لک کیست، لکی چیست؟
لک ها گروهی مستقل از اقوام آریایی هستند که در استانهای لرستان، کرمانشاه، ایلام، همدان، کرکوک، خانقین و بخشهایی دیگر از کشور عراق سکونت دارند. گروه هایی نیز به مناطق متعدد کشور از جمله به شهرستان های کجور، کلاردشت، تیت دره، مکارود در شمال و گروهایی نیز به استان های فارس، قزوین، شمال خراسان و ورامین در استان تهران تبعید شده اند. این قوم یکی از سه شاخه ی اصلی اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران زمین بنیان نهادند. زبان آنها بازمانده زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است.
زبان لکی در میان مردمان ساکن در جنوب نواحی غربی ایران (در قسمتهایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و هم اکنون انبوهی از مردمان این مناطق بدان تکلم میکنند. حوزه گسترش گویش لکی به ترتیب از شمال شرق به شمال غرب عبارتند از :
بخش چقلوندی یا هرو در شمال شرق،زاغه و بخشهایی از شهرستان بروجرد. بیشتر لک زبانان بروجرد در بخش سیلاخور(منطقه چالان چوالان)هستند.
شهرستان سلسله یا الشتر در شمال
شهرستان دلفان یا نورآباد در شمال غرب
مناطق شمال و شمال غربی شهرستان کوهدشت و نواحی شمالی بخش چگنی
بخشهايي از شهرستان شيروان چرداول-دره شهر و آبدانان.
در کردستان عراق(جنوب کردستان) تعداد گویشوران لک بیشتر از ایران است.
شهرهای هرسین - صحنه،کنگاور،سنقرودینوردر استان کرمانشاه و بخشهایی از تویسرکان، نهاوندواسدآباد در استان همدان.
در میان مناطق یاد شده، دهستان قلایی واقع در جنوب شهرستان سلسله و نیز طوایف امیر، در شمال دشت الشتر به گویش لری تکلم میکنند. شهرستان دلفان در بخش لکیزبان مرکزیت دارد و تقریبآ همه اهالی آن به لکی سخن میگویند، از اینرو میتوان این شهرستان را مرکز لکستان دانست.
گویش لکی با گویشهای جنوبی زبان کردی به ویژه گویشهای سورانی و گورانی نزدیکی دارد و از دیدگاه زبانشناختی لکی حلقه میانی زبانهای کردیتبار و فارسیتبار به شمار میآید. زبان کردی و شاخههای متعدد آن از دیدگاه تحولات تاریخی زبانها و لهجههای ایرانی جزو زبانهای "شمال غربی" ایران محسوب میگردند. البته برخی ادعا کرده اند که زبان لکی عضوی خارج از زبان کردی و لری میباشد. درتاریخهای گذشتگان از جمله تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی از الشتر به عنوان یکی از ایالات بزرگ کردستان یاد شده است.
یکی از ویژگیهای گویش لکی، دارا بودن آثار نوشتاری است. برخی از این آثار متعلق به فرقه یارسان (اهل حق) میباشد. گروهی از تیرههای لک دلفان پیرو کیش یارسان میباشند. گویش لکی از لحاظ ساختار زبانی و اشتراکات واژگانی از گویشهای لری کاملاً متمایز است. این گویش با توجه به دگرگونیهای آوایی زبانهای ایرانی در دوره باستان و میانه پیوندگاه گویشهای ایرانی "شمال غربی" و جنوب غربی را تشکیل میدهد. در حالیکه زبان لری و شاخههای آن جزو زبانهای ایرانی "جنوب غربی" (فارسیتبار) شمرده میشوند.از ویژگیهای لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است. برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیار خان غضنفری تحت عنوان "گلزار ادب لرستان" گردآوری شده است. این تذکره با لری پیوندی ندارد. از دیگر آثار مکتوب میتوان به سرودههای اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است و...
منبع : سازمان میراث فرهنگی لرستان
Farangis kavian 1387 khorshidy shabad gharb
www.kurds.coo.ir
برداشت با ذکرمنبع بلا مانع است.
حنجره زخمی تغزل
به یاد حشمت الله لر نژاد
« حشمت تو بهار بيخزاني ما را
در اين دل داغديده جاني ما را
در خاطرها هميشه ميماني تو
چون آيت عشق جاوداني ما را»
پاييز سال 1374 هنوز با ارغوان رنگها از راه نرسيده بود كه خاكستر ابرهاي پاييز از سفر عارفانهي خوانندهي بيبديل كرمانشاه، استاد حشمتاله لرنژاد خبر داد. با رفتن اين بزرگ مرد كه قافله سالار آواز و موسيقي كُرد بود ،يك ملت را سوگوار كرد و بسيارناباورانه به سوي دوست پرواز نمود.
استاد حشمتالله لرنژاد فرزند مرحوم حاج فتحالله درسال 1326 در شهر كرمانشاه محلهي علافخانه به دنيا آمد. پدربزرگ ايشان داراي صداي خوبي بود. مرحوم حشمت هم صوت داودي خود را از پدر بزرگش به ارث برده بود. وي در سال 1343 در سنين 17 سالگي در اركستر راديو كرمانشاه اولين ترانهي خود را با شعري از شاعر گرامي يداله لرنژاد (شيدا كرمانشاهي)اجرا كرد و از همان زمان فعاليت رسمي خود را در عرصهي هنر و موسيقي كُردي آغاز نمود. لرنژاد بيشتر به سبك استاد سيدعلي اصغر كردستاني، علي مردان و طاهر توفيق ميخواند و مدتها از تعليمات مرحوم حسن زيرك خوانندهي نامي كُرد استفاده كرد و نيز از راهنماييهاي آقايان محمود بلوري، محمود مرآتي، اكبر ايزدي، سيفاله نادرشاهي و مسعود زنگنه بهرهها برد.
سرودها و ترانههايش به سبكهاي مختلف بود و تسلط كاملي در زبانها و لهجههاي كردي، اورامي، سوراني، گوراني، باديناني، شكاكي، لري و كردي كرمانشاهي داشت كه در آثارش اين گويشها به خوبي مشهود است، در فن بداههخواني نادرهي روزگار بود. يك بار به مناسبت دههي فجر براي اجراي موسيقي به پالايشگاه خانگيران سرخس دعوت شده بود و در شب اجرا پس از هماهنگي معلوم شد كه گرهاي در كار است، اما خودش فوراً ابتكار به خرج داد و بداهتاً در دستگاه شور(چپ كوك) كه بسيار مشكل است به نحو احسن سرود«بهشت زندگي» را اجرا نمود، كه اين كار باعث حيرت خيلي از نوازندگان و تماشاچيان شد. وي نيز در خواندن ترانههاي پاپ مهارت كافي داشت كه ميتوان به ترانهي «خونهي من تورم نيش زمونست» با آهنگسازي منوچهر طاهرزاده با شعر كيومرث حيدري، و ترانهي «خورشيد ميهن ما تو دست شب اسيره»ّ كه مضموني سياسي ـ اجتماعي داشت، اشاره كرد.
زندهياد حشمتاله لرنژاد سالها هنر خويش را صادقانه به مردم ما پيشكش كرد و حدود بيش از 200 ترانهي محلي را با گويشهاي مختلف اجرا كرد كه هركدام در يك برهه از زمان مورد توجه مردم قرار گرفت. آثارش همانند بهارستان سرسبز و با طراوتي است كه هيچگاه رنگ خزان به خود نميگيرد.
در دستگاههاي موسيقي ايراني تبحر كاملي داشت و به گوشههاي موسيقي محلي به خوبي آشنا بود. به شهادت دوستان و آشنايان حشمت نيازي به ميكروفن نداشت، چرا كه اوج صدايي كه از دل سوختهاش به گلو ميرسيد حنجرهاش راتسكين ميداد و آنچنان رسا بود كه ميشد ازپشت ديوارهاي دور صدايش را شنيد. او در بين دوستاني چون محمود مرآتي، اكبر ايزدي،علي ناظري و مسعود زنگنه و... هنر خود را به كمال رسانيد.
از ترانههاي بسيار معروف او ميتوان به «خداحافظ عزيزم»، «دلم زنداني درده»، «گلاريزان»، «ظالم ظالم»، «گلبانگ عاشقانه»، «رفيقاني طريقت » و ترانهي بسيار زيبا و معروف «جشن شادي»اشاره كرد. سرود«بازهواي وطنم آرزوست»را براي اولين بار در ايران اجرا نمود، كه بسيار مورد استقبال مردم قرار گرفت و بعدها خوانندگان زيادي دركشورمان با اشتياق اين سرود را بازخواني كردند. هم اينك اين شعر به همراه نت آن بر آرامشگاه جاوادانهاش حك شده است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي دامنهي فعاليتهاي خود را گسترش داد و تا سال 1368 با صدا و سيماي مركز كرمانشاه همكاري داشت و جزءكساني بود كه در زمان جنگ تحميلي توسط مركز صدا و سيماي استان همراه گروهي از نوازندگان به سرپرستي مسعود زنگنه به مناطق و خط مقدم جبههها رفته و سرودهاي حماسي از جمله«باز هواي وطنم آرزوست» و سرودهاي بسيار زياد ديگري را با عشق به ايران و اسلام خالصانه به رزمندگان پيشكش كرد. در سال 1367 كنسرتي را در تالار شهيد بهشتي كرمانشاه به مناسبت سالگرد تأسيس راديو كرمانشاه با اركستر صدا و سيما اجرا نمود، و از سال 1368 به بعد همكاري خود را با گروه مشتاق به سرپرستي سياوشنورپور آغاز كرد ،كه حاصل آن اجراي كنسرتهاي متعددي در كرمانشاه و تهران و ديگر نقاط كشور بود. آخرين كنسرتش در فروردين 1374 در سازمان هواشناسي كشور بود. تمام برنامهها و كنسرتهايش با موفقيت و استقبال با شكوهي اجرا ميشد.
روانشاد حشمتاله لرنژاد مدت 25 سال به عنوان يك كارمند متعهد و صديق در ادارهي هواشناسي انجام وظيفه نمود و علاقهي زيادي به شهرش داشت كه نشانهي اين علاقه ،خواندن ترانهي«كرماشان كرماشان» است كه با شور و شوق خاصي اجرا نموده است.
زندهياد حشمتاله لرنژاد معتكف كوي دوست بود و سائل بيقرار درگاه آن يكتاي عشق آفرين و نغمههاي آواز او تضميدي بود بر دردهاي عشاق. مناعت طبع و علو همتش سبب بود تا هنرش را به بيهنران نفروشد. هميشه اين شعر ورد زبانش بود كه:
نام نيكو گر بماند روزگار
به كز او ماند سراي زرنگار
وي ارادت و عشق خاصي نسبت به خاندان حضرت علي(ع) داشت و نوحههاي زيادي را با لهجهي كردي كرمانشاهي و فارسي به مناسبت شهادت حضرت امام حسين(ع) در استوديو صدا و سيماي كرمانشاه و حتي با حضور در دستههاي سينهزني و زنجيرزني با صداي پرتأثير خود خوانده است .(آقاميروـ شيرين شمامهي نوبرم ـ اكبر رو اكبرم ـ يا علي امشب و ...و از اين نوحههاست .
شيدا ميگويد:«نوحههاي او با سوزي حسيني بر زبان ميآمد و اگر صداي حشمت اثر و خاطرهاي دارد ريشه در ايمان و اعتقاد عميق او را دارد».
وي از اشعار پرمغز شعراي كُرد چون(طاهر بگ جاف، مولوي كرد، سيد يعقوب ماهيدشتي) و خيليهاي ديگر مخصوصاً برادرش شيدا كرمانشاهي كه يكي از شعراي به نام كرمانشاه است، استفاده ميكرد. وي داراي سه فرزند، يك دختر و دو پسر ميباشد كه حسامالدين فرزند بزرگ ايشان در زمينه خوانندگي فعاليت دارد .
زندهياد استاد حشمتاله لرنژاد مرواريد پرارج درياي موسيقي فولكلور كردي ،انساني با صفا، وارسته و يك رنگ بود و اهل هيچگونه شكسته نفسيهاي رياكانه نبود .عمري را در طلب لقمههاي راز و جرعهاي نسيم تقرب به سر برد. سالها روح تعهد را در وجود مردم اين ديار دميد . در بامداد روز شنبه 25 شهريور 1374 در اثر عارضهي قلبي بود كه دعوت حق را لبيك گفت. فوت ايشان ضايعهي جبرانناپذير و اسفناكي بود بر پيكرهي موسيقي كردي ايران.
حشمت رفت، اما هيچگاه صدايش در مناطق اورامان و كردستان و كوچه پس كوچههاي كرمانشاه وتمام نقاط كردنشين فراموش نخواهد شد.
برخی از اهنگهای زنده یاد لرنژاد را می توانید در سایت ایلام امروز بشنوید:
روحش شاد و يادش جاودان باد
« حشمت غم مرگت به جگرخواهد ماند
زين داغ به سينهها اثر خواهد ماند
آن نالهي جانسوز كه در ناي تو بود
در خاطرهي اهل هنر خواهد ماند»
منبع:http://bash.blogfa.com/post-172.aspx
Farangis kavian 1387 kh shabad gharb
برداشت باذکر منابع بلا مانع است.
هرجا کرد هست آنجا ایران است
( زنده یاد ملا مصطفی بارزانی )
سخنان سالهای اخير چند نفر از نمايندگان كرد مجلس شوراي اسلامي(سال1385 ) در حمايت از تحركات جداييخواهانه نگراني عميق بسياري از ميهندوستان ايراني را در پي داشته است. آنچه در اين رهگذر قابل تأمل است اينكه بسياري از اين سخنان ناشي از غفلت و عدم آگاهي از تاريخ و پيشينه كهن فرهنگي ايرانزمين است كه طرح اينگونه مسائل را به دنبال داشته است. بيترديد وضعيت كردهاي ايران به هيچ روي با كردهاي ساكن تركيه، عراق و سوريه نبايد در يك قياس قرار گيرد چراكه هموندی چندهزارساله كردها در بستر تمدن آريايي ايرانزمين، شاكله سترگ تاريخي، فرهنگي، نژادي و زباني را شكل داده كه فجايع عظيم تاريخي همچون حمله اسكندر و... هم نتوانسته اين پيوند را بگسلد...
بنا بر نظر غالب پژوهشگران و محققان غيرايراني، كردها كه از قوم ماد هستند، همواره در طول تاريخ به عنوان قومي آريايي از فرهنگ، نژاد و زبان مشتركي با ديگر ايرانيان برخوردار بودهاند و زبان كردي به عنوان يكي از كهنترين گويشهاي ايران باستان شناخته شده است. هويت قوم كرد هم همواره با مليت ايراني عجين شده است. «هنري فيلد» در كتاب «مردمشناسي ايران» مينويسد: «كردها از حيث زبان و خصوصيات جسماني، ايراني هستند و به عنوان شعبهاي از نژاد ايراني از حيث زبان، اخلاق، عادت و شيوه معيشت با ساير ايرانيان داراي جهات اشتراك هستند».
«دانيلو» نويسنده غربي نيز در اين باب نوشته است: «كردهاي تركيه هم از حيث زبان و خصوصيات جسماني ايراني هستند». «لرد كرزن» هم گفته كه: «زبان كردها، لرها و بختياريها شبيه زبان فارسي است و چندان تفاوتي با هم ندارند»...
كردها همچون ديگر ايرانيان از اعتقادات اصيلي همچون احترام به پاكيزگي آب، خاك و آتش برخوردار بودهاند كه هماكنون نيز بسياري از رسوم كهن ايراني همچون جشنهاي نوروز و چهارشنبهسوري با شكوه منحصر به فرد در مناطق كردنشين پاس داشته ميشود. كردها از دوران باستان به كيش يكتاپرستي زرتشتي اعتقاد داشتهاند كه بعدها به دين اسلام تغيير يافته است...
علاوه بر كردهاي تركيه، كردهاي عراق هم جهت احقاق حقوق پايمالشده خود قيامهاي دامنهداري را تدارك ديدند كه قيام شيخ محمود مفيدزاده در سالهاي 1325 تا 1939 از مهمترين آنها بوده است. اين نبرد با نيروهاي انگليسي و اعراب عراقي در نهايت به شكست انجاميد و شيخ محمود مفيدزاده هم به ايران پناهنده شد... در نبردهايي كه بين كردها و ارتش عراق در طول سالهاي 1943، 1945، 1946 و 1947 درگرفت، ضربات سختي به رژيم عراق وارد آمد ولي اوج اين درگيريها در سالهاي 1956 تا 1971 بود كه قيام كردها عليه حاكمان خونخوار بعث عراق، به اوج خود رسيد. سرانجام اين قيام نافرجام نيز با پناهنده شدن ملامصطفي بارزاني به ايران پايان يافت. جملهاي مشهور از ملامصطفي به يادگار مانده كه هنوز در اذهان زنده است و آن اينكه «هرجا كرد است، آنجا ايران است»...
منبع :سایت بازتاب
Farangis kavian 1387 kh shabad gharb
برداشت باذکر منابع بلامانع است.


