نشریه لس انجلس ویکلی:
شهرام ناظری ازپاواراتی بالا تر است.
هفته نامه لس انجلس ویکلی درمقاله ای راجع به(( شهرام ناظری)) واجرای سمفونی رومی او که هفته گذشته درتالار موسیقی دیزنی برگزار شد او را خواننده ای بزرگ نامیدکه حتی از پاواراتی هم مقام بالاتری دارد.
در این گزارش آورده شده که :
(( شهرام ناظری)) با اندکی مبالغه درایران به عنوان بلبل وپاواراتی ایران معروف است اما اجرای هفته گذشته اودر تالار دیزنی نشان داد که این القاب نمیتاند قدرت وقوتی را که در صدای اوست به خوبی وصف کند.
القابی چون بلبل وپاواراتی البته زیبا اما ناکافی است چون بسیار دورازسادگی پر رمزوراز صدای ((شهرام ناظری)) است .
البته صدای ناظری به دلربایی صد بلبل است اما محدوده صدایش حتی برای کسانی که زبان اورا نمیفهمند از ورای تجربیات معمولی موسیقی میگذرد وتجربه ای پراحساس را برای شنونده به ارمغان می آورد.
با انعطاف به نوشته این هفته نامه ناظری مثل پاواراتی یک خواننده تنورنیست اما صدایش جادویی که دارد گاه در حد یک زمزمه می شودوگاه با حجمی بسیار زیاد شنونده را در خود غرق می کند .
برگرفته از روزنامه ایران به تاریخ یکشنبه 4 شهریور 1386 شماره 3721
Rad barez eslam abad gharb 1386/06/04
برداشت با ذکر منبع بلامانع است.
هنرمندی ازتبارعشق
آهنگساز فیلم ، تنظیم کننده ، نوازنده ی چیره دست ویولن و کمانچه که البته در نواختن اکثر سازهای ایرانی نیز تبحر داشته است .
گاهی واژگان در برابر حقیقتی که می خواهد بیان شود کم می آورند و این اتفاق در سطور بالا رخ داده است . بدون هیچ گونه اغراق و به زعم بسیاری از کسانی که میرزاده را می شناختند ، اگر او در جامعه ای همچون اتریش به دنیا می آمد یا لااقل در آنجا تربیت می یافت بی شک یکی از نوادر قرن بیستم در عرصه ی موسیقی جهانی می شد ، ولی . . .
سید مجتبی میرزاده ، متولد 1324 در کرمانشاه است ، فعالیت موسیقیایی اش را با فلوت پلاستیکی و سنتور بدون مضراب شروع کرد و بعدها نوازندگی ویولن را فرا گرفت . وی در سال 47 وارد دانشکده ی هنرهای زیبا شد ، اما خیلی زود آن را ترک کرد . او سالها به کار در استودیوهای مختلف پرداخت و همزمان با برنامه ی گلها نیز همکاری داشت . د رسال 50 موسیقی فیلم را با " درشکه چی " به کارگردانی نصرت کریمی آغاز کرد و تا سال 69 ، چهل و هفت موسیقی فیلم نوشت ، که از آن جمله می توان به : سری فیلمهای صمد ، علی کنکوری و در امتداد شب اشاره کرد . در سال 54 تدریس در هنرستان ملی را آغاز کرد و با وقوع انقلاب به ساخت سرودهای انقلابی پرداخت که سرود معروف " بوی گل و سوسن و یاسمن آید " از آنجمله است . او از کسانی بود که در ایران ماند و برای آزادی موسیقی تلاش کرد و فضای حداقلی برای حیات موسیقی در دهه ی شصت پدید آورد . فراموش نکنیم که در سالهای 9-58 موسیقی و موسیقیدان هر دو ممنوع بودند و داشتن ادوات موسیقی به خودی خود جرم و گناهی غیر قابل بخشش بود . یکی از اتفاقات نادر آن سالها که زنده یاد میرزاده از آن یاد می کرد ، سوزاندن حدود 150 تار در نماز جمعه ی تبریز بود که . . .
در سالهای اولیه ی دهه ی هفتاد با گروهی به خوانندگی " ایرج " برای اجرای کنسرت به امریکا می رود که اتفاقات عجیب و غریبی در این سفر پیش می آید که باعث می شود تا او چند سالی در امریکا بماند .
در آنجا ابتدا برای چند تئاترایرانی موسیقی متن می نویسد و و بعدها در چندین کاست از خوانندگانی چون : معین و شکیلا و . . . به نوازندگی ویولن می پردازد .
پس از بازگشت به ایران ، از سوی صدا و سیما به همکاری فرا خوانده می شود . آثار نوازندگی فراوانی در این سالها دارد که عمده ی انها را می توان در آلبومهای علیرضا افتخاری یافت .
و بعد :
خانواده و به ویژه پدر او با موسیقی مخالف بودند و همین مخالفتها سالها ادامه داشته و به قول خودش اگر این مخالفتها نبود سرنوشت او به مراتب از وضع کنونی بهتر می بود .
در سالهای اولیه ی اقامتش در تهران مشکلات مالی فراوانی داشته و مجبور بوده که به طرز خستگی نا پذیری به نوازندگی و کار در استودیو ها بپردازد و به قول خودش : خواننده ای را در این سالها ( 47 -57 ) پیدا نمی کنید که برای او کار نوازندگی نکرده باشم .
کامبیز روشن روان سالها پیش گفته بود : ملودی در وجود میرزاده موج می زند و تنها باید سبدی آورد و این ملودی ها را جمع کرد .
نوع نوازندگی میرزاده یادگار نسل طلایی نوازندگانی چون : علی تجویدی ، پرویز یاحقی ، همایون خرم ، حبیب اله بدیعی و . . . بود که متاسفانه میرزاده آخری آنهاست البته با ذکر این نکته که میرزاده ظرایف نوازندگی موسیقی ردیفی و کردی را با موسیقی کلاسیک آمیخته بود . و از این رو بیژن مرتضوی بارها عنوان کرده که از شیوه ی نوازندگی میرزاده پیروی می کند .
نمونه ی کارهای فراوانی برای بررسی این موضوع می توان یافت : نمونه هایی چون " کافشو " ( برنامه ای تلویزیونی با پرویز صیاد ) تکنوازی ترانه ی مخلوق گوگوش با ملودیی از حسن شماعی زاده ( جالب اینکه در اجرای مجدد این ترانه هیچگاه شاهد اجرای این تکه از ملودی با ویولن نیستیم ! ) و نمونه های بسیاری در موسیقی فیلمهای که ساخته و از نمونه های اخیر باید به : تکنوازی او در آلبوم " از دست عشق " با صدای خواننده ی مشهور کردی عزیز شاهرخ ، تکنوازی د رترانه ی " گل من " علیرضا افتخاری در آلبوم امان از جدایی اشاره کرد که بر مبنای ملودیی کردیست و چندین مورد مشابه در ترانه هایی که با پیام عزیزی داشته اشاره کرد و نمونه های دیگری که در نوازندگی های وی در کارهای سالهای اخیر پاپ داشته است .
و یه خاطره ی جالب از ترانه ی " بزن تار " هایده ، ملودی و تنظیم این آهنگ از ناصر چشم آذر است با کلامی از منصور تهرانی ، میرزاده در این ترانه سه تار می نوازد و خواننده هی تکرار می کند : بزن تار و بزن تار . . .
و یک نکته ی مهم دیگر که جا دارد در این مجال بپردازم آلبومیست به نام " رازگل " که در سالهای ابتدایی دهه ی هفتاد با صدای علیرضا افتخاری به بازار آمد و متاسفانه حرکتی که میرزاده در این آلبوم شروع کرد دنباله ای در پی نداشت . هر چند کارهای محمد جلیل عندلیبی را می توان در آن راستا ارزیابی کرد ، ولی در هر صورت بین " راز گل " و " امان از جدایی " تفاوتهای ماهوی در ارکستراسیون و صدادهی وجود دارد .
میرزاده با توجه به دانش و تجربه ی چندین ساله ی خود ، در این آلبوم به نوعی خاص و موفق از هارمونی و ارکستراسیون با فضایی مابین موسیقی کلاسیک و ردیفی می رسد . او از یک خطی نوشتن و اونیسون پرهیز می کند ولی همه جا در اجرای هارمونی به صدادهی ایرانی ارکستراسیون اهمیت می دهد . و این تنظیم ها نه از جنس تنظیماتی است که توسط کسانی چون : علی تجویدی و پرویز یاحقی پایه گذاری شده و با زنده یاد جواد معروفی و ا حمد پژمان قوام یافته و نه از جنس تنظیمهای کسانی چون : کامبیز روشن روان و درویشی است .
نو آوری میرزاده در این آلبوم در ارائه ی فرم آواز و همراهی ارکستر و چیدمان قطعات در روی الف نوار نیز قابل توجه است و البته تنظیمهای وی بر روی ملودی های : محمد آذری ، هر سه ترانه ی این البوم قابل توجه و از کارهای بی بدیل در کارنامه ی علیرضا افتخاری است که آن سالها و به ویژه در این آلبوم در اجرای تصنیف دست نیافتنی می نمود .
ترانه ی کمان ابرو بر روی غزل مشهور حافظ " مرا چشمیست خون افشان زدست آن کمان ابرو "
ترانه ی حال خونین دلان بروی غزلی دیگر از حافظ با مطلع : حال خونین دلان که گوید باز / وز فلک خون ِ خُم که جوید باز " در باره ی این ترانه و ارزشهای آن در مجالی فراخ باید نوشت .
و ترانه ی با ما منشین بر روی چند رباعی از ابوسعید و حافظ .
یادش گرامی باد و روانش شاد
Rad barez eslam abad gharb 1386
برداشت با ذکرمنبع بلا مانع است.


