31
تير 1367 ساعت شش صبح روز عيد قربان؛ روستاي زرده ازتوابع شهرستان اسلام آباد غرب: پنج هواپيما در ارتفاعات دالاهو مشاهده شد و دقايقي بعد اصابت سه بمب که پس از انفجار آنها، دودهاي رنگي آسمان روستا را در بر گرفت.
خيل مردم حاضر در اين روستا که در عيد قربان آن سال و در زيارتگاه منطقه جمع شده بودند، مانند پرندگان و همه جانداران موجود به زمين ريخته شدند و مردم بيآلايش و ساده زيست اين روستا که براي انجام مراسم مذهبي و خاکسپاري يکي از بزرگان منطقه گرد هم آمده بودند، بدون اطلاع از نوع بمباران صورت گرفته و به لحاظ سوزندگي بوي ناشي از مواد شيميايي پخش شده در فضاي منطقه به سوي رودخانه جاري در دره اين روستا هجوم بردند، بي خبر از آنکه شستن صورت براي کاهش حجم سوزش با آب نه تنها تاثيري در برطرف کردن ناراحتي آنها نخواهد داشت، بلکه به دليل مسموميت آب باعث تشديد جراحات در آنها خواهد شد.
مردان، زنان، کودکان و سالخوردگان اين روستا يکي پس از ديگري به زمين افتاده و تنها معدود افرادي که يا با تاخير در اين مراسم حاضر و يا به دليل اندک شناخت خود از نوع فاجعه به ارتفاعات پناه بردند بازگشتند و همه چيز را بي جان يافتند.
عدهاي از افراد با اندک وسايل نقليه موجود به شهرستان اسلام آباد و کرمانشاه انتقال و افرادي نيز در منطقه ماندند، زيرا چارهاي جز به خاکسپاري عزيزان خود نداشتند.
در زرده قبرستان و محل دفن شهدا در يک محل خاص نيست، چرا که به دليل بمباران شيميايي و پراکنده بودن اجساد، در آن روز هر کسي عزيز خود را در همان نقطهاي که افتاده بود، خاک کرده است و جاي جاي اين روستا نشاني از شهيدان اين اقدام جنايت کارانه صدام و ايادي سرسپرده او را دارد.
در جريان اين اقدام وقيحانه، 250 نفر از اهالي روستاي زرده در همان روز شهيد شدند که بيشتر آنها را زنان و کودکان تشکيل ميدادند، جداي از آن افرادي که مجبور به حضور در روستا به دليل حضور منافقين در منطقه و مسدود شدن راه ارتباطي به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بودند، به دليل عدم آگاهي از عواقب حضور در يک منطقه شيميايي و استفاده از آب و خوراک شيميايي شده هم اکنون شديدا دچار عارضه هايي مختلف پوستي، تنفسي، چشمي و رواني هستند.
علاوه بر آن تمام محيط زيست اين بخش از منطقه زيباي ريجاب به واسطه اين بمباران کاملا از بين رفته و تبديل به يک زمين سوخته شده است.
البته در همين روز روستاي «نسار ديره» و «شاه مار» از توابع شهرستان گيلانغرب و روستاي باباجاني از توابع شهرستان دالاهو نيز مورد حمله شيميايي قرار گرفتند که عمق فاجعه در آنها به زرده نميرسيد.
امروز زرده بعد از گذشته هجده سال از آن واقعه
مردم اين منطقه از استان کرمانشاه به مانند ديگر نقاط آن به واسطه شهره بودن در پايمردي و ايستادگي به ويژه در هشت سال دفاع مقدس همچنان در اين منطقه سکونت داشته و مشغول گذران زندگياند.
خبرنگار ايسنا ، به مناسبت هجدهين سالروز اين اقدام ناجوانمردانه که در حق مردم بي گناه و غيرنظامي اين خطه از ميهن اسلامي انجام گرفت با حضور در اين روستا از نزديک مشکلات آنها را مورد بررسي قرار داده است .
دفن شهدا سه روز طول کشيد
سيدفريدون حسيني پيرمرد 54 ساله است که پدر، پنج برادر و پسر خود را در بمباران زرده از دست داده و ميگويد که تنها با خواهر خود همه آنها را به خاک سپرده است.
او از آن روز به عنوان «روزي سياه» ياد ميکند و در ادامه مي گويد: سه روز دفن شهدا طول کشيد و خود ما نيز به واسطه مصدوم شدن از نا و رمق کافي براي جابه جايي و دفن جنازهها نداشتيم.
حسيني ميافزايد: جمعيت زرده در آن روزگار چيزي حدود هزار نفر بود که در آن روز به واسطه عيد قربان و فوت يکي از بزرگان منطقه مردم زيادي به زرده آمده بودند که آن اتفاق افتاد و در ابتدا پرندگان و احشام و بلافاصله مردم حاضر به دليل سرازير شدن در دره براي استفاده از آب جاري يکي پس از ديگري به زمين ميافتادند.
او عليرغم سرفههاي شديد ميگويد: تاکنون درصدي جانبازي به او تعلق نگرفته است. آن روز تنها تعدادي موفق شدند که با وسيله نقليه از معرکه رهايي جسته و براي درمان به کرند، اسلام آباد و کرمانشاه برسند و عدهاي به واسطه وجود عزيزانشان ماندند و امروز با هزار و يک درد گريبان گيرند.
اين مصدوم شيميايي از مشکلات زياد خود و خانوادهاش سخن به ميان آورده و ميافزايد: متاسفانه عليرغم وجود انواع مشکلات جسمي و روحي ما تحت هيچ حمايتي قرار نداريم و با تلاشهاي فراواني که با وجود مشکلات مالي متحمل شدهايم، کسي به داد ما نرسيده است.
حسيني ميگويد:همه چيز روستا سوخته و کشاورزي در آن امکانپذير نيست و مردم براي تامين مايحتاج اوليه خود نيز با مشکل روبرو هستند.
خارش بدن، سرفه مداوم، کم سويي چشم و بي خوابي از مشکلاتي است که اين پيرمرد روستايي به عنوان دردهاي خود به آنها اشاره ميکند و ميافزايد: هر ماه حداقل يک نفر از اهالي روستا به دليل وخامت حالش رخت از دنيا ميبندد و ما نيز چون در آن روز نتوانستيم خود را به مراکز درماني برسانيم، الان به گفته مسئولان به دليل نبود پرونده پزشکي جانباز به حساب نيامده و از هيچگونه مزايايي برخوردار نيستيم. حسيني در خاتمه عاجزانه ميخواهد که صداي مظلوميت او را به گوش مسئولان برسانيم.
به داد ما برسيد ما در مقابله با دشمن با اين وضعيت مواجه شدهايم
فاضل خداياري بيماري خود را سرطان خون معرفي کرده و با اشاره به انجام 12 بار شيمي درماني ميگويد: در طي اين مراحل کوچکترين کمکي را دريافت نکردهام، ولي ديگر نميتوانم.
اين مرد 47 ساله با بيان اين که با توجه به داشتن سه فرزند توانايي انجام هيچگونه کاري را ندارد، اظهار ميدارد: چهار سال است که تحت پوشش بنياد جانبازان قرار گرفتهام و 15 درصد از جانبازي من تاييد شده ولي هيچ حمايت مالي و درماني در طول اين مدت از من به عمل نيامده است.
خداياري ميگويد: سه فرزندم در ادامه تحصيل با مشکل روبرو شده و بنا به اظهار پزشکان با وجود سنين پايين از ناراحتي اعصاب رنج مي برند. به گوش مسئولان برسانيد که ما در اين کشور و در مقابله با دشمنان اين مرز و بوم با اين وضعيت مواجه شدهايم، پس به داد ما برسيد.
دخترم مجبور به ترک تحصيل است
خانم صورت نظري پيرزن 58 ساله سرپرست خانواده که 10 درصد جانباز نيز است، ميگويد: زماني که زرده بمباران شد، هديه (دختر او) سه سال داشت و امروز علي رغم گذراندن مراحل درس تا ديپلم و قبول شدن در دانشگاه، به دليل مشکلات شديد تنفسي مجبور به ترک تحصيل است.
او ميگويد : دخترم که در کرمانشاه درس مي خواند دفعتا با تنگي نفس مواجه شده و مجبور به استفاده از اکسيژن و ماسک است که به دليل همين مشکل ترم گذشته به ناچار به دانشگاه نرفت و تنها با موافقت رئيس دانشگاه براي امتحانات در کرمانشاه حاضر شد که در اين مورد نيز با مشکلاتي مواجه بود.
وي گفت: مشکل تنفسي هديه گاها به حدي شديد است که به بيهوشي او منجر ميشود و نميتوانيم او را در بيمارستان بستري کنيم.
جواني 29 ساله با عصايي در دست و چشماني بسته
صدراله عظمي، كسي كه علاوه بر مشهود بودن عوارض پوستي از نعمت بينايي نيز محروم شده، مي گويد: در آن روز در حال صبحانه خوردن بوديم که صداي هواپيما ما را به داخل حيات خانه کشاند و بعد از صداي انفجار، رنگين کماني بر روي همه فضاي روستا سايه انداخت، رنگها گوناگون بودند که با بوهاي مختلف همراه شده بود.
او ميگويد: با ديدن اين وضعيت به داخل خانه برگشتيم و بعد از مدتي به داخل روستا رفته و با اجساد نيمه جان بسياري از هم آباديهاي خود مواجه شديم و چون پدر، خواهر و برادر من زودتر به محل حادثه نزديک شده بودند، آنها هم شديدا مصدوم شده و از وضعيت مناسبي برخوردار نبودند که به وسيله يکي از اقوام آنها را به شهر بردند و من تنها با داشتن 11 سال در کلاس پنجم دبستان سرپرست خانواده شدم.
عظمي که چندي پيش براي ارائه شهادت برعليه آندراد (يکي از فروشندگان مواد شيميايي عراق) به کشور هلند سفر کرده بود، در ادامه ميافزايد: ما به لحاظ عدم آگاهي از عوارض بعدي مواد پخش شده شيميايي در روستاي خود و نبود اطلاع رساني در اين مورد از همان آب و آذوقه موجود مصرف و امروز دچار عوارض بسياري شدهايم که رهايي از آنها امکانپذير نيست.
علي رغم تمايل زياد به درس و تحصيل به دليل کم سويي چشم و اندک اندک نابينايي کامل از ادامه آن بازماندم و امروز از عوارض زيادي در رنجم که مهمترين آنها نابينايي، عوارض پوستي همراه با سوزش و خارش زياد و عوارض تنفسي است.
عظمي اظهارميدارد: تا کنون هيچگونه حمايتي از او به عمل نيامده و درصد جانبازي براي او در نظر گرفته نشده است.
عظمي خواستار مجازات شديد مسببان ايجاد اين مشکلات در حق او و دوستانش است و ميگويد: در دادگاه لاهه خواستار مجازات صدام و همه حاميان او در تجهيز به سلاحهاي شيميايي شديم، اما مسئولين نيز بايد اين مسئله را پيگيري کنند.
اين مصدوم شيميايي اظهارمي دارد که بدون داشتن همراه توان خارج شدن از خانه را ندارد و بي خوابي، سوزش شديد ريه در هنگام تنفس، بيحوصلگي، خارش دائم بدن و ... را از ديگر مشکلات خود عنوان ميکند.
قارچهاي صورت عزيز آقا علي پناه
او مردي 53 ساله نيز از اهالي روستاي زرده است که در جريان بمباران، پسر، دختر و همسر خود را از دست داده است.
ميگويد : در آن روز زمين و آسمان براي مردم زرده سياه شد و عزيزان و همه چيز خود را از دست داديم، البته همه چيز به اين مسئله ختم نشد، چرا که امروز تمام زندگي ما تحت تاثير اين مسئله قرار دارد. امروز کودکاني که امروز در اين روستا متولد ميشوند يا نارس هستند و يا از عوارض شديدي رنج ميبرند،علاوه بر اين که اين موضوع منحصر به انسانها نيست و دربين احشام نيز قابل مشاهده است، در ضمن زمين هاي اين روستا نيز سوخته است.
علي پناه با اشاره به مشکلات دائم خود به لحاظ اثرات شيميايي، ميگويد: مسئولان به مصدومان شيميايي روستاي زرده توجه لازم را ندارند. ما بايد مشکلاتمان را به چه کسي بگوييم؟
خانه بهداشت روستا ويزيت بيماران چهارشنبه ها آن هم تنها به مدت دو ساعت
به محض ورود به خانه بهداشت روستا علاوه بر شلوغي بسيار زياد اين مرکز به دليل حضور پزشک عمومي با خانمي مواجه ميشويم که خود را بهورز اين مرکز معرفي ميکند، او فرانک عزيزي نام دارد.
از او در مورد بيماريهاي اصلي مردم روستا که با آن گريبانگير هستند، ميپرسيم که پاسخ ميدهد: عوارض پوستي، ناراحتي تنفسي، مشکلات بينايي و ناراحتي عصبي از بيماريهايي است که به نوعي همه مردم زرده با آن مواجه هستند.
وي با بيان اين که بسياري از مردم روستا از حضور در نزد پزشک و بيان مشکلات خود امتناع مي کنند عنوان ميدارد: افرادي در روستا وجود دارند که عليرغم ناراحتيهاي فراوان به پزشک مراجعه نکرده و هر روز بر حجم ضايعات و بيماري آنها افزوده ميشود.
عزيزي ميگويد: تنها کاري که ما براي مصدومان شيميايي اين روستا انجام مي دهيم، تجويز داروهاي ابتدايي براي تسکين درد آنهاست و بيشتر بيماران را به مرکز درماني ريجاب و يا به شهرهاي اسلام آبادغرب يا کرمانشاه معرفي ميکنيم.
وي با اشاره به ناراحتي هاي شديد عصبي در نزد مردم اين روستا ميافزايد: معمولا کودکان متولد شده در زرده نيز از وجود مشکلاتي در رنج هستند، در روستاي زرده 10 نفر در حال حاضر از سرطان رنج مي برند و تا کنون 20 نفر نيز در اثر ابتلا به اين بيماري فوت کرده اند.
موارد قابل تامل در مورد اين روستا
نبود يک کلينيک ابتدايي براي رسيدگي به بيماران مصدوم شيميايي در اين روستا از مسائل قابل تامل است، جداي اينکه اين خانه بهداشت از داشتن يک داروخانه نيز محروم است.
سوال اينجاست که چرا روستايي که در 31 تير 67 بنا به اسناد موجود داراي 1146 نفر جمعيت بوده و تا کنون نيز بالغ بر 400 نفر از مردم آن براثر عوارض شيميايي شهيد شدهاند، بايد از داشتن يک درمانگاه تخصصي شيميايي، يک پزشک متخصص و حتي يک داروخانه ابتدايي محروم باشد؟
در اين گزارش سعي کرديم موضوع را به نتيجهاي برسانيم، اما زماني که متوجه شديم مسئولان ذيربط نسبت به تامين هزينه آزمايش قريب به 1400 نفر مصدوم شيميايي ثبت نام کرده در سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان براي دريافت درصد جانبازي، محلي را سراغ ندارند، خستگي به تن مان ماند.
حال با اين سئوال درد دل مردم اين خطه را به پايان ميرسانيم که آيا با وجود مستندات موجود در خصوص بمباران شيميايي اين منطقه و شهادت نزديك به 400 نفر از مردم اين روستا، آيا صرفا به خاطر نداشتن صورت سانحه از سوي مردم شيميايي شده اين روستا نبايد به وضعيت آنها رسيدگي کرد؟
و آخر آنکه چرا بايد اسناد مظلوميت ملت ايران در گمنامي محض قرار گيرند؟
توضيحات مراد کوشکي مديرکل بنياد شهيد و امور ايثارگران استان کرمانشاه
« با وجود هزينههاي بالاي برخي آزمايشات و عدم تمکن مالي بيشتر افراد مدعي مصدوميت شيميايي، بنياد شهيد و امور ايثارگران محلي براي پرداخت اين هزينه ها قبل از تاييد جانبازي آنها ندارد ».
مراد کوشکي در گفتوگو با ايسنا ، تاييد فرمانداري محل مبني بر حضور افراد مدعي مصدوميت شيميايي در مکانهاي مورد تهاجم و انجام معاينات تکميلي و تخصصي توسط پزشکان متخصص را از راههاي موجود جهت تحت پوشش قرار گرفتن اين افراد دانست.
کوشکي تصريح کرد: فرمانداريهاي مناطق طي نامهاي مبني بر حضور اين افراد در محل در هنگام حملات شيميايي آنها را به بنياد شهيد و امور ايثارگران معرفي کرده و بنياد نيز پس از تشکيل پرونده و اقدامات تکميلي افراد را جهت معاينات تخصصي به مراجع ذيربط معرفي ميکند.
وي در پاسخ به پرسش مطرح شده در خصوص هزينه اين آزمايشات تخصصي گفت: بر اساس ضوابط قانوني، بنياد شهيد و امور ايثارگران تنها هزينه آزمايشات و معالجات ايثارگران را ميپردازد.
كوشكي با اشاره به مکاتبه با مرکز و استعلام در خصوص هزينه آزمايشات افرادي که هنوز تحت پوشش سازمان نيستند افزود: با توجه به عدم تمکن مالي بيشتر اين افراد و هزينه بالاي آزمايشات تخصصي، مکاتباتي با مرکز انجام شد که در نتيجه اعلام شد که طبق قانون و ضوابط قانوني هيچ اعتباري جهت افرادي که جانباز شناخته نشدهاند در نظر گرفته نشده است.
وي خاطرنشان کرد: در صورت ثابت شدن جانبازي اين افراد بعد از انجام آزمايشات تخصصي و شرکت در کميسيون مربوطه و اثبات مصدوميت، تمام هزينههاي صرف شده، از سوي بنياد شهيد و امور ايثارگران به آنها پرداخت خواهد شد، اما در غير اين صورت هيچ تعهدي در خصوص پرداخته هزينهها نداريم.
کوشکي در نظر گرفتن تمهيداتي براي اياب و ذهاب افراد برخي شهرستانها و روستاها جهت انجام معاينات در کرمانشاه و در راستاي کاهش هزينه ها را از اقدامات بنياد شهيد وامور ايثارگران استان ذکر کرد که مورد استقبال اين افراد قرار نگرفته است.
ايجاد مراکز درماني مناسب ضروريترين نياز مصدومان شيميايي روستاهاي شيميايي شده استان کرمانشاه است
دکتر شهريار خاطري در گفتوگو با ايسنا ، ضمن بيان اين مطلب افزود : سلاحهاي شيمايي عوارض ديررسي از نظر جسمي و روحي بر مصدومان تحميل ميکنند و به طور کلي نه تنها مصدومان شيميايي استان کرمانشاه، بلکه همه آسيبديدگان از اين سلاحها به بيمارستانها و مراکز نسبتا مناسب و تخصصي نياز دارند.
وي با گراميداشت سالروز شهادت جمعي از افراد غير نظامي روستاي زرده بر اثر بمباران شيميايي سال 67، از وضعيت مرکز درماني اين روستاي شيميايي شده در دوران جنگ انتقاد و تصريح کرد: با وجود يک خانه بهداشت و يک بهورز به طور حتم امکان انجام اقدامات درماني براي مصدومان ممکن نيست و آسيبديدگان با هر شرايط و وضعي بايد به مرکز استان منتقل شوند.
دكترخاطري در خصوص برخي ادعاي مطرح شده که بروز سرطان درميان برخي مصدومان شيميايي را از عوارض اين سلاحها ميدانند گفت: هنوز رابطه اي ميان مصدوميت با سلاحهاي شيميايي و بروز سرطان به صورت قطعي ثابت نشده است، اما بروز بيماريهاي ريوي، چشمي و پوستي جزء عوارض ثابت شده اين سلاحهاي مرگبار هستند.
وي در ادامه اظهار داشت: شناسايي مصدومان و تحت پوشش قراردادن آنها و همچنين وجود يک مرکز مجهز درماني نياز اصلي مصدومان سلاحهاي شيميايي استان است.
دكتر خاطري در رابطه با مشکلات پيش روي مصدومان شيميايي که تحت پوشش بنياد شهيد و امور ايثارگران نيستند افزود: معضل هزينه آزمايشهاي اوليه يکي از اساسي ترين مشکلات پيش روي اين افراد است که اميدواريم با رايزني ها ميان نمايندگان استان و بنياد شهيد و امور ايثارگران در اسرع وقت حل شود.
وي تصريح کرد:حملات شيميايي به برخي مناطق استان کرمانشاه در زمان اوج تهاجمات آواخر جنگ تحميلي صورت گرفت و به علت وضعيت ايجاد شده در آن زمان، اسناد و مدارک دقيقي در اين رابطه و در خصوص نوع سلاحهاي به کار رفته ثبت نشده است.
دكتر خاطري گفت: بر اساس نوع مصدوميت افراد و تعدد شهيدان، به احتمال زياد انواع بمبهاي به کار گرفته شده در استان کرمانشاه ترکيبي از دو عامل گاز اعصاب و گاز خردل بوده است.
عوارض بمباران شيميايي از زبان يک فوق تخصص بيماريهاي ريوي
دکترعلي معيني فوق تخصص بيماريهاي ريوي در خصوص عوارض ناشي از بمبارانهاي شيميايي بر روي مصدومان، با بيان اينکه گاز خردل و گاز پسژن دو ترکيبي هستند که در جنگ تحميلي، عراق بيشتر از آنها استفاده ميكرد، گفت: اين گازها عمدتاً عوارض تنفسي ايجاد ميکنند.
وي در گفتوگو با ايسنا افزود: خاصيت گاز خردل اين است که وقتي فرد آن را استنشاق کرد، سلولهاي پوشش دهنده دستگاه تنفسي وي را از بين مي برد، البته بر روي چشم و پوست وي نيز عوارضي ايجاد ميكند.
معيني، قرمزي، خارش و تاولهاي پوستي را از عوارض تماس با گاز خردل بر روي پوست عنوان کرد.
وي در خصوص عوارض چشمي آن نيز گفت: ورم در ناحيه چشم، التهاب در عنبيه که در نهايت ميتواند به کدورت قرنيه و کوري منجر شود، از عوارض چشمي اين گاز به شمار ميرود.
معيني عنوان کرد: عوارض تنفسي گاز خردل نيز معمولا ابتدا به صورت برونشيت است و سپس به سمت فيبروز و در نهايت نارسايي تنفسي ميرود.
وي اختلاف رواني را نيز از عوارض درازمدت گازخردل دانست و گفت: اين مواد همچنين سيستم ايمني بدن را تحت تاثير قرار مي دهد و فرد را مستعد ابتلا به سرطان مي کند.
معيني اظهار داشت: ميزان مصدوميت به اينکه فرد با چه حجمي از گازها در تماس بوده و فاصله وي با اين عوامل شيميايي بستگي دارد و چنانچه فرد به محل آلودگي نزديک و حجم زيادي از اين گازها را استنشاق کرده باشد، مصدوميت بالايي پيدا ميکند.
وي در خصوص اينکه آيا اين عوارض قابل انتقال به نسلهاي بعدي نيز است، گفت: مطالعه دقيقي در اين زمينه انجام نشده، ولي چون روي عوامل ژنتيکي تاثيرگذار است احتمال اينکه در نسل بعدي نيز آسيب بر جاي بگذارد، وجود دارد
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
زبان كردي و حفظ آن از هجوم واژگان عربی
واژگان کردیبخش اصلی واژگان زبان کردی از زبانهای کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وامواژههای زبانهای مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبانهای خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفتهاند وجود دارد و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است.
جدول زیر واژگان کردی را با واژگان عربی دخیل در فارسی نشان میدهد:
|
فارسی (وامواژه) |
کردی | |
|
Season |
فصل |
Werz وهرز |
|
History |
تاریخ |
Mêjû میژوو |
|
North |
شمال |
Bakûr باکوور |
|
Ratio |
نسبت |
Rêje ریژه |
|
Right |
حق |
Maf ماف |
|
Centre |
مرکز |
Nawend ناوهند |
|
Barrier |
مانع |
Kosp کوسپ |
|
Corpse |
جنازه |
Term تهرم |
|
Economy |
اقتصاد |
Abûrî ئابووری |
|
Prose |
نثر |
Pexşan پهخشان |
|
Important |
مهم |
Girîng گرینگ |
|
|
فرصت |
Derfet دهرفهت |
|
Literature |
ادبیات |
Wêje ویژه |
|
Election |
انتخابات |
Helbijardin ههلبژاردن |
جدول زیر تعدادی از واژه سره (غیر وامواژه) فارسی را با معادل واژگان آنها در زبان کردی را نشان میدهد:
|
فارسی (سره) |
کردی | |
|
Tale |
داستان |
Çîrok چیروک |
|
Driving |
(رانندگی |
Ajotin/ Lêxurîn لیخورین/ئاژوتن |
|
Injury |
زخم |
Birîn برین |
|
Research |
پژوهش |
Lêkolîn لیکولین |
|
Response |
پاسخ |
Welam/Bersiv وهلام/بهرسڤ |
|
Future |
آینده |
Dahatû داهاتوو |
|
Past |
گذشته |
Rabirdû رابردوو |
|
Value |
ارزش |
Bayex بایهخ |
|
Earthquake |
زمینلرزه |
Erdhejan/Bume Lerze ئهردههژیان/بوومهلهرزه |
|
Special |
ویژه |
Taybet تایبهت |
|
Ice |
یخ |
Sehol سههول |
|
Race |
نژاد |
Regez رهگهز |
|
Expert |
کارشناس |
Pispor پسپور |
و در خاتمه جدول زیر تعدادی از فعلهای دو زبان را نشان میدهد:
|
کردی | ||
|
To Forgive |
بخشیدن |
Lêburdin لیبوردن |
|
To Move |
حرکت کردن/ جنبیدن |
Bizûtin بزووتن |
|
To Produce |
تولید کردن |
Berhem hênan بهرههم هینان |
|
To Encourage |
ترغیب کردن/انگیختن |
|
|
To Play |
بازی کردن |
Leyistin لهیستن |
|
To Come |
آمدن |
Hatin هاتن |
|
To Go |
رفتن |
Çûn چوون |
|
To Throw |
پرت کردن / انداختن |
Hawîştin/Heldan/Frêdan فریدان/ ههلدان/هاویشتن |
|
To inform |
اطلاع دادن / آگاهاندن |
Rageyandin راگهیاندن |
|
To Strike (As in «Labor Strike») |
اعتصاب کردن |
Mangirtin مانگرتن |
|
To Transfer |
انتقال دادن |
Guwastinewe گواستنهوه |
|
To Learn |
یاد گرفتن /آموختن |
Fêrbûn/Hînbûn فیر بوون/هینبوون |
|
To Send |
فرستادن |
Nardin/Şandin ناردن/شاندن |
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مبنع است.
شعر « چاوه روانی» به معنی انتظار
تا که ی بنالیم بو تو گیانا تا که ی بسوتیم
ئه ی بریارت وا نه بو فه رموت من روژی هه ر دیم
زستان وا رویی به هاریش هات تو هه ر نه هاتی
ژهری تالی چاوه روانیت دامی تو له جیاتی
ئه ی تو خو نازانی ده ردی چاوه روانی
تا چه ن به ئازاره برک و اش و ژانی
گیانا بو نه هاتی عازیز بو نه هاتی نه تپرسی هه والم اش و مه رگه ساتی
شه و نیه ئه گه ر جاری خه ونت پیوه نه بینیم
وا ئه زانم له باوشم دای له سه ر سه رینم
که چاو هه ل دینم گیانا بالای به رزت نابینم
دوباره ده م سوتینی اش و زامی برینم
گیانا که م زو وه ره نازدارم زو وه ره به س جاری بت بینم گیانم بو خوت به ره
ترجمه لفظ به لفظ فارسی
تا کی بنالم جانا تا کی بسوزم
ای که فرموده بودی من روزی می آیم
زمستان اینچنین رفت و بهار هم آمد اما تو نیامدی
در عوض زهر تلخ انتظار را به من چشانیدی
تو که نمی دانی درد انتظار را
نمی دانی که چقدر تلخ است زخم و رنج دردش
جانا چرا نیامدی، عزیزم چرا نیامدی نپرسیدی احوالم را، دردم را، رنجم را
شبی نیست تو را یک بار در خواب نبینم
گمان می کنم در آغوشم هستی ، کنار من نشستی
اما وقتی چشمانم را باز می کنم قد رعنای تو را نمی بینم
دوباره می سوزاند من را درد و رنج زخمم
جانان من زود بیا نازنینم زود بیا تا برای یک بار هم که شده ببینمت ، جانم را بگیر و برای خود ببر
این شعر زیبا توسط هنرمند ذکریا عبدا... اجرا گردیده است.
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.


