تبليغاتX
کرد وکردستان
 

 

 

كرد و حس وطن پرستی

 

نوشته: شوان حسین میاس
ترجمه: غازی رمضان

وطن، سرزمینی است دارای مرزهاش مشخص که ملت یا چندین ملت و اقلیت در آن زندگی می کنند و دارای سیستم و حکومتی مخصوص به خود می باشد.


حال این سیستم و حکومت چه پادشاهی و یا جمهوری و یا از راه انتخابات پارلمانی شکل گرفته باشد، بر مبنای آن سیستم حکمفرمایی می کند و مردم آن سرزمین از آن تبعیت می کنند. این یکی از تعاریف وطن و وطن پرستی است. اما از سوی دیگر ملتی همانند ملت کرد سرزمینشان، در چهار کشور همجوارشان تقسیم شده و از کمترین حقوقی برخوردار نیستند. بنابراین بر هر کردی لازم است که راه تلاش و کوشش جهت حفظ میهن خود را در پیش بگیرد و این حکومت و قدرتی را که در قسمتی از این سرزمین پهناور به وجود آمده با جان و دل به آن ببالد و از آن حمایت کند و با روحیه تسامح و از خود گذشته گی و همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و وطنشان را همچون چشمانشان دوست بدارند و زبان و فرهنگ و آداب و رسوم کردی را حفظ کنند.

بر کودکان نام های کردی بگذارند و از همان کودکی باید حس وطن پرستی را در وجود آنها بپرورانند. اگر در این امر سهل انگاری شود در آینده با مشکلات خطرناکی رو به رو خواهیم شد.
دشمنان به دنبال کوچکترین فرصتی میگردند تا این سیستم و حکومت جدید را از میان بردارند و ما دیگر در خواب هم دولت کردی را به خود نبینیم. به همین دلیل بر همه کردها واجب است با رهبری کردستان همصدا باشند و به هر شیوه ممکن به این سرزمین خدمت بکنند.
خالی از لطف نیست خاطره ای به یاد ماندنی از یکی از دوستانم که در "اتریش" برایش رخ داد را بازگو نمایم .
این دوست می گفت: "یک روز در یکی از خیابانهای شهر "اتریش" مشغول پیاده روی بودم. روز بسیار سردی بود. ناگهان پیرمردی اتریشی که صورتش پر از چین و چروک بود و دندان به دهان نداشت و حتی به سختی حرف میزد، دستش را به سویم دراز کرد و از من تقاضای یک یورو کرد تا با آن آبجو بخرد. با خود گفتم: کشورهای اروپایی دم از حقوق بشر می زنند حال اینکه در این جا هم کسانی هستند که دست به گدایی می زنند و حکومت کاری برایشان نمی کند!!!!... شاید هم این اشخاص الکلی باشند و حکومت نمی تواند برایشان کاری انجام دهد. دوستم می گفت: به هر حال دلم برای پیرمرد اتریشی سوخت و به او یک یورو دادم. منتظر این بودم که از من تشکر کند اما او از من سوال کرد: آیا تو بیگانه ای؟..
گفتم: بله
پیرمرد به جای تشکر گفت: "پس بر تو واجب است که همیشه برای وطن من دعا بکنی، چون تو را پذیرفته است..." و بعد به آرامی از من دور شد.
به فکر فرو رفته بودم. با خود گفتم: پیرمردی که دریوزه گی می کند و حتی یک یورو در جیب ندارد و کسی توجهی به او نمی کند، اما کشورش را دوست دارد و به وطنش خیانت نمی کند.
این و صدها نمونه دیگر از این موارد وجود دارد، ولی به قول کردها" مشت نمونه خرورا است". بنابراین ما هم مانند مردم کشورهای دیگر باید سرزمین و وطنمان را دوست بداریم و در عمل ثابت کنیم، نه اینکه در روزنامه ها و مجلات ادعای وطن پرستی بکنیم و از سوی دیگر هم بنشینیم و از حکومت و دولت انتقاد کنیم.
بر همه ما لازم است که یکدل و یکصدا به کردستان عزیز خدمت کنیم.
دشمان ما از هر سو در تلاشند تا این حکومت و نظام را با شکست روبه رو بکنند، چون این دمکراسی ما پیشرفت های قابل توجهی را در منطقه به دنبال داشته است.


منبع: روزنامه"خبات" شماره (2480)، چاپ هولیر 2007

Rad barez eslam abad gharb 1386

 

http://kurdishzone.blogfa.com

 

برداشت با ذکر منبع بلامانع است.

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت | لینک ثابت |