فشار كردها براي استقلال
هشدارهاي همسايگان و سناريوهاي آمريكا براي عراق
به قلم:دانيل ويليامز
سرويس خارجي روزنامه واشينگتن پست
از زير پرچم كردستان با رنگهاي سرخ،سفيد و سبز،صداي هيجان انگيز يك جوان مردم را به امضاي تومار حمايت از فدراليسم فرامي خواند.
اين يك گام بسوي استقلال است.
تعدادي از كارگرها،كارمندها و رهگذران عادي به سمت يك اداره براي ثبت نامشان در ليست هجوم آوردند.
برخي از آنها با سنجاق انگشتشان را سوراخ كرده و با خون تومار فدراليسم را امضا كردند.
اين آغاز يك بسيج سراسري براي كردهاي عراق بود.
اگر چه يك خودمختاري نوين در چارچوب عراقي فدرالي هدف كنوني آنهاست،اما بيشك آنها حاضرند تا در مرحله بعدي بر يك حقيقت انگشت بگذارند:
«جدايي»! اگر حالا نشد،وقتي ديگر در آينده اي نزديك!
در يك خيابان سه بانده شلوغ،كردها بصورت احساسي بيرون ريخته بودند و در اين ميان پسركي جوان،با شعف و هيجان به سخن آمده بود:
«ما مي خواهيم مثل بقيه جهانيان باشيم؛در اين كره خاكي بسياري كشورهاي كوچكتر از كردستان هستند با دولت خودشان،پرچم خودشان و آزادي خودشان؛ما از آنها هيچ چيزي كم نداريم.»
اينها گفته هاي «سيامند قادر» يك دانش آموز دبيرستان و يك حامي پرشور استقلال كردستان بود.
«جبار محمد» يك باغبان؛ندا داد:«من نمي دانم كه فدراليسم يعني چه؟! من تا زماني كه استقلال ممكن است به فدراليسم فكر نمي كنم.»
آرزوهاي ملي كردها هشدارهاي تركيه،ايران و سوريه را موجب شده است.
هر اقليت كرد در اين كشورها جنبش خودش را دارد و همسايگان عراق بشدت از دستيابي كردهاي عراق به خودمختاري معني داري مي هراسند.
اين وضعيت يك پيچيدگي ناخوشايند را براي عراق پديد آورده است؛كشوري كه آمريكا آن را اشغال كرده و قرار است تا قدرت را تا 30 ژوئن به عراقيها تحويل بدهد.
دولت بوش مشخصا بر حفظ تماميت ارضي عراق تاكيد كرده است.
اما رهبران كرد اعلام كرده اند كه پشت كاغذپاره هاي دولت آمريكا را امضا نخواهند كرد مگر اينكه به آنها تضمينهاي لازم براي تقويت خودمختاري در مناطق كردنشين داده شود؛همانند خودمختاري كه در عراق مركزي و جنوبي برپا خواهد شد.
با تشكيل دولتي بدون حضور كردها،پرشور و شوقترين حاميان تهاجم آمريكا به عراق و اشغال اين كشور( كردها )،بسيار اميدوار بودند تا به مقصد خود - تجزيه عراق - دست يابند.
كردها بين 15 تا 25 درصد جمعيت عراق را تشكيل مي دهند.
در كردستان تا چهارشنبه اي كه تظاهرات فدرال خواهي برگزار شد،هيچ حركت ضدآمريكايي اتفاق نيفتاده بود.
«آمريكا اميدمان است؛من نمي دانم چرا آنها بيشتر اقدام نمي كنند؟!»
«ساريا عزالدين» يك آموزگار زبان انگليسي دانشكده اين را گفت.
ولي آنها يك دولت فدرالي دارند؛اينطور نيست؟!
«ساريا» افزود:«استقلال رويايمان است و خودمختاري واقعيتمان؛و ما در تلاشي سخت در بين اين دو درگير هستيم.پيش از جنگ،ما به يك خودمختاري واقعي دست يافته بوديم.»
كردها در يك دوره 12 ساله پس از جنگ خليج فارس در 1991 ،از استقلال واقعي كه در سايه حمايت آمريكا و بريتانيا از منطقه پرواز ممنوع شمال اين كشور بدست آمده بود،لذت بردند. احزاب اپوزيسيون و سياسيون تبعيدي با حمايت دولت بوش پدر،گرد هم آمدند و حكم خودمختاري كردستان را تاييد كردند.
اين وضعيت تا نوامبر گذشته كه آمريكا براي انتقال قدرت به عراقيها آماده مي شد،ادامه يافت تا اينكه به ناگهان متفقين در ميان جمعي از گروههاي عرب عراقي با فرمول گسترش خودمختاري كردها به برخي مناطق جنوبي ناحيه پيشين خودمختار مخالفت كردند.
بيشترين تنشها در شهر «كركوك» روي داد كه در قلب يك منطقه نفت خيز قرار دارد.زمينهاي اطراف اين شهر ۴۰٪ نفت خام كشور را در خود جاي داده اند.
كردها خواهان اخراج دهها هزار عربي هستند كه دولت صدام حسين در راستاي سياست «عربي سازي» خود به اين شهر آورده است و نيز بازگشت دهها هزار كردي كه به ديگر نقاط عرب نشين عراق تبعيد شده اند.
در هفته گذشته رهبران سياسي كرد و ديگر گروههاي عراقي در نشستي گرد هم آمدند تا براي تدوين قانون اساسي آينده عراق اقدام كنند.
رهبران كرد مي گويند كه هنوز براي موفقيت اميدوار هستند.
«سعيد عثمان» مسئول شعبه «اربيل» حزب دموكرات كردستان عراق در اين باره گفت:
« ما مي كوشيم تا از همين ابتدا قانون اساسي موردنظر عربها را تغيير دهيم،چراكه پس از تدوين نهايي،بازنگري آن سخت خواهد بود.»
وي افزود:
« ما كردها يك موضع داريم:تغييرات حالا و نه در آينده!»
كردها تومار خودمختاري را در شمال عراق و بويژه شهر «كركوك» و شهرهاي مجاور امضا كردند.
نسخه هايي از اين درخواست براي جرج بوش،رئيس جمهوري ايالات متحده، منشي كوفي عنان دبير كل سازمان ملل متحد،اعضاي هيئت حقوق بشر اتحاديه اروپا و شوراي حكومت انتقالي عراق فرستاده شده است.
كردها يك همه پرسي را براي اصول حكومت آينده عراق خواستارند.
تا زماني كه شورايي بر اساس قانون اساسي تشكيل شود،احزاب كردي عراق شامل PUK و KDP كنترلشان را بر شمال عراق حفظ خواهند كرد. اين دو حزب در حال حاضر در حال برنامه ريزي براي اتحاد و سازماندهي تشكيلاتي واحد در شمال عراق هستند.
در حال حاضر بر اين مسئله توافق شده است كه عضوي از KDP » نخست وزير و عضوي از PUK نيز رهبري پارلمان كردي را بر عهده داشته باشد.
كردها مي كوشند تا پيش از انتخابات آينده،يك همه پرسي سراسري در مناطق كردنشين را به ايالات متحده تحميل كنند.
از نظر كردها هر تصميمي براي عراق بايد بصورت داوطلبانه باشد.
آنها براي برپا كردن دولتي در جناح شرقي منطقه اي كه از كوههاي «همرين» در جنوب آغاز شده و به شهر «موصل» در شمال عراق خاتمه مي يابد،مبارزه مي كنند.
هم اكنون يافتن پرچم عراق با آن رنگهاي قرمز،سفيد و سياهش در «اربيل» غيرممكن است.مردان نيز به ندرت با شما به زبان عربي سخن مي گويند.
چهارشنبه كردها بيزاري عميقي نسبت به عربها نشان دادند.
سركوب وحشيانه قيام كردها از سوي صدام حسين،بويژه بمباران شيميايي «حلبچه» و عمليات نسل كشي سال 1988،براي انگيزه هاي اين نفرت كافي به نظر مي رسند.
«فرهاد احمد» يك كاردان مخابرات در اين باره مي گويد:
«زندگي با عربها براي ما رنج آور بود.چه كسي است كه يكبار ديگر چنين دردسري بخواهد؟!»
صداي مخالفت با فدراليسم از سوي يك روحاني بلندپايه شيعه بنام آيت الله «علي سيستاني» نيز بر هراس كردها افزوده است.
سيستاني و ديگر مخالفان فدراليسم،اين سيستم را با تقسيم و تجزيه عراق يكي مي دانند.
طرفداران سيستاني،هفته گذشته هزاران تظاهركننده را براي برگزاري انتخابات و مخالفت با فدراليسم به خيابانهاي بغداد كشاندند.
شيعيان اكثريت جامعه عراق را تشكيل مي دهند و كردهاي سني مذهب، آرزوهاي خود را با روي كار آمدن يك دولت شيعي برباد رفته مي بينند.
«عثمان» در اين باره به شوراي حكومت انتقالي هشدار داد كه چنين امري براي عراق بسيار خطرناك خواهد بود و منجر به پايمال شدن حقوق مدني خواهد شد.
او افزود:
« سيستاني مي خواهد يك حكومت شيعي روي كار بياورد اما كردها آن را نمي پذيرند.احزاب كرد سكولار هستند و بنيادگرايي شيعه را نخواهند پذيرفت»
«علي» يك آرايشگر هم گفت:
«اگر كسي مي خواهد بدنبال سيستاني بدود،بايد بداند كه ديكتاتوري او به مراتب از ديكتاتوري صدام بدتر خواهد بود.»
جمعه،30 ژانويه 2004
فرنگیس کاویان 1387 خورشیدی اسلام آباد غرب
برداشت با ذکر منابع بلامانع است.
دو غزل از رضا جمشیدی
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است
و احساسي پر از بي آشنايي در پس اين شهر پنهان است
نه،هرگز صحبت از پژمردن يك برگ يا تخريب جنگل نيست
خدا هم خوب مي داند كه حرف از جوخه اعدام انسان است
نفسها سرد،تن ها اسكلتهاي بلور آجين و اين يعني
هوا بس ناجوانمردانه سرد است.آ.زمستان است
در اين دشتي كه مي بيني هزاران زخم كاري در تنش دارد
دريغا گفتگو از مرگ انسانيت است از مرگ ايمان است
ببين در ناكجا آباد فرداهاي موهومي كه مي آيند
هزاران مرد در زنجير يا گوشه تاريك زندان است
فريبت مي دهند اين روشنائيها تماش نور مصنوعيست
و اعماق همين جنگل نماهايي كه مي بيني،بيابان است
شبي در خواب ديدم يك نفر پيغام سبزي از بهار آورد
بدين معني كه سرماي زمستان پوش بهمن رو به پايان است
هنوز يادم نرفته است نام قبيله ام
و مي شناسم هنوز هم تمام قبيله ام
فريب تزويرهاي كهنه خوردتد ور نه
شكست هرگز نبوده در مرام قبيله ام
به من بگوئيد بر سوارها چه گذشته بود
در آخرين روزهاي قتل عام قبيله ام
هميشه پشت خنده هايشان كشيده اند
چه نقشه هايي براي انهدام قبيله ام
نه...با همين دستهاي پينه بسته ساده ام
دوباره تكثير مي كنم دوام قبيله ام
دوباره آتش،صداي شيهه ها و تفنگ را
بياد مي آورم به احترام قبيله ام
به روح مردان بي شكست طايفه ام قسم
بدان كه خواهم گرفت انتقام قبيله ام
منبع وبلاگ شخصی شاعر
Farangis –k shabad gharb 1387 khorshidy
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.


