آوازهای سرزمین مادری ام
بیانگر گوشه ای از مظلومیت قوم کرد
تهیه کننده وکارگردان: بهمن قبادی
موسیقی متن :ارسلان کامکار
مدیر فیلمبرداری : ساعد نیک ذات – شهریار اسدی
بازیگران: شهاب الدین حسینی - فایق محمدی – ا...مراد رشتیانی – روژان حسینی و ...
داستان :
((میرزا)) از خوانندگان مشهور کردستان است که قبل از انقلاب به همراه گروه موسیقی معروف خود به اجرای موسیقی میپرداخته اند.
ودر هم آن زمان با وجود دو زن دیگرش مبادرت به ازدواج با ((هناره)) از همکاران خود می نماید.
پس از چندی با به وقوع پیوستن انقلاب 1357در ایران وعدم اجازه به اجرای هنرمندان زن واصرار میرزا بر زندگی در سرزمین ابا واجدادی خود هناره از وی جدا با دیگر همکار خود ((سید)) ازدواج وبه کردستان عراق میرود.
اکنون سالهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است- خبری از جانب هناره به میرزا میرسد که خواهان دیدار اوست.پس میرزا به همراه دو پسر خود((عوده و برات))به سوی مرز واردوگاه آوارگان جنگی میرود و ........
*******************
در باب این فیلم واز دیدگاه یک هم زبان اندکی قلم فرسایی نموده که به محضر شما ارائه میگردد.
من فیلم اوازهای سرزمین مادریام را با نگاه به چند موضوع مورد بررسی قرار میدهم :
الف) – جنگ تحمیلی:
دراین فیلم صحنه هایی مستند گونه از تجاوز وحملات ددمنشانه رژیم بعث عراق را میتوان به گونه ایی بسیارناب مشاهده نمود.
بمبارانها – خرابیها –آوارگیها – گرسنگی وکشت وکشتار دران بسیار طبیعی وخوب به تصویر کشیده شده است وبه راحتی میتوان مظلومیت قوم کرد را مشاهده نمود.
ب) – قوم کرد
کردها که موضوع اصلی فیلم هستند بسیار خوب مورد پرداخت قرار گرفته اند.حقانیت ومظلومیت انها به خوبی نمایان است.
ایشان با وجود سختیهاومصائب جنگ روحیه فرهنگ واخلاق کردی خود را حفظ نموده اندودر همه شرایط به کمک یکدیگر می شتابند.
وجود دو برادر واجراهای انها که سعی در حفظ روحیه مردم دارندخود دلیلی بر این موضوع است که حفظ روحیه در این برهه از زمان بسیار لازم وحیاتی است.
ج) – عاطفی واحساسی
از لحاظ عاطفی فیلم بسیاردراماتیکی است وروابط انسانی که در قرن 21در حال فراموشی است را به بهترین نحو نمایش میدهد.
روابط (عوده ومیرزا – برات ودختر خواننده – معلمهاوبچه های بی سر پرست)همه نمونه هایی از این روابط بسیار عاطفی وارزشهای والای انسانی است. عشق برات ودختر خواننده از نمونه عشقهای پاک وبرخاسته از جان ودل است.
د) – قصه
داستان فیلم از ناب ترین موضوعات در رابطه با جنگ تحمیلی است. فیلم هرچند در نوع فیلمهای دفاع مقدس است اما میتوان آن رادر سایر قابها گنجاند.
داستان بسیار راحت وروان به تماشاگر ارایه میگرددوبه جرات میتوان گفت تماشاگر از دیدن ان احساس خستگی نخواهد کرد.
ن) – موسیقی
موسیقی فیلم از کارهای استاد ارسلان کامکار است که با قطعات بسیار زیبا بیننده را به وجد می آورد در بسیاری از لحظات فیلم تلفیق این موسیقی با تصاویربدیع منطقه کردستان و وقایع در حال جریان بیننده را به بروز احساسات وا میدارد.
و) – بازیگران
هر چند بازیگران فیل م کاملا"حرفه ایی نیستند اما نقشهای خود را کاملا"حرفه ایی اجرا نموده اند.در بسیاری از مواقع احساس می شود یک فیلم واقعی ومستنددر حال پخش است
که خود دلیلی محکم بر بازی روان وطبیعی بازیگران این فیلم میباشد.
ه) –زبان فیلم
فیلم به زبان کردی وبا زیر نویس فارسی ارائه گردیده است ممکن است از این کارخرده گرفته شود اما یقین داشته باشید اگر با زبان دیگری ساخته میشد نمی توانست بار احساسی فیلم را منتقل کند
****************************************************************************
لازم به یاد آوری است آوازهای سرزمین مادریام فیلمی در خشان در کارنامه هنری بهمن قبادی است از دیگر کارهای وی میتوان به زمانی برای مستی اسبها ولاکپشتها پرواز میکنندو... اشاره نمود.
Rad barez eslam abad gharb 1386 khorshidy
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
هانیبال الخاص
هانیبال الخاص )۱۳۰۹-)، نقاش، منتقد، مترجم، نویسنده و مدرس ایرانی است.
او در ۱۳۰۹ از پدر و مادری آشوری در کرمانشاه به دنیا آمد.
وی ۳۵ سال به تدریس مشغول بود از جمله: 5 سال در هنرستان پسران، 6 سال در دانشکده ی مانتیسلو ایالت ایلینوی آمریکا با سمت مدیرگروه و دانشیار، 17 سال در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران، 7 سال به طور موقت در دانشگاه هنر آزاد اسلامی تدریس کرد.
از سال 53 به مدت 4 سال در روزنامه ی کیهان نقد هنری نوشت.
وی که آغازگر طراحی فیگوراتیو در نقاشی نوگراست ، تا کنون بیش از 100 نمایشگاه اختصاصی و بیش از 200 نمایشگاه گروهی در ایران، اروپا، کانادا آمریکا و استرالیا داشته است.
وی که تا کنون برای ده ها کتاب روی جلد کشیده و شعر مصور کرده، خود نیز 4 کتاب در آموزش هنری تالیف کرده است.علاوه بر این به زبان آشوری ،هزاران بیت، دوبیتی، هایکو، قصیده، منظومه و غزل سروده و 150 غزل حافظ را به زبان آشوری، با حفظ وزن و قافیه و معنا و طنز، ترجمه کرده است.از نیما یوشیج، ایرج میرزا، میرزاده عشقی و پروین اعتصامی نیز آثاری را به آشوری برگردانده است.
وی دو سال مدیر گالری گیلگمش از نخستین گالری های معاصر ایران بود.
هانیبال در نمایشگاه هایش با طنز و ابتکارهای مختلف مانند:برقراری هپنینگ ها، انتخاب محیط انبار برای نمایشگاه ،حواله کردن بیل(!)، نقاشی های پر از هزلیات عبید زاکانی و مولوی کوشیده تا سلیقه ی نمایشگاه رو های مقرراتی را به هم بزند.
الخاص تاکنون به جز هزاران تابلوی کوچک و بزرگ، 300 متر مربع نقاشی دیواری و نیز 3 پرده ی 15 قطعه ای و 4 پرده ی 8 قطعه ای آفریده است.یکی از مهم ترین آثار هانیبال تابلوی 15 قطعه ای آفرینش می باشد. وی در سال 1381 در موزه ی آزادی 50 سال نقاشی خود را(3 سال دیرتر!)جشن گرفت.
چند جمله از زبان هانیبال الخاص
- غرب را بی فرهنگانه تقلید نکنید، آخرین ایسم مهم ترین یا بادوام ترین شیوه نیست.
- دروغ کم گفته ام و این بزرگترین دروغم است!
- از سوسیالیستی که پس از مرگ عموی ثروتمندش می فهمد پول حلال مشکلات است خوشم نمی آید.
- من در نقاشی خود را رنگ شناس می دانم.
- از کسانی که واژه های دهاتی و عمله را به جای ناسزا به کار می برند بیزارم.
- اگر من در اروپا 60 سال یک نانوای موفق بودم، احتمالا برای بزرگداشت من دکانی را با تنوری زیبا هدیه می دادند!
- بیایید لا اقل در اورمیه از ساختمان های خرابه تان یا زمین های متروک، 4دیواری دورش بکشید و تابلوهای مرا آنجا بگذارید، من تابلوهای زیادی دارم که به آنجا هدیه کنم.
- ماهنامه کلک شماره ی پی در پی ۱۴۷
برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki/»
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
اسلام آباد غرب (شاه آباد - هارون آباد – مندلی )
اسلامآباد در حوزه تاريخي بسيار مهم باختر كشور و در مسير شاخه اصلي راه ابريشم و در مصب حوزه بزرگ راه بينالنهرين ، آسياي صغير و درياي مديترانه و تمدن بزرگ مصر و فلسطين قرار دارد. در دوره هاي باستاني و بهويژه در دوره ساساني همدان، كرمانشاه و تيسفون سه شهر بزرگ و شاخص بر سر راه ابريشم بودهاند و تيسفون كانون تلاقي تمدنهاي ايراني و سامي ، يوناني و رومي بوده است. اين منطقه و پس از آن كرمانشاه در كنار كانون قدرت حكومتهاي ايران بوده و علاوه بر اهميت سياسي و استراتژيك، حوزه مبادلهفرهنگ و آثار تمدني نيز محسوب ميشده است. بر سر راه ابريشم تمام نقاط زيستي متأثر از نقش بينآلمللي اين شاهراه ارتباطي بودهاند. يكي از مختصات مهم راه وجود منزلگاههاي متعدد در فواصل منظم بود. در فاصله همدان تا كرمانشاه شهرهاي اسدآباد ، كنگاور ، صحنه و بيستون همگي در فواصل شش فرسنگ يا يك منزلگاه از يكديگر قرار دارند . بعد از كرمانشاه نيز ماهيدشت (كاروانسراي رباط) ، اسلامآباد ، كرند ، سر پل ذهاب و قصر شيرين فاصلهاي نزديك به يك منزلگاه دارند .اما دو منزلگاه يعني دوازده فرسنگ نيز معني خاصي دارد. چاپارها در يك روز دو منزل را طي ميكردهاند. اسلامآباد دو منزل از كرمانشاه فاصله دارد بنابراين هم چاپارخانه و هم محل توقف و منزلگاه بوده است. شهرستان اسلام آباد غرب از وضع اقتصادی نسبتا خوبی برخوردار بوده و پايه های اقتصادی آن بر كشاورزی، باغداری، پرورش دام و طيور استوار شده است. صنايع فلزي كرند اسلام آباد هم اكنون نيز اهميت فراوان دارد. اسلحه شكاري، خودكار قفل و چاقو و تختخواب و وسايل آشپزخانه از صنايع دستي مردم اين منطقه به شمار ميآيند. مكانهاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمی ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردی در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، كاروانسرای صفویدر 70 كيلومتری باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند.
مکان های دیدنی و تاریخی
مكانهاي تايخي و ديدني شهرستان اسلام آباد غرب را طاق گرا در جاده قديمی ابريشم در شهر اسلام آباد، قلعه زرده در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، قلعه ژيان رد اسلام آباد، قلعه يزدگردی در 12 كيلومتری شمال باختر ريجاب، كاروانسرای صفویدر 70 كيلومتری باختر كرمانشاه، مسجد ريجاب در ريجاب و مقبره ابودجاجه در ريجاب تشكيل مي دهند.
صنايع و معادن
صنايع مشتمل بر صنايع دستی و صنايع كارخانه ای است و معادن سنگ مرمر، سنگ لاشه، مارن و دولوميت در شهرستان اسلام آباد مورد بهره برداری قرار می گيرد.
کشاورزی و دام داری
آب كشاورزی شهرستان از رودها و چاهها فراهم می شود و گوناگونی محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، گياهانعلوفهای، تره بار، سيب، گلابی، به، انار، انجير، انگور، زردآلو، و بادام نشان از رونق كشاورزی در منطقه دارد. كشاورزی در شهرستان اسلام آباد سنتی و نوع كشتی آبی و ديمی است. باغداری نيز رواج زيادی داشته و محصولات آن از جمله صادرات اين شهرستان محسوب میشود. دامداری با شيوه سنتی در اين شهرستان رواج دارد و شامل پرورش بيش ازنيم ميليون راس دام و فرآورده های آن به مقدار قابل ملاحظه ای صادرمیشود. پرورش طيور به دو روش صنعتی به ميزان 70 درصد و سنتی به ميزان 30 درصد صورت می گيرد كه بيش تر به مصارف داخلی می رسد. صادرات اسلام آباد غرب شامل محصولاتی چون گندم، جو، بنشن، تره بار، گردو، بادام و فرآورده های دامی و قالی میشود.
مشخصات جغرافيايي
شهرستان اسلام آباد غرب از شمال به شهرستان جوانرود، از خاور به شهرستان كرمانشاه، از جنوب به شهرستان شيروان و از باختر به شهرستان های سر پل ذهاب و گيلان غرب محدود میشود. رودخانههای كرند و زيمكان از مهم ترين رودخانههای اين شهرستان می باشند. اسلام آباد غرب در درازای جغرافيايی 46 درجه و 31 دقيقه و در پهنای جغرافيايی 34 درجه و 6 دقيقه و در بلندی 1335 متری از سطح دريا، در 65 كيلومتری جنوب باختری كرمانشاه و در مسير راه كرمانشاه – خسروی قرار دارد. رود دايمی راوند از ميان شهر اسلام آباد غرب می گذرد. آب و هوای اين شهرستان معتدل و نيمه خشك و بارندگی سالانه به طور متوسط 441 ميليمتر است. در سرشماری سال 1375 شهرستان اسلام آباد غرب 215392 نفر و شهر اسلام آباد غرب 81614 نفر جمعيت داشته است.مسيرهاي دسترسي بهاين منطقه عبارت است از:
- راه اصلی به سوی شمال خاوری تا شهر كرمانشاه به درازای 65 كيلومتر
- راهی تا مركز شهرستان ايلام به درازای 130 كيلومتر
- راهی تا پل دختر به درازای 148 كيلومتر
- راهی تا قصر شيرين به درازای 112 كيلومتر
اسلام آباد به علتقرار داشتن بر سر راه اصلی مركز ايران، مرز عراق، و مسير ارتباطی كرمانشاه – قصر شيرين – خسروی (در كنار مرز) از اهميتی ويژه ای برخوردار است.
وجه تسميه و پيشينه تاريخي
اسلام آباد غرب نخست «مندلی» ناميده می شد که پس از حمله عرب ها، يكی از سرداران عرب به عمران و آبادی آن پرداخت و به مرور زمان به شهر «هارون آباد» شهره گرديد. در سال 1309 هجری شمسی نام شهر به «شاه آباد غرب» و در سال 1357 به «اسلام آباد غرب» تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروان سراهای بسياری برای اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات در آن احداث شد. بخش ماهيدشت در دوره اشكانی ها به «نيستاه» معروف و به دليل آب و هوا و مرتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشكانی بوده است. اين ناحيه در زمان صفويه «ماهيدشت» ناميده شده و كاورانسرای شاه عباسی در آن بنا میشود. بخش كرند نيز از پيشينه کهنی برخوردار است. مورخان، از ذوق فراوان صنعتگران و آهنگران كرندی درعهد داريوش هخامنشی نيز ياد كردهاند. اسلام آباد غرب و پيرامون آن، به واسطه مجاورت با تمدنهای باستانی عيلامی، كاسی و بابلی، آثاری از بقايای اين تمدن ها را، در خود جای داده است.
اسلامآباد غرب
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
اسلامآباد غرب یکی از شهرهای استان کرمانشاه در غرب ایران است.
این شهر در بخش مرکزی شهرستان اسلامآباد غرب قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستان پاوه و جوانرود، ازشرق به کرمانشاه، از غرب به شهرستان سرپل ذهاب و گیلانغرب و از جنوب به استان ایلام منتهی میشود. نام این شهر قبلاً «هارون آباد» بود که بعداً به شاه آباد و بعد به اسلامآباد غرب تغییر داده شد اما در گويش رايج محلي هنوز هم شاه آباد تلفظ مي گردد.اين شهر با توجه به اسناد و مداركي كه در دست مي باشد با توجه به وجود يك تپه باستاني به نام چقا گاوانه در مركز اين شهر و نيز يافته هايي كه از اين تپه به دست آمده مي تواند اثبات كند كه دره شاه آباد با داشتن آب و هوايي بسيار معتدل و نيز قرار داشتن در محدوده بين النهرين از اولين تمدنهاي بشري بوده است
اسلام آباد غرب
اسلام آباد غرب نخست «مندلی» ناميده می شد که پس از حمله عرب ها، يكی از سرداران عرب به عمران و آبادى آن پرداخت و به مرور زمان به شهر هارون آباد معروف شد. در سال ۱۳۰۹ ه.ش نام شهر به شاه آباد غرب تغيير يافت.بعد از انقلاب اسلامى در سال ،۱۳۵۷ نام اين شهرستان به اسلام آباد غرب تغيير داده شد. اين شهر در روزگار صفويه به ويژه در زمان شاه عباس رونق يافت و كاروانسراهايى براى اقامت تجار، مسافران و زايران عتبات عاليات احداث شد.بعضى از بخش هاى اين شهرستان سابقه اى تاريخى دارند:بخش ماهيدشت در دوره اشكانى ها به نيستاه معروف بود و به دليل آب و هوا و مراتع خوب، محل پرورش اسب جنگاوران اشكانى بوده است. در زمان صفويه اين ناحيه ماهيدشت ناميده شد و كاروانسراى شاه عباسى در آن بنا گرديد. بخش كرند در دامنه كوهستان واقع شده و آب و هواى معتدلى دارد. مورخان، صنعتگران و آهنگران كرندى را حتى در عهد داريوش هخامنشى با ذوق فراوان ذكر كرده اند.
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
اردوان کامکار
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
اردوان کامکار، (۱۳۴۷ - ) نوازنده سرشناس سنتور است.
وی در سال ۱۳۴۷ در سنندج متولد شد. او جوانترین عضو خانواده هشت نفره معروف «کامکار» است. وی که آموزش سنتور را از ۴ سالگی نزد پدرش آغاز کرد کنسرتهای فراوانی را با گروه کامکارها در ایران، اروپا و امریکا اجرا کرده است.
وی در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار، کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام «بر تارک سپيده» (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد. چندی بعد اردوان کامکار در کنسرت گروه کامکار در فرهنگسرای بهمن با خلاقیتی کمنظیر در آهنگسازی و تسلط و پختگی چشمگیری در نوازندگی، قطعه «دریا» را به اجرا گذاشت.
اردوان کامکار غیر از آثاری که برای تکنوازی سنتور خلق کرد، قطعات دیگری هم برای گروهنوازی سازهای ایرانی تصنیف کرد که مورد توجه اهالی موسیقی قرار گرفت. «دریا» اولین برنامهای بود که میتوان گفت، کل اجرا (چه آوازها و چه قطعات ضربی) سراسر رنگ و بویی جدید داشت و مخصوصاً از تکنیکهای خاص سنتور در اجرای آن بهره برده شده بود، به گونهای که به هیچ وجه با سازهایی مثل پیانو قابل اجرا نبود.
او که به سبک منحصر به فردی در سنتورنوازی دست یافته بود، دومین کنسرتو سنتور خود را که با ارکستر زهی و پیانو همراهی می شد با نام «ماهی برای سال نو» روانه بازار موسیقی کرد تا قدرت بیان موسیقی خود را در زمینه موسیقی پلی تنال هم به نمایش بگذارد. «ماهی برای سال نو» یک کنسرتوی مشکل با فضایی رازآلود و باز با لحن و ریتمهای کردیاست.
پس از مدتی اردوان کامکار سولوی «بر فراز باد» را منتشر کرد و اوج پختگی و ذوق موسیقی خود را به نمایش گذاشت. اردوان کامکار در کنسرت خانوادگیشان که با خوانندگی شهرام ناظری در سال ۱۳۷۶ اجرا شد، در میان برنامه قطعه «رقص باد» از آلبوم «بر فراز باد» را با مهارت زیادی اجرا کرد.
پاساژهای سریع و در هم تنیده و ریتمها و مضرابهای پیچیده، زبانی منحصر به فرد و جایگاهی بلند برای وی در سنتورنوازی معاصر فراهم کرده است. وی در آلبوم شب، سکوت، کویر محمدرضا شجریان به عنوان نوازنده سنتور همکاری کردهاست.
برگرفته از «http://fa.wikipedia.org/wiki/»
Rad brez eslam abad gharb 1386
برداست با ذکر منبع بلا مانع است.
کردها
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد.
کردها یکی از اقوام ایرانی ساکن ایران و خاورمیانه هستند که در بخش غربی ایران و فلات ایران زندگی میکنند. کردها به زبان کردی، از شاخه غربی زبانهای ایرانی سخن میگویند.
تمام سرزمین کردستان یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید ("کردستان عثمانی").
امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشهای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: ("کردستان عثمانی")، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.
("کردستان عثمانی")، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند) و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمینها سکونت دارند.
بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.«اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)
بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت، از طرفی استفاده از اسامی مادی که مستقیما به پادشهان و سرداران ماد یا اعلام فرهنگی آنها مرتبط است در نامهای کردی به وفور کاربرد دارد.#پانویس
به نظر برخی از دانشمندان قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند. ولی تاکنون متاسفانه از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.
در حال حاضر چنین فرض میشود که کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه و مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبانهای ایرانی سخن میگویند. این نکته که که زبان کردی بازماندهٔ زبان ماد است، و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند، تا زمانی که زبان مادی بدرستی شناخته نشده، کماکان یک فرضیه است اما این فرضیه قویترین فرضیه موجود است.
پیشینه
مقاله اصلی: تاریخ کردها
در کتیبههای سومری ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شدهاست. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گوتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد.
منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل میداد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلیها به همکاری با ماد روی اورد.
کردها بخشی از بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسیها و لولوبیان (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.
در دورههای بعدی این منطقه بخشی از امپراتوریهای هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.
بنا بر نوشتههای تاریخ نویسان و جغرافی دانان مسلمان، از قبیل بلاذري، طبری و ابن اثیر قبایلی که بعداً به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و کرانههای شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند.
بر طبق برخی منابع فارسی که تعریفی سنتی از این واژه میدهند آنها گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانوادهاست گرد بعدها در زبانها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شدهاست. کورد همچنین میتواند به معنی پسر تعبیر شود.
به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی، قدیمیترین قبایل کرد باجناویها و بوتیها هستند که این نامها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر آنها نهاده شدهاست.
تا دورهای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن میگویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج مینامیدند و نام کرد در میان ایشان چندان رواج نداشت.
مردمی که به زبان زازا صحبت میکنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دستهاند برخی خود را کرد معرفی میکنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرفالدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر میکند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی میشمارد.
تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید (کردستان عثمانی).
برخی هم مانند مصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا كرد زندگی میكند، آن جا ایران است» همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردها با دیگر ایرانیان تاكید داشت.
به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 35 میلیون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. برخی جمعیت و مساحت آن را ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمین میزنند.
ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به دامنههای شرقی کوههای زاگرس منتهی میشود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد مییابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه، ایلام و بخشهایی ازلرستان به کرکوک و موصل ختم میشود. از شمال به طرف ماردین، ویرانشهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات میرود تا به کمالیه میرسد. در قسمتهای شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگانداغ و هارالداغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می کنند.
مناطق کردزبان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای درههای وسیع و حاصلخیزی نیز است. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان میشود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسبهای مادی بودهاند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوههای بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بودهاست که با امپراتوریهای جلگهها یعنی امپراتوریهای بابل و آشور در جنگ بودهاند و گاه آنها را شکست میدادهاند.
مقاله اصلی:زبان کردی
کردی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت میکنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار میرود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس میشود خود به دو بخش تقسیم میشود:
کرمانجی شمالی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه,روستاهای تکاب وشاهیندژ، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت میکنند.
هنگامی که از زبان کردی سخن به میان میآید، مقصود زبانی است که کردها هم اینک با آن سخن میگویند. برخی از زبان شناسان و شرق شناسان غربی که با زبان کردی مانوس بودهاند، بیشتر این اطلاعات را به شکلی کلی یا ویژه ارائه داده وگفتهاند که: این زبان در عداد زبانهای هندواروپایی و خانوادههای هند و ایرانی و در زمرهٔ زبانهای ایرانی است وبا زبان فارسی قرابت نزدیکی دارد.
پیدایش زبان کردی چگونه بوده است؟ اشکار است که زبان هر زاد و بومی زبان ساکنان آن است؛ اگر رویدادهای تاریخی باعث ایجاد تغییرات نژادی نشده باشد آن زبان همان زبان ساکنان دیرین آن سرزمین است. عکس این موضوع نیز صادق است. اینک ببینیم این موضوع در مورد زبان کردی چگونه صدق میکند؟.
دورانی که، قوم ماد خود را به ایران کنونی و غرب آسیا رسانید با نژادهای خوزیانی، لولوبیان، گوتی، کاسی، (خوری یا هوریها) - که در دامنههای آن سوی کوههای زاگرس میزیستند و تا حد مناسبی زندگی خود را سامان داده بودند و حکومت و تمدنی نسبتاً پیشرفته تأسیس کرده بودند – مواجه شدند.
مادها ظرف 200 سال طومار این حکومتها را در هم پیچیدند و در سال 612 پیش از میلاد مسیح امپراتوری بزرگ مادی را بنیان نهادند و بدین ترتیب زبان مادی به زبان رسمی بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در کردستان، سیزده قرن سپری شده است. در این مدت طولانی سرزمین ماد بزرگ و کوچک و سرزمینهای دیگری که به سرزمین ماد ملحق شده اند؛ از حیث نظامی وسیاسی بسیار دست به دست شده اند. و قدرت سیاسی به دست افراد مختلفی - که زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده است - افتاده است. هر حکومتی هم که برسر کار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمی تحمیل کرده است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، که تمامی بنیادهای اجتماعی کم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده است، این جابه جایی درقدرت نمیتواند از تأثیر نهادن بر این بنیادها برکنار بوده باشد. تاریخ، برخی رویدادها را ثبت کرده است که طی آن، سلطهٔ سیاسی بریک سرزمین، تغییرات نژادی بنیادی و ایستایی زبان را در آن سرزمین باعث شده است. امروز ردپای تأثیر جابه جایی در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوری ماد به وضوح میتوآن دید. به عکس در بخشی از غرب سرزمین ماد، بنیادها همچنان دست نخورده مانده است. بلکه تسلط مادها وضعیت نژادی وزبانی برخی از سرزمینهایی را که بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغییر داده و به مسیر توسعهٔ مادی کشانده است و به موازات بخش غربی قلمرو خود، آنها را توسعه داده است.
بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند."اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟" (مینورسکی 1973)
زبان پارتی (فارسی = پهلوی اشکانی)، که به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادی در زمرهٔ زبانهای شمال شرقی، خانوادهٔ زبان ایرانی جای میگیرند؛ .بیش از دیگر زبانها بر زبان مادی تأثیر نهاده است و امروزه رد پای این تأثیرات در گویش آیینی زبان کردی، دیده میشود.
همزمان با سقوط و فروپاشی امپراتوری ساسانی و ترویج اسلام در ایران، وقفهٔ تازهای برای زبان کردی آغاز شد - که جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد - تنها مشکل این است که ما از زبان مادی اوآخر دورهٔ ساسانی سند مکتوبی در دست نداریم تا موشکافانه در بارهٔ آن اظهار نظر کنیم. اما این موضوع سبب نخواهد شد که نتوانیم بگوییم: این زبان در آن زمان زبان مادی بوده است. که به نسبت زبان رایج دوران اقتدار امپراتوری، دستخوش تغییرات 1300 ساله شده است. به همان نسبت که زبان پارسی باستان پیشرفت کرده و به زبان دری / پارسیک تبدیل شده و آمادگی و ظرفیت آنرا یافته است که زبان پارسی کنونی از آن جدا شود؛ یک نتیجه گیری آنی اقتصا میکند که، زبان مادی هم پیشرفت کرده و دستخوش چنان تحولات و دگرگونیهایی شده باشد؛ که استخراج زبان کردی از آن ممکن شده باشد.
از لحاظ مذهبی کردها مسلمان (شیعه و اهلسنت) هستند. در استانهای کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران جمعیت قابل ملاحظه کرد شیعه زندگی میکنند. البته در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسان و اهل حق معروفند در بین کردها هستند. بقیه کردها مسیحی یا یهودی هستند.
تاریخ معاصر و وضعیت سیاسی و اقتصادی مردم کرد در ایران
مقاله اصلی: بخشهای کردنشین ایران
نواحی کردنشین ایران شامل استانهای کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخشهایی از لرستان است. در قسمتهایی از استان خراسان شمالی و قسمتهایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که (بخشی از) مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت میکنند که از این میان میتوان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خانهای کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند. (منبع: حرکت تاریخی کرد به خراسان)
تدریس زبان کردی در مدارس دولتی بلامانع است و طبق قانون اساسی ایران تدریس ادبیات زبانهای قومی از جمله زبان کردی در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است (اصول پانزدهم و نوزدهم) ولی در عمل تا امروز انجام نیافتهاست. همچنین در ایران تأسیس و انتشار رسانههای همگانی به زبانها و یا گویشهای منطقهای کاملاً آزاد است.
۱. از اسامی کردی مورد استفاده در بین مردم که با تاریخ ماد مرتبط است میتوان به: آباکو آترین آتوی آرباکو آرتیکا و... همه این اسامی از مدخل 1 تا 40 یکی از کتب مربوط به نامهای کردی و بخش حرف آ برداشت شده که خود ناشی از وسعت این اسامی است.
- کرد و کردستان - و. نیکیتین - ترجمه محمد قاضی - نشر درایت 1363
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.


