بررسی اجمالی ونقدی برتعدادی از خوانندگان نسل جدید کرد وهنر آنان
قصد دارم در این بخش به صورت مختصر به بررسی موج فزاینده خوانندگی درمناطق کرد نشین و عملکرد چند نمونه از این خوانندگان بپردازم:
در سالهای اول دهه 70باافزایش ادوات موسیقی الکترونیکی (بخوانید ارگ) وآزادی محدودی که در فضای سیاسی کشور ایجاد شد طیف خوانندگی اپیدمی وار همه جا را فرا گرفت .
از دیگر علل افزایش این رویه میتوان به هزینه بری بسیار کم (در حدتهیه یک دستگاه ارگ)
درامد زایی فراوان به جهت مصارف آنها در مراسم شادی ونیاز مردم به تغییر ذایقه را نام برد.
از اولین جرقه های این جریان میتوان به گروه موزیک تیپ هنر اشاره نمود که با خلق اهنگهایی شاد توانست چند صباحی درمیان مردم جای باز کند پس به یکباره در عرض تنها
پنج سال شاهد حضور دهها و شاید صدها نمونه دیگر از این قبیل گروهها وخوانندگان هستیم
بسیاری از این افرادویا گروهها چند وقتی بیشتر دوام نیاورده واز هم پاشیدند اما عده ای از انان هم این راه را به علل مختلف تا کنون ادامه داده اند لازم به یادوری است که بساری از این افراد از هنرمندان متعد واتیه داری هستند که امروزه نیز کار خود را ادامه داده وبه یک تجربه نفیس دست یافته اند ما منکر هنر وتوانایی بسیاری از انان نمیشویم در سطور زیر سعی شده است تا چند تن از این هنرمندان را که در مسیر خود ثبات داشته اند به اجمال نقدشوند تا بلکه شاهد ترقی وپیشرفت بیشتر انان باشم.
تذکر: اسامی تحت هیچ نوع ترتیب واولویت خاصی درج نگردیده اند.
1) عبدالحسین دوستیان
نامبرده جزو اولینهای حرفه خود میباشد بسیار تحت تاثیر استاد موسیقی کردی ناصر رزازی قرار دارد واکثر آهنگهای وی را به شکل بسیار نا به هنجار اجرا میکند وهنگام استفاده از اشعار فولکلور ومحلی بیشتر به جنبه های سطحی ونازل میپردازد تا کنون جز چند آهنگ که آن هم با همخوانی صفدر مرادی اجرا نموده اثر شایان ذکری از وی دیده نشده است .
صدایی نسبتا" بم که میتواند گامهای بلند موسیقی رااجرا کند از خصوصیات خوب وی است
نامبرده جزو کم حاشیه ترین خوانندگان میباشد
2)صفدر مرادی
صدایی بسیار نازک که اجرای بعضی از آهنگهای کردی را ازوی سلب نموده از ویژگیهای اوست .
بسیار با اخلاق وکم حاشیه است ومیتواند با دوری از تقلید ودوباره خوانی جایگاه خود را تثبیت بخشد.
3)آیت احمد نژاد
از استثنایی ترین خوانندگان کرد که با وجود صدای بسیار ناهنجار وانکر الاصوات تنها به دلیل دادوفریاد های زیادی وشلوغ کردن مجلس دارای هواداران بسیار میباشد به قول یکی از دوستان صدای وی متناسب جهت فروش یخ در بهشت در مناطق بیابانی است.
اشعار وی همه تقلیدی ودر مواقعی که از قریحه شخصی استفاد نموده بسیار غیر اخلاقی وناامید کننده میباشد .
4)فریبرز نامدار
تعلق سبک خاصی به هنر نامداری کاری بس مشکل است وی گاهی سنتی گاه پاپ وگاه هردم گلی از این باغ به اجرای هنر میپردازد .
وی با آهنگ " یه دوسی داشتم " یکباره در صدر خوانندگان طراز اول مردمی قرار گرفت ویکباره نیز سقوط کرد.
اگر ایشان سعی در ارایه نوع به خصوصی از هنر خود مینمود یقینا" موفق میگردید به او توصیه میکنیم که سبک پاپ کردی را ادامه دهد زیرا هنر وی دران بیشتر نمود داشته وخواهد داشت.
5)شیرزاد جراحی
صدایی بسیار خوش که حیف وصد حیف با قرار گرفتن در مسیر اشتباه به اظمحلال کشیده شد .
نامبرده اگر سعی در کاهش وحتی قطع باز خوانی آهنگهای اسطوره موسیقی کردی حسن زیرک نماید موفق خواهد بود .
از آهنگهای بسیار دلنشین وی میتوان به اهنگ "ایتر تمنا" اشاره نمود که بسار زیبا اجرا گردیده واز نقاط قوت وی میباشد .
6) نوری احمدی
تجربه وجاافتادگی از ویژگیهای صدای نوری احمدی میباشد .ثبات اجرا از دیگر مشخصه های اوست.
استفاده فراوان از ترانه های فولکلور وصدای بینابینی وی میتوان وی را سالها در صدر موسیقی این مناطق قرار دهد.
7)عزیز ویسی
پشتکار و ترقی روزبه روز وی بسار شایان تقدیر است .در هراجرای جدید میتوان نشانه هایی بر بلوغ بیشتر صدای بسیار بم وویژه اورادید.
بدون کوچکترین حاشیه سالهاست که به ارایه هنر خود پرداخته وروزبه روز برمحبوبیت وی افزوده میشود.
8)محمد امین غلامیاری
صدای بسیار زیبا وهمه پسند که اسیر حاشیه گشته وروز به روز در مسیر وباتلاق نابودی فرو میرود
9)حسین صفا منش
به جرات میتوان گفت که بهترین خواننده درمیان نسل جدید هنرمندان کرد حسین صفامنش میباشد صدایی فوق العاده با بهترین چرخش در کلیه زوایای موسیقی کردی .
وی پس از ورود با یک پیشرفت زود هنگام که حاکی از قدرت وی بود جای خود را باز نموده وهر چند در دوره ایی کوتاه اسیر حاشیه گشته واز هنر خود کمی دور افتاده بود اما اخیرا" با اراِیه چند کاست به فواصل زمانی مناسب دوباره جایگاه خود رایافته است.
از بهترین کاست وسی دی های وی میتوان "سروه(نسیم)" رانامبرد که از استثناهای امسال میباشد.
10)احمد نازدار
ارایه موسیقی اصیل را میتوان از اهداف وی دانست که در مسیر اعتلا به صورت اهسته وپیوسته در حرکت است توجه به رسوم وعقاید محلی را در کارهای نازدار به خوبی میتوان ملاحظه نمود .
به عنوان توصیه به نامبرده یاداور میشویم که سعی در افزایش تن صدای خود داشته باشد.
...
تعداد خوانندگان بسیار زیاد است فلذا سعی گردید تا چند تن از انان به نمایندگی از همه هنرمندان مورد نقد قرار گیرند .
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
در احوالات دکتر میر جلال الدین کزازی
استاد دكتر مير جلال الدين كزازي به سال ۱۳۲۷ خورشيدي در خانواده اي فرهيخته در كرمانشاه زاده شد و آموزش خود را تا دريافت ديپلم طبيعي(تجربي) در همين شهر گذراند و در سال ۱۳۴۶ به دانشكده ي ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران راه يافت .كارشناسي و كارشناسي ارشد را در رشته ي زبان و ادب پارسي در اين دانشكده سپري نمود.وي سال ها پس از اين در سال ۱۳۶۹ در آزمون دكتري ادبيات پارسي شركت جست و با رتبه اي بالا در دانشگاه تهران پذيرفته شد.در سال ۱۳۷۱توانست با راهنمایی (( دکتر اسماعیل حاکمی والا )) از پايان نامه ي خود به نام "رويا – حماسه – اسطوره" دفاع كند...
دكتر كزازي از آغاز نوجواني دل در گرو دنياي دل انگيز ادب پارسي داشته و همواره در كار آفرينش آثار منظوم و منثور بوده كه اين علاقه به فرهنگ گران سنگ ايران را از پدر به يادگار ستانده است.
پاي بندي وي به واژگان كهن اما دل نشين پارسي دري پر آوازه و ستودني است.وي از سال ۱۳۵۴تا كنون در شمار دبيران فرهنگ و ادب در اين مرز و بوم بوده وهم اينك استاد و عضو هیات علمی دانشكده ادبيات و زبان هاي خارجه دانشگاه علامه طباطبايي تهران است.
دكتر گاهي شعر نيزمي سرايد و نام هنري شعري اش "زروان" مي باشد.
استاد با چند زبان اروپايي و از همه بيشتر با فرانسه آشناست و براي گسترش فرهنگ ايران زمين سفرهايي چند به كشور هاي مختلف داشته كه در دراز مدت ترين آنها مدتي را دردانشگاه بارسلون اسپانيا به تدريس ادب پارسي و ايران شناسي پرداخته است.
از ايشان آثار پر شماري در قالب نوشتار(تاليف)- برگردان (ترجمه) - تحقيق و تصحيح به چاپ رسيده است.كه به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
نوشتار:
۱-در دریای دری-- قصیده ای در ۲۷۸ بیت در سرگذشت شعر پارسی-- نشر مرکز/ ۱۳۶۸
۲-سراچه ی آوا و رنگ -- در خاقانی شناسی -- انتشارات سمت / ۱۳۷۶
۳-پرنیان پندار -- جستار هایی در ادب و فرهنگ -- انتشارات روزنه / ۱۳۷۶
۴- دیر مغان -- گزارشی از بیست غزل حافظ بر پایه ی زیبا شناسی و باور شناسی -- انتشارات قطره /۱۳۷۵
۵- پند و پیوند -- در اصل جلد دوم (( دیر مغان )) است. در بررسی غزلهایی از حافظ در پایه ی زیبا شناسی و باور شناسی / ۱۳۷۸
۶- رخسار صبح -- در گزارش قصیده ای بلند از خاقانی و نیز شرح زندگی و شیوه ی شاعری او -- نشر مرکز / ۱۳۶۸
۷- پارسا و ترسا -- گزارشی از داستان (( شیخ صنعان عطار )) از خاقانی -- انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/ ۱۳۷۶
۸- سوزن عیسی -- گزارشی از قصیده ی (( ترسایی )) خاقانی -- انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی/۱۳۷۶
۹- زیبا شناسی سخن پارسی (۱) بیان -- نشر مرکز/ ۱۳۶۸
۱۰- زیبا شناسی سخن پارسی (۲) معانی -- نشر مرکز/۱۳۷۰
۱۱-زیبا شناسی سخن پارسی (۳) بدیع -- نشر مرکز/ ۱۳۷۳
۱۲- ترجمانی و تر زبانی -- در باره ی هنر ترجمه و شیوه های گوناگون ترجمه-- نشر جامی/ ۱۳۷۴
۱۳-از گونه ای دیگر -- مجموعه ای از چهار مقاله در زمینه ی فرهنگ ایرانی و میراث معنوی آن -- نشر مرکز/ ۱۳۶۸
۱۴- ماز های راز -- جستار هایی در شاهنامه ی فردوسی-- نشر مرکز/ ۱۳۷۰
۱۵- رویا-حماسه-اسطوره -- پایان نامه ی دکتری -- نشر مرکز/ ۱۳۷۲
۱۶- نامه ی باستان -- گزارشی فراگیر از شاهنامه در ۹ جلد -- انتشارات سمت / ۱۳۷۹
برگردان :
۱-جهان پس از مرگ -- اثر (( سه آرتور کنان دویل )) -- دنیای کتاب/۱۳۶۱
۲- سه داستان -- اثر (( گوستاو فلوبر ))-- نشر مرکز / ۱۳۶۷
۳- ایلیاد -- اثر (( هومر ))-- نشر مرکز
۴- ادیسه -- اثر (( هومر ))-- نشر مرکز / ۱۳۷۹
۵- تلماک -- اثر (( فنلون )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۷
۶- انه اید -- اثر (( ویر ژیل )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
۷- بهار خسرو -- اثر (( پیترو جیتانی )) -- نشر مرکز / ۱۳۷۴
۸- سیلوی -- داستانی از (( ژرارد ونروال )) -- نشر مرکز / ۱۳۷۰
۹- رویداد های شهر سنگی -- از (( اسماعیل کاداره )) نویسنده ی آلبانیایی -- نشر مرکز / ۱۳۷۰
۱۰- توانهای نهایی آدمی -- از (( کالین ویلسن )) در زمینه ی فرا روانشناسی -- نشر نی / ۱۳۷۲
۱۱- آتالا و رنه -- دو داستان از (( شاتو بریان )) -- نشر مرکز / ۱۳۶۶
۱۲- جهان اشباح -- از (( دنیل همر )) و (( آلکس رودین )) -- در زمینه ی فرا روانشناسی-- انتشارات عطایی / ۱۳۷۰
تصحیح و ویرایش:
۱- بدایع الافکار فی صنایع الاشعار -- از (( ملا حسین واعظ کاشفی سبزواری )) نویسنده ی ایرانی قرن ۹ هجری -- در زمینه ی بدیع و تاریخچه ی بدیع نویسی -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
۲- دیوان خاقانی -- در ( ۲ ) جلد -- نشر مرکز / ۱۳۷۵
۳- گزارش دشواریهای دیوان خاقانی -- بررسی و گزارش بیت های دشوار دیوان خاقانی -- نشر مرکز / ۱۳۷۸
۴- غزلهای سعدی -- نشر مرکز / ۱۳۷۱
۵- رباعیات خیام -- نشر مرکز / ۱۳۷۱
۶- دیوان میرزا محمد باقر حسینی سپاهانی ( شاعر قرن ۱۱ و ۱۲ ) -- نشر مرکز / ۱۳۷۶
۷- گزیده ای از سروده های شیخ الرییس قاجار ( از نوادگان فتحعلی شاه ) -- نشر مرکز / ۱۳۶۹
سفر نامه:
۱- دیدار با اژدها -- سفر دکتر کزازی به چین -- انتشارات قطره / ۱۳۸۰
در فرجامين سخن براي ايشان از ايزد توانا كاميابي و پيروزي روز افزون خواهانيم.
منبع: سرای پارسی
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
مرحوم ماموستا هیمن
سرگذشت:
محمدامین شیخالاسلامی مُکری ملقب به هیمن (به معنی متین) و یا هیمن موکریانی (زاده بهاروی در روستای شیلان آباد از توابع مهاباد در شمال غرب) ایران دیده به جهان گشود. پس از به پایان رساندن آموختن در خانقاه شیخ برهان در شرفکند، هیمن در سال 1942 همراه با دوست خود هژار به جمعیت احیای کرد (کومهلهٔ ژیانهوهٔ کورد) پیوست. در جمهوری مهاباد (ژانویه تا دسامبر ۱۹۴۶) به عنوان شاعر ملی جمهوری کردستان ملقب شد و منشی حاجی بابا شیخ، نخست وزیر آن جمهوری گشت.
پس از سقوط جمهوری، هیمن به شهر سلیمانیه در کردستان عراق پناهنده شد و در آنجا اقامت گزید. در آنجا دستگیر شد ولی مخفیانه به لاچین بازگشت. پس از قرارداد آشتی ۱۱ مارس ۱۹۷۰ میان مبارزهگران کرد و حکومت عراق، هیمن به بغداد رفته و در آنجا اقامت گزید و عضو فعال فرهنگستان علوم کرد شد.
هیمن پس از سرنگونی پادشاهی پهلوی (۱۹۷۹) به صفوف پیشمرگان حزب دموکرات کردستان ایران پیوست و تا کنگره چهار در حزب باقی ماند و بعد از آن خود را به حکومت جمهوری اسلامی ایران تسلیم کرد و در ایران یک انتشاراتی کردی به نام انتشارات صلاحالدین ایوبی در شهر ارومیه برپا کرد. آن انتشاراتی از بهار ۱۹۸۵ یک فصلنامه فرهنگی به نام سروه (نسیم) به چاپ میرساند که هیمن تا زمان درگذشتش مسئول آن فصلنامه بود.او قبل از انقلاب مردم ایران در سال 1357 هیمن در روزنامه کردستان که در تهران منتشر میشد، همکاری میکرد.
- "تاریک و روون"، مجموعه اشعار 1974
- "نالهٔ جودایی"، مجموعه اشعار 1979
- "پاشهروکی ماموستا هیمن"، مجموعه مقالات، مهاباد 1983
- "چه پكيك گول و چه پكيك نيرگز"
هیمن در روزنامههای کوردستان، ههواری کورد (فریاد کرد)، ههواری نیشتمان (فریاد میهن)، گروگالی مندالان (قیلوقال کودکان)، آگر (آتش) و ههلاله (لاله) نیز مینوشت.
· منابع :
- حسامی، کریم: یاد هیمن، سوئد ۱۹۸۷.
- بلاو، جویس (Joyce Blau): نوشتار هیمن مکریانی در دانشنامه ایرانیکا.
- ویکیپدیای انگلیسی.
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
مصاحبه ای با استاد هنرمند شوان پرور
مصاحبه کننده : آرنه لُففل ( Arne Löffel
ترجمه از آلمانی : مولود خوانچه زرد – بوکان
فرانکفورت ( آلمان ) : آقای شوان پرور! ، شما در متن آوازهایتان بیشتر در خصوص زیباییهای سرزمین مادریتان؛ یعنی کُردستان و مردم رنج کشیده اش می گویید، با این وصف آیا شما، با توجه به این کار جهت بیدار نمودن کُردها به سرزمین و حقوقشان، خودتان را به عنوان مربی و آموزگاری برای کُردها نمی دانید؟
من فکر نمی کنم که توانایی آن را داشته باشم، ولی بهر حال کُردها به مربی ای نیاز دارند که آنها را آگاه کند. انسان واقعاً باید ابتدا جهت کسب یادگیری، بیشتر تلاش کند و در ارتباط با جهان هستی شناخت پیدا کند؛ بطوریکه به جهان پیرامون خود شناخت پیدا کرده و جهت انتقال نمودن آن به دیگران اقدام کند. من هرگز نخواهم گفت که همه چیز را یاد گرفته ام و می دانم.
ـــــ چه درسها و آموزه هایی برای انسان جهت شناخت و یادگیری مهم و اساسی می باشند؟
چیزهایی که برای من مهم است این است که شخص با پی بردن به شخصیت و موجودیت و ماهیت فرهنگی خود، قدر و ارزش آزادیش را که حقوق واقعی اش می باشد بداند، و به عنوان شخصیتی فرهنگی در جهت دستیابی به آن تلاش کند، که این آزادی برای اشخاصی که ارزش گرانبهای آن را می دانند همیشه مورد تجلیل قرار گرفته است. بنابراین انسان باید بیشتر آگاهی و شناخت پیدا کند بطوریکه آنرا گسترش داده و انتقال دهد.
ـــــ چه آموزه هایی را برای یادگیری ملت خود، ضروری و مهم می دانید؟
کُردها یک نوع هویت تاریخی دارند، اما هویت اجتماعیشان از دست رفته است، از طریق آوازها و ترانه هایم، این ایده را بیشتر مورد تأکید قرار داده و آنرا ترویج می کنم که کُردها ملت آزاد و مستقلی می باشند. من از طریق آواز و موسیقی؛ ارزش زبان، تاریخ و جامعه ی کُردها و مناطق زیبا و دلربا یشان ( کُردستان ) را به اثبات رسانده و حفظ خواهم کرد و نیز کُردها را به چنین واقعیاتشان تشویق خواهم کرد و آنها را جهت نگه داشتن چنین ارزشهایی که دارند برمی انگیزانم، بنابر چنین آموزه ها و توصیفاتی که در آوازها ی سیاسی ام در راه خدمت به ملتم و سرزمینم ( کُردستان ) ارائه می دهم، انگیزه ی اصلی کارهایم می باشد.
ـــــ درست است که در سال 1975 به خاطر توصیف زیباییهای وطن به زبان کُردی، مشکلات و ناراحتیهایی بسیاری پیش آمد که ....؟
بله ، واقعاً، کنسرتی در استانبول، متشکل از نمایندگان برجسته ی کُرد پارلمان ترکیه، تشکیل شد، در آنزمان آوازخوانی و تکلم به زبان کُردی قدغن بود، تمام خواننده های کُرد مجبور بودند که کارهای هنریشان را به زبان ترکی ارائه دهند. در این کنسرت، خواننده ی کُردی بود که بر روی صحنه آواز می خواند که از ترس پلیس نمی توانست به کُردی آواز بخواند یا حداقل به زبان ترکی در مورد کُردستان آواز بخواند. در همین موقع دوستانم مرا وادار کردند که آواز بخوانم و من هم درباره ی کُردستانی زیبا و دلنشین شروع به آواز خوانی نمودم: تو کجایی کُردستان من؟ باغها و مراتع سرسبز من کجایی؟ که تو را از ما گرفته اند و ... . بخاطر این مسأله بعضی از دوستان که کنسرت را تشکیل داده بودند بازداشت گردیده و به دو سال حبس محکوم شدند، اما برای من اتفاق خاصی نیفتاد.
ـــــ چطور به کارهایتان ادامه داده و آنرا گسترش دادید؟
ما به ایجاد و تولید کارهای موسیقی اقدام کرده ایم، اما نتوانسته ایم، شرکت یا مؤسسه یا مرکز بزرگ تولیدی کارهای فرهنگی و موسیقی ( اُرکستر بزرگ ) مهیا کنیم. بنابراین ما نوارهایی را ضبط و پخش نموده ایم. امروزه حتی در خاور میانه هم شخص نمی تواند از طریق موسیقی کُردی پولی بدست بیاورد. من در خارج از کشور زندگی می کنم و در حدود 30 سال است که در « آلمان » و « سوئد » در تبعید هستیم. در ترکیه، ایران و سوریه آوازها و موسیقی من به خاطر سیاسی بودنشان قدغن می باشد. هرکس ( در کشورهای مذکور ) بخواهد چنین نوارهایی را بدست بیاورد از ترس مجازات شدن، مجبور است که مخفیانه آن را تهیه کند و گرنه شدیداً مجازات می گردد.
ـــــ چگونگی امکان روی دادن چنین مجازاتهایی را بفرمایید، آیا بخاطر این آوازها چنین چیزی روی داده است؟
در کُردستان باشم به پدرهایی برخورد می کنم که به من می گویند که فرزندشان به خاطر دلبسته شدن به آوازها و موسیقی ام، گرفتار شده و بازداشت شده اند، برای من سخت است.
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.
مصاحبه با خدا
I dreamed I had an interview with God.
در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
So you would like to interview me? God asked.
او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟
If you have the time? I said.
گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....
God smiled. ?My time is eternity.
لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد
What questions do you have in mind for me?
چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟
What surprises you most about humankind?
پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده مي کند؟
God answered...
پاسخ داد:
That they get bored with childhood,
آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...
they rush to grow up, and then
عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....
long to be children again.
آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
That they lose their health to make money...
سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند
and then lose their money to restore their health.
و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند....
That by thinking anxiously about the future,
چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند.
they forget the present,
که از حال غافل مي شوند
such that they live in neither the present nor the future.
به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده
That they live as if they will never die,
آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي ميرند
and die as though they had never lived.
و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقت زنده نبودند
we were silent for a while.
ما براي لحظاتي سکوت کرديم
And then I asked.
سپس من پرسيدم..
As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟
To learn they cannot make anyone love them.
پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند
All they can do
ولي مي توانند
is let themselves be loved.
طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند
To learn that it is not good to compare themselves to others.
ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند
To learn to forgive by practicing forgiveness.
ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي
To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,
یاد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش داريد ايجاد کنيد
and it can take many years to heal them.
ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد
To learn that a rich person
ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد
is not one who has the most,but is one who needs the least
بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد
To learn that there are people who love them dearly,
ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند
but simply have not yet learned how to express or show their feelings.
ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند
To learn that two people can
ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند
look at the same thing and see it differently?
ولي برداشت آن ها متفاوت باشد
To learn that it is not enough that they
ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند
forgive one another, but they must also forgive themselves.
بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند
Thank you for your time," I said
سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
"Is there anything else you would like your children to know"
آيا چيز ديگري هم وجود دارد که مايل باشي فرزندانت بدانند؟
God smiled and said,Just know that I am here... always.
خداوند لبخندي زد و پاسخ داد: فقط اين که بدانند من اين جا و با آن ها هستم..........براي هميشه
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.


