تبليغاتX
کرد وکردستان
کرماشان

 

 کریم سنجابی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

كريم سنجابي در ۱۲۸۳ در كرمانشاه متولد شد.پدرش قاسم خان سردار ناصر رئيس ايل سنجابي بود .او پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد مدرسة حقوق تهران شد و پس از اعزام به پاريس دكتراي حقوق خود را از دانشگاه پاريس اخذ نمود.سنجابي پس از بازگشت به ايران در سال ۱۳۱۳ به سمت دانشياري حقوق اداري دانشكدة حقوق و علوم سياسي و اقتصادي منصوب شد و پس از ۵ سال به مقام استادي رسيد و همزمان به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و بعدا به رياست دانشكدة مزبور رسيد.دكتر سنجابي بعد از شهريور ۱۳۲۰ از بنيانگذاران حزب ميهن بود كه به حزب ايران پيوست و در سال ۱۳۲۵ عليرغم ميل باطني‌ او حزب ايران با حزب توده ائتلاف كرد. در تحصن دربار او با مصدق همراه بوده و از آن پس به عضويت جبهة ملي درآمد و به سمت وزارت فرهنگ در دولت مصدق رسيد و در دوران او نشريات آزادي بسيار بالائي پيدا كردند.دكتر سنجابي پس از وزارت به نمايندگي مردم كرمانشاه در مجلس رسيد و در خرداد ۱۳۳۱ به سمت قاضي اختصاصي ايران در ديوان دادگستري بين‌المللي لاهه تعيين شد و خدمت شاياني به كشور كرد.

پس از ۲۸ مرداد او حدود ۱۹ ماه مخفي بود و در نهايت با شفاعت حشمت‌الدوله والاتبار آزاد شده و به دانشگاه بازگشت و تا سال ۱۳۳۸ فعاليت سياسي نداشت.با تشكيل جبهة ملي دوم در سال ۱۳۴۰ دكتر سنجابي وارد فعاليت شد ولي در نهايت با بروز اختلافاتي ميان اميني و جبهة ملي و سركوب دانشجويان دانشگاه، در نهايت اميني كنار گذاشته شده و سران جبهة ملي هم به زندان افتادند و با انحلال جبهة ملي دوم دوران استبداد ۱۵ سالة سلطنتي آغاز شد.

دكتر سنجابي پس از آزاد شدن از زندان درخواست بازنشستگي كرد و به آمريكا عزيمت كرد و در سال ۱۳۵۰ به ايران مراجعت كرد و فعاليت‌هاي محدودي به همراه يارانش آغاز كرد تا آنكه در سال ۱۳۵۵ با به وجود آمدن فضاي مناسب شروع به فعاليت كردند و در ۲۲ خرداد ۵۶ او به همراه داريوش فروهر و شاپور بختيار نامة سرگشادة معروفي به شاه نوشته و او را از ادامة سياستهايش بر حذر داشتند.

۲۸ آبان ۵۶ هم جبهة ملي چهارم اعلام موجوديت كرده و دكتر سنجابي دبير كل آن شد.با بالا گرفتن اعتراض ها و كشتار ۱۷ شهريور در حقيقت دكتر سنجابي به عنوان رهبر بزرگترين سازمان سياسي كشور شناخته مي شد و از اين رو اجلاس بين الملل سوسياليستها كه قرار بود در كانادا تشكيل شود از دكتر سنجابي به عنوان يك رهبر سوسيال دموكرات دعوت به عمل آورد اما دكتر سنجابي به دليل حمايت وزير خارجة انگليس از شاه به پاريس رفته با صدور اعلامية مشهور ۳ ماده اي در نفي حكومت شاهنشاهي و لزوم مراجعه به آراي عمومي با آيت الله خميني بيعت كرد .

او پس از بازگشت به ايران مدتي با احترام كامل در بازداشت بود و تلاش فراواني صورت گرفت تا با شاه همكاري كند اما او همگي را رد كرد و از انقلاب قاطعانه حمايت كرد و هنگامي هم كه بختيار نخست وزيري شاه را پذيرفت جبهة ملي بختيار را اخراج نمود.

دكتر سنجابي پس از انقلاب هم به مدت ۵۵ روز وزير امور خارجه بود اما به دليل مشكلات فراوان استعفا داد.

پس از ۲۵ خرداد ۶۰ و صدور حكم ارتداد جبهة ملي ، دكتر سنجابي از طريق كردستان به آمريكا گريخت و در سال ۱۳۷۵ در آنجا در گذشت و در داخل ايران اجازه ندادند كه مراسم ختم او هم در شهر كرمانشاه برگزار شود.

منبع

سرنوشت ياران دكتر مصدق / تاليف عبدالرضا هوشنگ مهدوي /نشر علم به کوشش : حميد رضا مسيبيان- سايت مليون

***************************************************************************

 

 

دوریس لسینگ (برنده نوبل ادبی 2007)

از ویکی پدیا دانشنامه آزاد

دوریس لسینگ (Doris Lessing) (تولد: 22 اکتبر 1919) نویسندهٔ کرمانشاهی بریتانیاییالاصل. او در کرمانشاه، ایران زاده شد. خانواده او در سال 1925 به مستعمره بریتانیایی رودزیای جنوبی مهاجرت کردند و در آنجا با دشواری به کاشت ذرت پرداختند. متاسفانه زمین هزار آکری (4 کیلومتر مربعی) آنها برایشان ثروتی به ارمغان نیاورد و آرزوی مادرش برای زندگی به سبک ویکتوریایی در سرزمین وحشی ناکام ماند. اگرچه خانواده دوریس کاتولیک نبود، او به یک مدرسه دخترانه کاتولیکی رفت. او در پانزده سالگی مدرسه را ترک کرد و از آن پس تحصیل را به صورت شخصی ادامه داد. با وجود چنین کودکی دشوار و غمانگیزی، آثار لسینگ درباره آفریقای زیر سلطه بریتانیا، آکنده از شفقت برای زندگی سترون استعمارگران و بدبختیهای ساکنان بومی است.

او دوبار ازدواج کرد و دوبار طلاق گرفت و دارای 3 فرزند شد. شوهر دوم او گوتفرید لسینگ (Gottfried Lessing) بود که بعدها سفیر آلمان در اوگاندا شد.

 

*********************************************************************

اردشیر کشاورز

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

اردشیر کشاورز، پژوهشگر و تاریخ نویس نام آشنا، در 1330 در محله ی آبشوران در شهر کرمانشاه به دنیا آمد.خاندانش مهاجرانی بودن که پس از عصر صفویه از دیاربکر به کرمانشاه آمده بودند.وی پس از اخذ مدرک فوق دیپلم وزارت پست در دانشگاه جندی شاپور، دوره کارشناسی ادبیات پارسی را گذراند.پس از ان در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه اصفهان پذیرفته شد، اما خدمت به فرهنگ و ادب کرمانشاه وی را از طی ادامه ی مسیر تحصیل بازداشت. پس از 20 سال پستی و بلندی کار دولتی و بر عهده داشتن مسوولیت هایی از شهرداری گرفته تا معاونت میر کل استان، گام در راه پژوهش گذاشت و به علاوه به کار روزنامه نگاری هم مشغول شد. نخستین اثر تالیفیش، درباره ی یکی از سرداران نامدار مشروطه به نام یارمحمد کرماشانی، ابتدا به صورت سلسله مقالاتی در 90 قسمت در نشریه ی باختر چاپ شد و پس از آن در کتابی با نام گرد کرد در اختیار مشتاقان قرار گرفت. کتاب هایی مانند: ایلات و عشایر، میرزا رضا کلهر، رشید یاسمی و ... میوه ی سایر پژوهش های او بودند.در این دوران بود که فعالیت جدی را در صدا و سیمای مرکز کرمانشاه آغاز کرد و هم اکنون سال هاست کرمانشاهی ها صدای گرمش را به عنوان کارشناس مباحث کردی در رادیو کرماشان می شنوند. در 1380 سازمان اوقاف کرمانشاه ،اسنادی را برای نگارش تاریخ وقف استان به وی سپرد.بدین ترتیب کتاب هایی با نام:زندگان عرصه ی عشق و بقاع متبرک در 6 جلد چاپ شدند و این کتاب ها به عنوان کتاب سال و کشاورز به عنوان نویسنده ی سال برگزیده شدند. آثار دیگری چون:رجال و مشاهیر کرمانشاه، کرمانشاه و دورنمای قدیم شهر، کرمانشاهان در جنگ جهانی اول و کرمانشاهان در سفرنامه ی سیاحان از سایر کتاب های او می باشد.وی هم اکنون دو کتاب کرمانشاه در انقلاب مشروطه و کرمانشاه در دفاع مقدس را آماده ی چاپ دارد.

 

 

 

Rad barez eslam abad gharb 1386

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

http://kurdishzon.blogfa.com

نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |
                                                                   attack

                           

    عواقب حمله ترکیه به اقلیم کردستان

 

 

 

این اولین باری نیست که حکومت فاشیست ترکیه اقدام به نقض حریم هوایی و زمینی مرزی کشور عراق و بخصوص منطقه فدرال جنوب کردستان می کند و هر بار بنا به دلایل مبهم و واهی هدف حملات خود را متوجه اعضای حزب کارگران کردستان، PKK ، مستقر در ارتفاعات صعب العبور مرزی بین ایران ، ترکیه و عراق نموده است.
چند ماه پیش دولت ترکیه با شکستن حدودات مرزی و از طریق راه هوایی و با چراغ سبز آمریکا و حکومت مرکزی مفلوج و از کار افتاده عراق اجازه تجاوز وبمباران مناطق جنوب کردستان را پیدا کرد که خود نشانه ای آشکار از نقض قوانین و دیسیپلین های بین المللی بود.اما متاسفانه این حملات چون به بهانه مبارزه با تروریسم انجام گرفت کمترین واکنش های بین المللی را به همراه داشت و علارغم اعلام محدود بودن عملیات ، دامنه حملات گسترش پیدا کرده و تا اینکه روز پنجشنبه 21 فوریه 2008 ، ارتش فاشیست و متجاوز ترکیه از طریق زمینی وارد خاک اقلیم کردستان شده و با از بین بردن زیرساخت های حیاتی از قبیل پل ها و راه های ارتباطی ، تخریب منازل مسکونی و ایجاد ترس و رعب در میان ساکنین مناطق روستایی ، عمق نفوذ حملات خود را بیشتر گردانیده است –بدون اینکه متوجه کوچکترین عکس العمل شدید نهادهای بین المللی و حقوق بشری شود.
سوالی که اینجا ذهن هر خواننده ای را به خود جلب می کند این است که آیا ارتش ترکیه با تجهیز کردن 3 تا 10 هزار نفر سرباز و کوماندو های مسلح ، و با پشتیبانی و بهره گیری از نیروی هوایی و زمینی در این فصل سرد به دنبال گریلا های PPK است ؟! و یا اهداف کوتاه و دراز مدت دیگری را دنبال می کند ؟! !
حقیقت روشن است که اجرای ماده قانونی 140 ، عادی سازی اوضاع شهر کرکوک ، برگرداندن ساکنین آواره این مناطق و برگزاری رفراندوم قانونی ترس و لرزه عجیبی بر پیکره و بدنه دولت " رجب طیب اردوغان " و دیگر همراهان ترکش وارد ساخته است – که تا چند وقت پیش " عبدالله گل " رییس جمهور ترکیه ، در دیداری که از ایالات متحده آمریکا داشت ، پیشنهاد به تعویق انداختن آن را به چند سال آینده و یا در عمل فراموش کردن آن را به دولت آمریکا گوشزد کرد.
بعلاوه تاکنون دولت مرکزی عراق در این بین نتوانسته است آنطور که شایسته و برازنده هر کشور صاحب استقلال و اعتبار از حاکمیت و اختیارات قانونی خود در جهت منع حمله ترکیه به خاک عراق ،اقدام اساسی را به عمل آورد .
از طرف دیگر رییس جمهور عراق " جلال طالبانی " بیشترین پتانسیل و کارآمدی خود را صرف ایجاد برادری و اخوت میان احزاب و گروههای شیعی و سنی در عراق نموده است.از سویی دیگر نخست وزیر معلوم الحال این کشور "نوری االمالکی " در این شرایط حساس و بحرانی ، که خاک کردستان زیر چکمه های سربازان غاصب ترک لگدمال می شوند و هویت کشور عراق و منطقه فدرال کردستان زیر خروارها خاک در حال مدفون شدن است ، عنان کار را رها کرده و به فکر درمان و علاج پزشکی خود روانه لندن می شود.
در همین حال جناب " مسعود بارزانی" رهبر اقلیم کردستان ، تهدید های نه چندان سختی را متوجه دولت ترکیه میسازد که بیشتر شبیه به جنگ لفظی و دیپلماتیکی است تا دفاع از حاکمیت حکومت مستقل کردی.
حال سوال اینجاست : آیا ایشان تا به حال دست به اقدام جدی در قبال حملات اخیر ترکیه و حفاظت از این منطقه خودمختار و ساکنین مظلوم آن زده اند؟؟!! و یا اینکه چشم امید را به پیوستن کرکوک به اقلیم کردستان بسته اند و هر حمله ای را از جان پذیرا می گردند؟؟!!
بسیار جای تاسف و اندوه است که هنوز احزاب کردی ( عموم ) به این مقدار از رشد و بالندگی فکری و سیاسی دست پیدا نکرده اند که اختلافات درون و برون حزبی را کنار نهاده و به جای آن نگران پایمال شدن حقوق روزافزون و همه جانبه ملت کرد در هر چهار پارچه کردستان باشند.
جای تامل و اندیشه است که احزاب کردی به جای حمایت و پشتیبانی سیاسی، مالی و رسانه ای از اعضای حزب کارگران کردستان تر کیه که در حال جنگ با ارتش فاشیستی و تا دندان مسلح ترکیه ، به گوشه ای تاریک از اتاق خزیده اند و دورادور نظاره گر این فاجعه غم انگیز اند .

در پایان به ذکر این نکته بسنده میکنم که دشمن غاصب و جنایتکار ، اینبار اعضای PPK را سد خود در بهم زدن اجرای ماده 140 و برگزاری رفراندوم همه گیر در کرکوک تشخیص داده است و اگر احزاب از خود توان مقابله و پاسخ عملی و استرتژیکی نشان ندهند ، بدون شک ارتش ترکیه خاک اقلیم کردستان را با خاک یکسان خواهد کرد و نه تنها مانع از برگزاری همه پرسی و اجرای ماده 140 خواهد شد ، بلکه تا مدتها در کردستان عراق باقی خواهند ماند.

نوشته‌: ب. بی کس

 

 

Rad barez eslam abad gharb 1386

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |