ در آن دوره در رشتۀ نقاشي تحصيل مي كرد). پس از چندی کامکارها به اتّفاق محمّد رضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و تنی چند از دیگر هنرمندان، گروه های شیدا و عارف را تشکیل دادند. این دو گروه کنسرت های موفّقیّت آمیزی را با خوانندگی محمّدرضاشجریان و شهرام ناظری به اجرا گذاشته و آثاری را ارائه کردند که بی ترديد از جمله آثار به یادماندنی موسیقی سنتّی ایران به شمارمی آیند.
اوّلین کنسرت های رسمی اين خانواده با نام «گروه کامکارها» در اوایل دوران پس از انقلاب در مجموعه آزادی و تالار وحدت اجرا شد که در بر گيرندۀ سه قسمت: موسیقی فارسی، تکنوازی سنتور اردوان و موسیقی کردی بود. در سال 1368 امید لطفی، فرزند قشنگ و محمّد رضا لطفی، به گروه پیوست و نوازندگی تار گروه را به عهده گرفت.
کامکارها در کنسرت هاي اخیرشان برخی از استعدادهای جوان را نیز در کنار خود جای داده اند.
این گروه کنسرت های متعددی در داخل و خارج از کشور اجرا نموده و در اکثر فستیوال های بزرگ موسیقی جهانی از جمله WOMADبه مدیریت پیتر گابریل، سامراستیج (نیویورک) و اکثر تالارهای بزرگ و مهم اروپا و آمریکا همواره حضوری قدرتمندانه و تحسين برانگیز داشته است.
گروه کامکارها در اکثر شهرهای کردستان عراق کنسرت هایی را برگزار کرده، همچنين در سال1380 برای اولین بار در تاریخ کشور ترکیه توانست برنامه موسیقی کُردی را در شهرهای استانبول و دیار بکر اجرا کندکه نقطۀ عطفي در رخدادهاي موسيقي اين مناطق به شمار مي آيد. از دیگر اجراهای مهم کامکارها، می توان به شرکت در فستیوال موسیقی لوچیانو بریو ،آهنگساز بزرگ و مدرن ایتالیایی اشاره كرد؛ اين كنسرت ها كه در سال 1383در بسياري از شهرهای انگلستان اجرا شد، حاصل همكاري گروه كامكارها و اركستر سيمفونياي لندن و نشان دهندۀ هماوايي دو نوع موسیقی کردی و موسیقی مدرن جهانی بود كه توجه بسياري از صاحبنظران و علاقمندان موسيقي را به خود جلب كرد.
اجرای کنسرتینو کمانچه با ارکستر سمفونیک«مالمو» ي سوئد در سال 1384نیز يكي دیگر از موفقیت های اين گروه در همين دوران بود.
گروه کامکارها علاوه بر اجرای صحنه ای، آلبوم هاي متعددي را عرضه کرده است که از آن جمله مي توان به اورامان، زردی خزان، شیلره، گلاویژ، کامکارها، آگری زیندو، گل نیشان، پرشنگ، کانی سپی، سماع ضربی ها (برای ساز های کوبه ای)، سه نوازی و تکنوازی، به یاد صبا، ، ئه وراد و ایمشو اشاره كرد. هریک از اعضاء گروه کامکارها، علاوه بر این موارد، به تنهائی نیز آثار متعددی را در قالب آلبوم، موسیقی متن فیلم، تالیف و ترجمۀ کتاب ارائه کرده اندکه در شرح حال تک تک شان مورد اشاره قرار خواهد گرفت.
این گروه با دعوت از دیگر اساتید موسیقی كشور، درسال 1376 آموزشگاه آزاد موسیقی كامكارها را درتهران بنيان نهاد كه تا به امروز به فعاليت خود ادامه داده و سهم به سزايي در معرفي چهره هاي مستعد و جديد به جامعۀ هنري كشور داشته است.
فرنگیس کاویان 1387 خورشیدی اسلام اباد غرب
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

