دربارهی ییلماز گونی (YILMAZ GÜNEY)
اینجا یک صومعهی قدیمی در دهکدهی کوچکی در شمال فرانسه است که گویی در ترکیه
واقع شده. در نزدیکی صومعه تابلوی"زندان مرکزی" به زبان ترکی در کنار مجسمهای از
حضرت مریم به چشم میخورد.همهجا تابلوها از افتخار ترک بودن میگویند:"خوشا به حال
آنکه خود را ترک میداند".در میان صومعه دیوارهایی ساخته شدهاند تا آنجا را به محل
هواخوری زندانیان زیرنظر نگهبانی نشسته بر برج نگهبانی تبدیل کنند.شگفتآور است که
یک صومعه به همین سادگی به زندانی بدل میشود.یک نفر با یک کادیلاک پلاک آنکارا در
میان گروه زنان روسری بهسر و مردانی با شلوارهای پفکرده آهسته پیش میآید.کمی
دورتر، "ییلماز گونی"،مثل همیشه آرام و خندان،در حال فیلمبرداری از ورود بازرس
عمومی زندانها و هماهنگ کردن گروه سیاهیلشکر است.
"شیشهها را بشکنید تا پرندهها آزاد شوند" عنوان اولیهی این فیلم است که بعدها
(دیوار Le Mur )نام میگیرد.داستان این فیلم جریان یک شورش در زندان را روایت
میکند که توسط بچهها شکل میگیرد.اما این شورش شکست میخورد و فیلم در ورود
بچههای جدید به زندان تمام میشود.
بازسازی فضای خیلی خاص حاکم بر یک زندان با هنرپیشههای غیرحرفهای بسیار مشکل
است،اما"ییلماز گونی" آن را به یک واقعگرایی شاعرانه تبدیل میکند و برای داشتن
آزادی بیشتر،پیشنهاد خانههای تولید بزرگ فیلم را رد کرده است.او در این فیلم با
حدود دویست کارگر سادهی کارگاههای سریدوزی یا کارخانههای اطراف پاریس کار
میکند.همچنین صدها بچهی کرد در این فیلم بازی میکنند که بیشتر از غرب برلین
میآیند و در خوابگاههای صومعه میخوابند.در وقتهای عادی، فضاهای صومعه به عنوان
کلاسهای مدرسهی دهکده استفاده میشوند.این یک مدرسهی بسیار سنتی است که روی
دیوار یکی از کلاسهای درس بچهها،این قانون خاص با خط کودکانهای نوشته شده:
"خوابیدن در کلاس ممنوع است!".
همیشه هنگام صحبت از سینمای ترک و کرد،"ییلماز گونی" نخستین نامی است که به ذهن
میآید. تا جایی که اغلب، سرنوشت درخشان این پسر سادهی روستایی کرد مهاجر از
سیلیسی (Cilicie) با تاریخ سینمای کشورش اشتباه میشود.علاقهی وی به هنر هفتم از
دوران نوجوانی،زمانی که شخصیتش شکل میگرفت،شروع شد.او بارها همچون نمایشگرهای
دورهگرد،تنها همراه با پروژکتورش به میان چادرنشینها میرود. به این ترتیب او
توانایی تصاویر و سلیقهی عمومی مردم را کشف میکند."گونی"،با قیافهی یک روستایی
معمولی و منش جوانهای محلههای زیبای استانبول،به وسیلهی قدرت بازی و شناختش از
علایق مردم، به زودی با لقب "شاه زشت" در سینمای ترک مشهور میشود.
دههی ۱۹۶۰ را"گونی"،برای تهیهی فیلمهای مستندش از تحولات اجتماعی ترکیه، پشت
دوربین میگذراند. با "سئیت هان" (Seyyit Han ,۱۹۶۸) که یک داستان عشقی ناگوار کردی
است،و به زودی موفقیت زیادی به دست میآورد و "گرگهای گرسنه" (Aç Kurtlar (۱۹۶۹،به
عنوان آغازگر یک عصر جدید در سینمای ترک شناخته میشود.اما در واقع فیلم "امید"
(Umut ,۱۹۷۰) است که "گونی"را با استعدادهایش به سینماگران اروپایی میشناساند.
فیلمهای "گونی"، به عنوان آثاری نئوـواقعگرا (نئورئالیسم) از جهان روستایی با
گروههای کوچک از مردمی وابسته به شغلهای ناپایدار و محکوم نظام سرمایهداری،
درهمشکسته و خشن، برای اولین بار بر پردههای سینمای کردستان نقش میبندند.
اثرات اجتماعی موفقیتآمیز فیلمهایی که "گونی" در آنها بهعنوان
فیلمنامهنویس،بازیگر و کارگردان ظاهر میشود،به دلیل حمایت کردها و
دانشجویان،قدرتهای ترک را نگران میکند.به این ترتیب "گونی" پس از کودتای نظامی
۱۹۷۰،به اتهام تبلیغ نظامهای اشتراکی و انفصالی (کمونیسم و سپاراتیسم)به دوازده
سال زندان محکوم میشود.او در زندان نیز به نوشتن فیلمنامههایش ادامه میدهد و
آنها را به وسیلهی دستیارانش در خارج از زندان تهیه میکند. "رمه" (Le Troupeau)
و "یول" (Yol) شاهکارهای پس از زندان وی هستند که نگاهی شکسپیری بر ظلم نظام سیاسی،
کهنه گرایی احتماعی و وضعیت زنان کرد و ترک دارند.
"گونی" از سال ۱۹۸۰ به خاطر نوشتهها و فیلمهایش به بیش از صدسال زندان محکوم
میشود و برای اولین بار در زندگی هنریاش دچار ممنوعیت کار سینمایی میشود.حکومت
نظامی کپی فیلمهایش را ممنوع میکند و آنها را از بین میبرد.همچنین ارتباطش
را با دنیای خارج از زندان قطع میکنند.اما وی پس از چندینبار تلاش موفق میشود تا
در پاییز۱۹۸۱ از راه دریا به فرانسه فرار کند و همانجا پناهنده شود.در بهار۱۹۸۲
فیلم "یول" در جشنوارهی "کن"معرفی میشود و"نخل طلایی"را با فیلمی از"کوستا
گاوراس" (Costa Gavras) شریک میشود.
در ژانویهی۱۹۸۳،مجلهی"میدل ایست" (Middle East)مصاحبهای به صورت زیر چاپ میکند
که در خلال آن میتوان بیشتر به زندگی و طرز فکر این سینماگر بزرگ پی برد.
"سوال: فیلمهای گذشتهتان را چطور ارزیابی میکنید؟
ییلماز گونی:همچون تمام کارگردانهای ترکیه و کردستان،در مسیرم با ظلمهای طبیعی
نظام حاکم روبرو شدهام.در طول تمام دورهی زندگی سینماییام،بارها روشهای متفاوت
برای بیان اندیشههایم را امتحان کردهام.و باید با صداقت اعتراف کنم که هیچ کدام
از آثارم تا امروز بهطور کامل آنچه را که خواستهام بیان نکردهاند.نه در شکل و نه
در محتوا.تمام این آثار راهحلهایی هستند برای رسیدن به صلح."رمه"در واقع داستان
مردم کرد است،اما من نتوانستم از زبان کردی در این فیلم استفاده کنم.اگر از زبان
کردی استفاده شده بود،همهی کسانی که با این فیلم همکاری کرده بودند به زندان
میافتادند.در مورد فیلم "یول"من موفق به دوبلهی صحیح فیلم به کردی نشدم.درعوض سعی
کردم این نقص را با موزیک اصلاح کنم.
سوال: از آنجا که شخصیتهای اصلی فیلمهای شما کرد هستند و فضای اصلی آنها کردستان
است، چطور میتوانید این فیلمها را خارج از کشورتان بسازید؟
ییلماز گونی:اینجا ما با مشکل دیگری روبرو هستیم و آن اینکه در عمل فقط یک
هنرپیشهی حرفهای داریم. او"تونسل کورتیز"است که نقش پدر در فیلم"رمه"را بازی
میکند. بقیه همه غیرحرفهایهایی هستند که هرگز در فیلمی بازی نکردهاند.آوردن
هنرپیشههای حرفهای از ترکیه غیرممکن است… و آنهایی که در اروپا هستند جرات
نمیکنند در فیلمهای من بازی کنند.آنها حتی قبول نمیکنند که با من حرف بزنند.
سوال: چطور ممکن است بازیگران ترک نخواهند برای کارگردانی که "نخل طلایی" را به
دستآورده بازی کنند؟
ییلماز گونی:آنهایی که در دورههای صلح سرودهای انقلابی میخوانند،در زمانهای
بحرانی ترجیح میدهند خودشان را مخفی کنند.بگذریم؛من یک فیلمساز ترکیهای هستم
اما یک همکار حرفهای ندارم.
سوال:شما به مشکلات فنی که در فیلمبرداری خارج از کشورتان با آنها روبرو شدهاید
اشاره کردید.اما مشکل اصلی اینجاست:حالا که ارتباط شما با ترکیه قطع شده چطور خلق
میکنید؟
ییلماز گونی:موضوع فیلم بعدی من زندان است.آنجا من ظلمت و اندوه را تصویر خواهم
کرد. این چیزها احتیاجی به چشمانداز ندارند.
سوال: چرا زندان؟
ییلماز گونی: به دو دلیل.اول اینکه این بهترین موضوعی است که به موقعیت فعلی ترکیه
اختصاص دارد. و دوم اینکه من دوباره حاضر به فیلمبرداری در فضاهای اروپایی نیستم.
سوال: در واقع شما یک سینماگر ترک هستید که بیشتر از هر چیز آدمها و طبیعت کشورش
را توصیف میکند.اما فیلمهای شما را هموطنانتان نمیبینند.و حالا شما بخاطر تبعید
از این مردم و این طبیعت دور افتادهاید.این مشکل را چطور حل میکنید؟
ییلماز گونی: ما قطعاً راه نشان دادن این فیلمها را به مردم خودمان پیدا خواهیم
کرد. اما نمیدانم به شما بگویم چطور.بعد از این فیلم درمورد زندان،دیگر قرار نیست
فیلمی در فضای مصنوعی درمورد کردستان بسازم.
سوال: چه وقت فهمیدید که کرد هستید؟
ییلماز گونی:درواقع من یک کرد واقعیام.مادرم کرد و پدرم یک کرد زازا بود.دوران
کودکیام تا پانزده سالگی در خانه کردی حرف میزدیم.بعد من از خانواده جدا
شدم.خانوادهای که بسیار به شناختم از خودم آسیب رساند.در تمام این مدت در گوشم
میخواندند که دیگر کردستان و زبان کردی وجود ندارد.اما من حرف زدنها و
آوازخواندنهای کردی را میشنیدم.میدیدم که کردها در موقعیت بسیار دشواری
هستند.اصلیت پدرم"سیورک" (Siverek) است که من تا شانزده سالگی آنجا را ندیده
بودم.همانجا توانستم به رنجهای یک خانوادهی بیریشه پی ببرم.پدر و مادرم مدام
میگفتند:"شماها از ریشههایتان بریده شدهاید"… و در ۳۴ سالگی توانستم سرزمین
مادرم،"مووچ" (Mouch) را ببینم.او اهل قبیلهی"جیبران" (Jibran) است که اساس
داستان"رمه"،سرگذشت این قبیلهی چادرنشین است.
سوال:کردستان در فیلم بعدی شما چه جایگاهی خواهد داشت؟
ییلماز گونی:موقعیت کرد یک موقعیت بسیار مشکل است،نه فقط در ترکیه،حتی در عراق و
ایران.یک روز میخواهم فیلمی به سازم در ارتباط با داستان تلاش یک فرد برای متولد
یا دوباره متولد شدن.فاصلهی مردم کرد از یکدیگر باید از چشماندازهای مختلف مطرح
شود.مطرح کردن این مشکل به صورت کاملاً بیطرف بسیار مشکل است.چنین داستانی نیز فقط
سرشار ازپیروزیها نیست،بلکه شکستها،اشتباهها و فریبها را نیز نشان خواهد داد.
سوال: شما به خاطر کارتان در فرانسه اقامت میکنید؟
ییلماز گونی: من با یک مجوز خاص،فقط برای فیلمبرداری این فیلم در فرانسه
ماندهام.به من اجازهی اقامت در زمان تهیهی فیلم دادهاند.بعد از این را نمی
دانم.حالا نمیخواهم از آینده صحبت کنم".
این هنرمند انقلابی متعهد که خود را در آرامش زندگی امروزی رها نمیکند و همیشه در
تلاش برای به تصویر کشیدن رنجها و علاقههای مردمش بوده،در سال۱۹۸۴،در نامهای
خطاب به رییس دادگاه عمومی مردمی مینویسد:
"آقای رییس!
با خرسندی اطلاع یافتم که دادگاه محترم شما قصد دارد جلسهای در ارتباط با نسلکشی
ارمنیان برگزار کند.این برای مردمان ترکِ شیفتهی عدالت،همچون من،موضوع کماهمیتی
نیست.من به چند دلیل با واکنش شما همراهم:
۱- به نظر من هیچ شکی در حقیقت این نسلکشی وجود ندارد.رهبران ترک آن زمان،دچار یک
هیجان ملیگرایی افراطی در رویای بنای یک امپراطوری بزرگ بودند که از ترکیه تا
آسیایمیانه گسترده باشد.
در آن زمان ترکنشینهای ترکیه و ترکزبانهای قفقاز و آسیایمیانه به وسیلهی
مناطق کردنشین و ارمنینشین از هم جدا بودند. بنابراین گروه"اتحاد و پیشرفت"دولت
مرکزی تصمیم گرفت تا این دو گروه را از بین ببرد.از سال ۱۹۱۵،قتل عامها و تبعیدهای
گروهی توسط یک سیاست برنامهریزی شده آغاز شد که منجر به نابودی ارمنیان ترکیه
گردید.در چارچوب همین سیاست،در طول جنگ جهانی اول،بیش از هفتصد هزار کرد به
آناتولیای (Anatolie) مرکزی تبعید شدند.
۲- اگر این نسل کشی در زمان خودش توسط سازمانهای بینالمللی شناسایی میشد،اگر در
سالهای ۱۹۲۰سازمان ملل این جنایت ضد بشری را به شدت محکوم و مجازات میکرد،این
احتمال وجود میداشت که رهبران کمالیست (Kémaliste)همان رفتاری که با ارمنیها
داشتند را با کردها نمیداشتند.از ۱۹۲۴ تا۱۹۴۰،بیشتر از یک سوم جمعیت کرد ترکیه
گرفتار قتل عام و تبعید شدند.
۳- بیشک این حقیقت تاریخی را یک نظام مردمی تشخیص داده،که ترکیه چطور در این
ماجرای دیوانهوار،مردم خودش را در فاجعهای نابود کرده است.بیشک تلاش برای
برقراری عدالت و روشنکردن حقیقت به برپایی دادگاهی همچون دادگاه شما منتهی شده
است.متاسفانه حکومت ترک که به مردم بیگناهش ستم میکند و با ایجاد وحشت حکومت
میکند نمیتواند خود را با رفتارهای منطقی سازگار کند.وانگهی،چطور میتواند حکومت
سالمی باشد وقتی میبینیم که هنوز با وقاحت این موضوع را انکار میکند،درحالیکه
میلیونها کرد که کمتر از یکچهارم جمعیت ترکیه را تشکیل میدهند،هنوز در آن سرزمین
زندگی میکنند. هرگاه کردها حقوق مسلم خود را بخواهند،قدرتهای آنکارا به سادگی
آنها را به سرنوشتی همچون ارمنیها تهدید میکنند.در حقیقت دیکتاتوری ترک اهمیت
زیادی به دروغهای تبلیغاتیاش از خارج،متحدان و دشمنان جدیاش نمیدهد.
۴- من گواهی میدهم که دیکتاتوری نظامی ترک از مجازات قدرتهای بزرگ نمیترسد و
هنوز از آنها یاری میگیرد.به خصوص توسط آمریکا و آلمان فدرال که اهمیتی به
بیانیههای رسمی در مورد آزادی و حقوق بشر نمیدهند،حمایت میشود.
۵- شناسایی یک حقیقت تاریخی نباید باعث برانگیختن کینههای نژادی شود.نباید افرادی
که در گذشته کنار هم در یک منطقه زندگی میکردهاند را مقابل هم قرار دهد.ترکها
امروزه حاضر نیستند جنایاتی که اجدادشان بیش از شصت سال مرتکب میشدند را به
پذیرند.به نظر من نژادپرستی ضد ترک درست مانند نژادپرستی ضد ارمنی و ضد کرد رهبران
آنکارا محکوم است.
آقای رییس!
باز به من اجازه به دهید آرزو کنم که دادگاه شما به درخواستهای بیطرف بینالمللی
رسیدگی کند و نیز آرزو کنم این سکوت و بیتوجهی نسبت به مردم ارمنی هرگز دوباره رخ
ندهد."
"ییلماز گونی" سرانجام در سپتامبر ۱۹۸۴ در پاریس،در سن ۴۷ سالگی،در اوج شهرت و به
دلیل بیماری کهنهای یادگار از زمان زندان میمیرد.یک روزنامهی ترک خبر فقدان وی
را چنین اعلام می کند: "فیلم تمام شد!"
————————————————————–
مترجم: نفیسه نواب پور (وبلاگ فرهنگ وهنر کردستان)
منابع:
HTTP://WWW.PREMIERSPLANS.ORG/PREMIERSPLANS/۰۵-FESTIVAL/RETRO/GUNEY.PHP
http://www.chris-kutschera.com/Yilmaz%۲۰Guney.htm
http://www.imprescriptible.fr/dossiers/yilmaz-guney.htm
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.
شوان پرور :
کردها با ایرانیها (فارسها )خویشاوند هستند.
شوان پرور در 23/12/1955 در روستای سوری « بین اورفه و دیاربکر »، واقع در شمال کُردستان ( شرق و جنوب شرقی ترکیه ) دیده به جهان گشود، ایشان از خواننده های ملی مشهور کُرد و یکی از ستاره های درخشان آسمان هنر و موسیقی سنتی و کلاسیک ملی « کُرد» می باشند،
ایشان در زادگاه آبا و اجدادی خود به خاطر تکلم و آواز خوانی به زبان مادری خود، از طرف رژیم نظامی ترکیه چندین بار بازداشت و زندانی شدند،تا اینکه در سال 1976 در آلمان مجبور به پناهندگی شدند، و چندین سال است که در« آلمان » و « سوئد » در تبعید می باشند.
گفتگویی که هم اکنون پیش رو دارید، بخش دوم از سه بخش مصاحبه ی وبلاگ مذکور میباشد که با شوان پرور و دوست و همکار گرامی اش Willi Resetarits اتریشی، ترتیب داده شده است، البته در اینجا ترجمه شده بخش دوم این مصاحبه را ( از سه بخش مصاحبه ) ، که بیشتر طرف مخاطب آقای شوان پرور می باشد آورده ایم، البته قسمت های دیگر این مصاحبه همزمان از هر دوی ایشان ( شوان پرور و دوست گرامی شان) پرسش و پاسخهایی در رابطه با ملت کُرد و فرهنگ و موسیقی آن به عمل آمده است،
intimacy-art : آقای شوان پرور، شما نقش نمایندگی اقلیت قومی کُرد را در سراسر جهان دارید، این « کُردستان » که شما، در آوازهایتان به خاطر آن، فریاد برآورده اید، چه سرزمین ( یا کشوری ) را در بر می گیرد؟ در کل حد و مرز مشخصی در گذشته داشته است؟
SIVAN PERWER : با تشکر از شما، در این رابطه باید عرض کنم، که با نگاه تاریخی به این مسأله، در می یابیم که کُردستان، هیچ مرز یا حد فاصلی نداشته است، بلکه، سرزمینم ( کُردستان ) تنها، شهرت و اعتبار صدها ساله را دارد. تعیین مرزها، ابتدا طی انقلابی و در نتیجه ی آگاهی و بیداری ملی فرانسوی ها به میان آمد، قبلاً چنین مرزبندی ای، به طور رسمی و قانونی وجود نداشت.
intimacy-art : آگاهی من از کُردستان در حد افسانه ی تاریخی می باشد ...
SIVAN PERWER :کُردستان، دارای دولت یا کشوری نبوده است، بلکه نام کُردستان از روی تصور و ایده ای است که از طرف آذربایجان ، افغانستان و ... وجود دارد. تمام کشورهایی که کُردها در آن زندگی می کنند، هنوز هم، نام کُردستان، حتی با توجه به نداشتن حد و مرز رسمی و قانونی برای آن ( کُردستان )، ورد زبان مردم بوده و همیشه سرزمین کُردها به نام کُردستان نامیده شده است. در خاورمیانه، آغاز مرزبندیها بعد از سال 1920 بوده است. در سال 1923 ترکیه ی امروزی برای اولین بار این نام ( ترکیه ) به خود گرفت؛ زیرا قبل از آن نامی از « ترکیه » در میان نبود، بلکه به سرزمین آناتولی، کُردستان و ... شناخته می شد. آتاتورک و ترکهای ناسیونالیست و ملی گرا بر این سرزمین غلبه یافتند و این سرزمین را به نام ترکیه نامگذاری کردند و تمام ساکنانش را ترک قلمداد کردند. ترکیه برای آناتولی، واقعاً غیر معمولی و غیر واقعی می باشد، آن تنها برای ترکمنستان در آسیای میانه معمول و واقعی می باشد. همانطور که میدانید در زمانی که مرزبندیهای ملی در منطقه رسماً شروع شد، و هر ملتی دارای مرزهای مخصوص به خود شد، سرزمین کُردها ( کُردستان ) بالعکس، بین چندین کشور مرزبندی گردید، ولی باز هم نام کُرد و کُردستانی بودن بر پیشانی این ملت غیور همچنان می درخشد. من در تمام آوازهایم به داشتن هویت و فرهنگ و تاریخ کُردستان اشاره کرده ام و از آن فریاد برآورده ام، تا تاریخ و زبان و فرهنگ ملتم به فراموشی سپرده نشود و از بین نرود و از طریق گفتن آوازهای محلی و موسیقی کلاسیک و سنتی کُردی، سعی در حفظ فرهنگ ملی نموده ام.
ـــــ با وجود این، آیا کُردها ایرانی هستند؟ آیا فارسها و ترکها از نژادهای متفاوتی هستند، ممکن است در این رابطه مطالبی بفرمایید:
کُردها با ایرانی ها ( فارسها ) و همچنین با اتریشی ها و آلمانی ها خویشاوند هستند. تنها از نظر زبانشان یکی نیستند، بطوریکه زبانشان فرق می کند.
ـــــ ژرمنها را هم البته باید در بر بگیرد...
هند و ژرمنها.
ـــــ آیا تفاوتهایی در این زمینه می بینید؟
زبان کُردی و فارسی ، مثل هند و ژرمنها فرق می کند، این در حالی است که نژاد و زبان هند و اروپایی کاملاً و بطور ریشه ای با عربها و ترکها فرق می کند؛ زیرا هند واروپایی ها با عربها و ترکها هیچ خویشاوندی ای ندارند.
ـــــ ممکن است بفرمایید در حال حاضر، شمار جمعیت کُردها چقدر می باشد؟
جمعیت کُردها بیش از 40 میلیون نفر می باشد که در حدود 25 میلیون نفر از آنها در ترکیه و 12 میلیون در غرب ایران و 6 میلیون در منطقه ی آزاد شده و فدراتیو شمال عراق و نیز 3 میلیون نفر از آنها در شمال سوریه وجود دارند.
ـــــ شما تمام این مناطقی را که کُردها در آن زندگی می کنند، کُردستان می نامید؟
بله، یقیناً این مناطقی که خلق کُرد در آن زندگی می کنند، کُردستان است.
ـــــ رابطه ی کُردها با اروپا و ایالات متحده و اسرائیل و فلسطینی ها از نظر سیاسی چگونه است؟
وارد شدن ترکیه به اتحادیه اروپا اصولاً برای خلق کُرد و نیز خاور نزدیک بسیار خوب و سودمند است. کُردها همیشه از اروپا انتظار زیادی داشته اند. اروپا در عوض نسبت به کُردها عکس العمل منفعلانه و غیر فعالانه ای داشته است، و چندان به حل چالشهای کُردها اقدام نکرده است. تنها تصور اروپا این است که " اگر حکومت یا دولت دمکراتیزه شود و رفتارهایش را ملایمتر کند، مشکلات حل و فصل می گرد" کُردها صبر و شکیبایی زیادی ورزیده اند، اما تمایل اصلی اروپا در این مسأله، همیشه بستگی به منافع اقتصادی اش داشته است، بطوریکه بیشتر، منافع اقتصادی اش را در نظر دارد، تا جاییکه آلمان، بیشتر در فکر به فروش رساندن خودروهای « مرسدس » و سوئد « ولوو » و فرانسه « رنو » و « پژو » می باشد. آمریکا در این میان تصور می کند که اروپا، مرزهای مصنوعی برای کُردستان ایجاد کرده است و می خواهد آن را تغییر دهد. به چه کسی می توان اعتقاد و اطمینان داشت؟ اروپا یا آمریکا؟ این در حالی است که تنها سیاست آمریکا همیشه این بوده است که به 67 درصد ذخایر نفتی خاور نزدیک دسترسی پیدا کرده و تحت کنترل خود بگیرد؛ چیزی که اروپا برایش فراهم و ایجاد نشده است، اما آمریکا، حالا در صدد ایجاد و فراهم نمودن این شرایط و وضعیت ویژه برای خود می باشد. این مسأله در واقع به سیاست اقتصادی هر حکومت یا دولتی بر می گردد.
ـــــ آیا کُردستان هم، منابع نفتی را دارا می باشد؟
بله، کُردستان 9 درصد ذخایر نفتی جهان را دارا می باشد.
ــــ ممکن است در رابطه با وضعیت تاریخی کُردها در قبال داشتن ذخایر نفتی شان بفرمایید.
اگر برگی از تاریخ پر فراز و نشیب کُردها را ورق بزنیم می بینیم که ـــ یکبار انگلیسیها، حمایت و پشتیبانی خود را از شورش و قیام کُردها در ترکیه، اعلام نموده بودند؛ آنهم به خاطر این بود که ترکیه، خواهان ملحق نمودن دو شهر کُردنشین « کرکوک » و « موصل » که دارای ذخایر نفتی عظیمی می باشند، به خاک خود بود، و بر سر این دو شهر کُردی ادعای ارضی داشت، تا اینکه ترکیه به دلیل پشتیبانی انگلیسیها از جنبش کُردها با انگلستان به توافق رسید؛ تا جاییکه ترکیه اعلام کرد که " ما از کرکوک و موصل چشم پوشی می کنیم و این دو شهر را همانطور که هست در اختیار شما ( انگلیسیها ) می گذاریم، به شرطی که دست از حمایت و پشتیبانی قیام و شورش کُردها در ترکیه برداشته شود، تا چنین قیام و شورشی فرو نشانده و از نطفه خفه شود "، در اینجا بود که قیام و شورش انسانی و عدالت خواهی کُردها، سرکوب گردید و نابودی و ویرانی برای کُردستان به ارمغان آورد. بنابراین در این جا، باید بگوییم که نه تنها ترکیه بلکه فرانسوی ها و انگلیسیها هم در واقع در سرکوب و نابودی کُردها و ویرانی کُردستان سهیم و شریک جرم بودند. در ضمن خالی از فایده نیست که به این مطلب هم اشاره شود که قبل از بوجود آمدن این کشورها ( عراق، سوریه، ایران، ترکیه )، سران و شیخ نشینهای عرب هم با کشورهای امپریالیست غربی طی توافقی به این نتیجه رسیدند که به عنوان زمامدارانی جدید، باید کُردها را مغلوب کرده و آنها را تحت ظلم و فشار مضاعفی قرار دهند.
ــــ آیا اکنون کُردها به طور قطع، بالقوه، زمینه ی پذیرش هر نوع ظلم و ستمی از طرف دیگران در خود دارند، یا نه؟
ذاتاً و بالقوه " کسب آزادی بیشتر " تنها خواسته ای است که کُردها، باطناً جویای آن هستند و تنها به دنبال صلح و آرامش و دستیابی به حقوق ویژه ی خود هستند. شاید همین مسأله، زمینه ی مساعدی بوده که آمریکا اکنون می خواهد با کُردها دوست شود، و ارتباط دوستانه ای با آنها برقرار کند.
ـــ در رابطه با اسرائیل، چه اظهاراتی دارید؟
اسرائیل همیشه سر و کارش با آمریکا بوده است و کمتر با عربها سر و کار داشته است.
ـــ بله، دقیقاً همین طور است که بیشتر ( اسرائیل و آمریکا ) با هم اتحاد و همبستگی دارند...
اسرائیل تنها کشوری است که حکومتش در خاورمیانه، دارای سیستمی تقریباً دمکراسی می باشد، ولی با این همه، شرایط حساسی میان اسرائیلیها و اعراب همراه آیین و سنت اسلامی و ذهنیت عربیشان وجود دارد. عربها می بایستی به جای مبارزه و خصومت علیه اسرائیل، نخست به فکر ترقی و توسعه ی کشور و مملکتشان باشند و سعی کنند که مردم و جوامع متعلق به خودشان را دمکراتیزه کنند. البته در این میان، تنها اعراب و اسرائیل نیستند که شرایط حساسی را بوجود آورده اند، بلکه غربی ها هم هستند که به خاطر نفت در خاور نزدیک، به رقابت و کشمکش و نبرد پرداخته اند. علیرغم همه ی اینها، غربی ها، همیشه بخاطر منابع نفتی، توجه و تصمیم و حکم خود را به خاور نزدیک معطوف داشته اند، چنین چالشها و مسائلی می توانست توسط غربی ها حل و فصل گردد، اگر غربی ها به خاطر نفت با این چالشها برخورد نمی کردند و ( در قبال نفت ) اسلحه و مهمات را به ملل متعصب و افراطی و زودرنج و آتشی مزاج شرقی نمی فرستادند. بنابراین باید گفت که غربی ها هم در این زمینه، مقصر و شریک جرم به حساب می آیند و در حقیقت، توجه صرف غربی ها به نفت و نه به حقوق بشر، بشتر باعث چنین چالشها و مشکلات و تنشها و حساسیتهایی در منطقه گردیده است.
ـــ همانطور که می دانیم، اکثریت کُردها مسلمان هستند، با این حال در داخل مسلمانان و در تمایلات و حرکتها و جنبشهایشان باز یک نوع برخورد و تنشهایی را می بینیم، در این رابطه چه اظهاراتی دارید؟
برای کُردها، اسلام یا مذهب، مسأله یا چالش نیست. از آنجا که نیک می دانیم که چنین برخورد و تنشهایی، اثر سوء و زیانباری را بر روی اراده و آگاهی و هشیاری ملیمان و نیز یافتن هویت کُردی ما می گذارد که 80 درصد کُردها متمایل به این عقیده بوده و پی به چنین اثرات زیانباری برده اند. ما به اندازه ی کافی مشکلات خود را داریم، بدین معنی که هنوز چالشهای ملی و میهنی ما رفع نشده است.
ـــ در رابطه با برخورد و نزاع اسلام با مسیحیت بفرمائید، آیا کسی به عنوان مسلمان وجود دارد که هیچ نزاع و خصومتی با مسیحیان نداشته باشد؟
کُردها با مسیحی ها هیچ نزاع و خصومتی ندارند ، تا جاییکه همین مسأله باعث شده که مسلمانان غیر کُرد یک نوع اختلاف و ستیز و جدال دیگری با کُردها به بهانه ی اینکه هیچ نوع همکاری و مساعدتی از طرف کُردها یا مسلمانان کُرد صورت نمی گیرد وجود داشته باشد. ( بطوریکه بارها، کُردها متهم به همکاری با بیگانگان و غیر مسلمانانی مثل اسرائیل و ... شده اند. ). همه ی ما مثل عربها، فارسها و ترکها مسلمان هستیم. راستی چرا ما با این وضع، مشکلات مذهبی و آیینی را برای خود فراهم کنیم؟ چرا مسلمانان هم آیین و هم کیش ما، در منطقه، باید اینگونه غیر انسانی و غیر اسلامی با ما رفتار کنند؟ مگر ما هم مثل آنها مسلمان نیستیم. این شرط مسلمان بودن نیست. در اینجا اسلام، تنها به خاطر مشروعیت جلوه دادن منافع شیخ نشینهای عرب و مطابق با علایق و گرایشهای خودشان نگریسته و مطرح می شود، یک نوع مذهب و آیینی که در رابطه با حقوق بشر، معنا و مفهوم دیگری غیر از آن دارد.
ـــ با این همه، افراطیون و متعصبین وجود دارند که بسیار مذهبی اند...
در حقیقت، سران و شیخ نشینهای عرب و ژنرالهای ترک هستند که باعث بوجود آمدن دینداران و مذهبیون افراطی و متعصب از میان مردم می گردند و در این کار دخیلند و باعث بوجود آمدن شرایط حساسی در منطقه می گردند و مسبب چنین روندی به شمار می روند، و إلا مردم، هیچ نزاع و خصومتی معمولاً علیه یکدیگر ندارند.
ـــ شما بسیار مذهبی هستید؟
من مذهبی نیستم. البته 80 درصد کُردها هم، مثل من، مذهبی نیستند، من به هر مذهب و عقیده ای احترام قایل هستم. من فقط مخالف هر نوع تعصب و افراطی گری هستم.
منتشر شده در هفته نامه ی دیدگاه
مصاحبه ی اینترنتی intimacy-art-politics.blogspot.com با شوان پرور با ترجمه مولود خوانچه زرد
منبع: سایت یارسان
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
بیژن کامکار در سال ۱۳۲۸ در سنندج و در خانواده ای هنرمند و آشنا به موسیقی به دنیا آمد . مقدمات موسیقی را نزد پدر آموخت . در کنار تحصیلات ابتدائی و متوسطه نواختن سازهای مختلف سنتی را فرا گرفت . در سال ۱۳۵۳ به منظور تکمیل هنر موسیقی خود ، وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته ی موسیقی گردید . بیژن کامکار از بنیانگذاران گروه شیدا و عارف است و در نواختن رباب که یکی از اصیل ترین و قدیمی ترین سازهای سنتی ایران است مهارت دارد و علاوه بر آن در نواختن دف ، تنبک ، قیچک و تار بسیار تواناست .
بیژن کامکار در برنامه های متعددی شرکت جسته و به همراه گروه شیدا و عارف در کنار خوانندگان والامقامی چون شهرام ناظری و محمدرضا شجریان در معرفی هنر اصیل موسیقی ایران و اشاعه آن سهم بسزائی داشته است . وی علاوه بر نوازندگی ، تجربه ی خوانندگی هم دارد و در این زمینه آثار بسیاری چون : کجائید ای شهیدان خدائی ، به یاد حافظ ، بامداد ، آوای باران ، افسانه تنبور ، مستان سلامت می کنند ، سایه روشن مهتاب ، شباهنگام ، دف و نی ، به سبک سنتی و در زمینه ی موسیقی کردی آثاری چون : کانی سپی ، ئاگری زیندو ، گل نیشان ، گلاریژان ، سیوی سور ، زردی خزان و ... را ارائه داده است .
گفتنی است بیژن کامکار تنها کسی است که پس از سالها مهجور بودن ساز عرفانی دف که هم به دلیل ناشناخته بودن ظرفیت های وسیع صوتی این ساز و هم به دلیل نبودن نوازنده زبده ، استفاده چندانی نداشته بود ، با مهارت و تکنیک فوق العاده ی وی در نواختن این ساز ، دف جایگاه واقعی خود را در موسیقی سنتی بدست آورد .
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.


