تبليغاتX
کرد وکردستان
kurdish dance

 

 

آموزا (فولکلور)

 

کانیه گی بر مال ریخ دانه دانه آموزا گیان

 

یارم نیشته وه و ذلف کید شانه آموزا گیان

 

آموزا تو بالا برزی

                                

                                 آموزا تو بومن فرضی

 

هر ده روم ده روم دلم الرزید آموزا گیان

 

چون به جی دلم یار گردن برزه آموزا گیان

                                  

آموزا تاقه گلکم نونمام شونی دلگم

       

آموزا بالا برزه گم دوای چل شو درده گم

 

دوس یه که خاصه یه ک به هزاره آموزا گیان

 

گشتی  به  قربان  تاقه  نازاره  آموزا  گیان

 

 

باوانی شی وید بو مستی چاود آموزا گیان

 

                       خو من کافرنیم کفته مه دامد آموزا گیان

 

باله خانه چاو دل دیوانه تو آموزا گیان

 

اگر تو شمعی من پروانه تو آموزا گیان

 

 

 

این آهنگ چند سال قبل توسط هنرمند شهین طالبانی وبه تازگی توسط هنرمند

 

جوان وحید احمدی (پسر هنرمند محبوب نوری احمدی) به طرز بسیار زیبایی

 

اجرا گردیده است.

 

Rad  barez    eslam abad gharb      1386

 

برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

 

 

 

نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت

»                                                                                      

 

 

 

علاءالدین بابا شهابی« نوه پسری مرحوم »سید علی اصغر كردستانی« استاد مسلم آواز و صاحب صدای ماندگار موسیقی كردی است. چهره اش نسبتا شادمان و جوان می نماید،‌اگر چه 66 ساله است. سال 1318 در محله چهارباغ سنندج به دنیا آمد. نسل سوم، میانی و همسالان بابا شهابی او را خوب می شناسند و به یاد دارند. موسیقی و ورزش را توأم از كوچه پس كوچه های چهار باغ به دنیای مدرن امروز آورده و شاگردانی بزرگ دراین عرصه ها تربیت كرده است. »نجم الدین غلامی« و »ارژنگ كامكار« در موسیقی، »بیژن ذوالفقار نسب« مربی سرشناس فوتبال و »كامران نجات الهی« و... همگی در مكتب بابا شهابی تلمذ كرده اند كه هر كدام به رسم شاگردی واستادی هر از چند گاهی از او یاد می كنند.
ذوالفقار نسب چندی پیش درتلویزیون بودن خویش را مدیون این استاد فرهیخته دانست ودر »سوئد« نیز »نجمه« به دیدارش آمد واستاد را دوباره پس از سالهای طولانی ستایش كرد.
بابا شهابی تحصیلات مقدماتی را در سنندج گذراند و سال اول دبیرستان به رادیو سنندج دعوت شد و با مرحوم »حسن كامكار« - پدر كامكارها - همكاری خود را آغاز كرد. خود نخستین بار اثر ارایه و مرحوم كامكار آن را تبدیل به نت و آهنك كرد و بعدها در صدا و سیما اجرا شد.
همزمان دو كار دیگر با نامهای »ساقی سه روی باڵات « را به »ایرج عندلیبی« پسر عموی »جلیل عندلیبی« داد كه به قول خودش »گل كرد« و این آغاز رسمی فعالیت  هنرمندی جوان بود كه در 15 سالگی به موسیقی روی آورده بود.
كار اصلی بابا شهابی ورزش فوتبال بود. اوادبیات فارسی و زبان عربی تدریس می كرد اما انتقال او به تهران و عشق وعلاقه اش به موسیقی والبته آشنایی با هنرمندان بزرگ او را از فوتبال دور و در موسیقی غرق كرد.
حكایت های آن سال و دیدارش باهنرمندان بزرگ را در گفتگویش با سیروان به یاد می آورد. خود می گوید: سال 46 به تهران رفتم. درتهران دوره موسیقی كوتاه گذراندم وبا اركسترهای »مفتاح« و »كردی تهران« همكاری ام آغاز شد. »وطن«، »گل اندام« از اولین كارهایم بود كه براساس ملودی خودم،‌ استاد حسن كامكار آن را ساخت. اما سومین اثرم با عنوان»نامه وێ بۆ چیمه ئاهه نگ و به زم و ره زمی سه ر چنار« مرحوم كامكار خود با ذهن خلاق و هرمندانه اش ساخت. این آهنگ پنج مصراع و به گمانم شعرش مربوط به ماموستا »هه ردی« بود.
‌هنرمند سالهای دور و نزدیك كردستان كه 50 سال است در عرصه موسیقی، ماندگاری صدا را دنبال می كند، به گفته خود تنها پنج یا شش آهنگ را در سنندج ساخته واجرا كرده است. در تهران برای اركستر بزرگ صدا و سیما حدود ، 60 كار زیبا و برای اركستر مفتاح و سنتی نیز بیش از 40 اثر اجرا كرده است. صدای عندلیبی و روح لطیف و دلنوازش د ركاست »پائیز پائیزه« رامی توان احساس كرد،‌آن گونه كه می شود »از باده ی گویا« ی او طلب آرامش نمود.
او البته در این دو اثر كه اولی سال 69 و دومی توسط »ذوالفنون« در سال 71 منتشر شد چند آهنگ فارسی رانیز اجرا كرده اما در سی دی »شنه ی به ر به یان« در لندن و»هاورازی دڵ« برای اركستر بزرگ تهران زیباترین ملودی های كردی را به كام تشنه ی عاشقان هنر می نشاند.
بیژن كامكار چندی پیش در گفت و گو با سیروان از روزگاری سخن گفت كه پدرش برای راه اندازی اركستر موسیقی كردی سرزمین كردها را زیر و رو می كرد، اما بابا شهابی امروز اگر چه به بازاری شدن موسیقی انتقاد دارد كه در همین گفت و گو به آن اشاره می كند، لیكن او از آنچه كه آن را »شكوفایی موسیقی كردی« می نامد، ‌خوشحال است. او محفل آن زمان موسیقی و عصر پدر كامكارها را یادآوری می كند و می گوید: »در آن زمان ماموستا حسن كامكار بود و چند نفر دیگر  كه اركستر رادیو را تشكیل می دادند. تلویزیون هنوز نبود . آقایان »نوروزی« و »رومی« آواز می خواندند. آقای »نوبری« دایی عندلیبی ها قبل از ما آمد. بعد ها ما و »مظهر خالقی« و »جلیل« و ... آمدیم.
*
با مظهر خالقی چگونه آشنا شدید؟
-
با مظهر خالقی درتهران آشنا شدم. حدود سالهای 46 تا 55 با هم بودیم. من و مظهر نزدیك به یازده سرود به صورت مشترك با هم خوانده ایم كه هیچ كس نمی داند این صدا، صدای دو نفر است. همه فكر می كنند یك نفر آنها را خوانده است. در آرشیو تلویزیون كرماشان موجود بود. الان نمی دانم بر سرش چه آمده است! به نظرم الان قابل پخش نباشد.
بابا شهابی اگر چه سه سال بعد از مرگ سید علی اصغر (پدر بزرگش ‌) به دنیا آمد،‌اما خود می گوید: از او تاثیر پذیرفته، آن گونه كه به عشق او زنده است: »وقتی استاد سید علی اصغر كردستانی فوت كرد من سه سال بعد به دنیا آمدم، بنابراین شناخت تحقیقی و جامع درباره او ندارم. البته ناآشنا نیستم. اما »حمه حمه باقی« شناخت تحقیقی حیات او را دنبال و منتشر كرد. برخی روابط خانوادگی در بین ما بود كه طبیعتا در این كتاب منتشر نشده است.
او می گوید كه در زمان ما خانواده ها حاضر نبودند فرزندانشان را آن گونه كه تبدیل به فرهنگ شود،‌به مكتب موسیقی بفرستند، اما امروز فضا متفاوت و بسیار عالی است.
با این شرایط آینده موسیقی كردی روشن است؛ هر چند كه متاسفانه عده ای موسیقی را فقط با هدف مادی،‌نه با انگیزه خدمت به فرهنگ و هنر كردی دنبال می كنند.
به اعتقاد بابا شهابی اگرچه تعداد هنرمندان نسبت به گذشته افزون گشته است اما تولیدات موسیقی از نظر كیفیت نسبت به گذشته قوی نیست. دلیل آن هم این است كه عده ای موسیقی را از جنبه ی مادی دنبال می كنند. نوازندگان هنرمندان ماقبل از اینكه به فكر تولید موسیقی باشند،‌در فكر بازاریابی هستند. زندگی مادی شده و موسیقی و هنر را هم در بر گرفته است. موسیقی به عنوان كالا فروخته می شود. قبلا موسیقی به خاطر عشق به موسیقی و فرهنگ بود اما امروز به جرات می گویم به خاطر تنگناهای مادی است. البته نباید تقصیر را به گردن خواننده هایی انداخت كه به دنبال پول هستند. فضا این گونه شده است. من هم باور ندارم كه حتی افرادی مثل ما به این راه بروند. البته خدا آن روز را نیاورد.
آنچه كه این هنرمند را تا به امروز نگه داشته تنها عشق به موسیقی است.
این را بارها درمیان گفته هایش بیان می كند. از نگاه او موسیقی روح فرهنگ جامعه است. اگر موسیقی نباشد فرهنگ معنی ندارد. برای اثبات گفته های خود به بابا طاهر استناد می كند:
تن بی عشق را افسردن ولا
هر كه عشقی ندارد، مردن ولا
هركه نیست ثابت در ره عشق
ذره ذره به آتش سوتن ولا
و باز این گونه ادامه می دهد: اگر موسیقی نباشد، اگر عشق نباشد، مردم چگونه روحیه بگیرند؟ جامعه ای كه در آن عشق و هنر و موسیقی نباشد،‌مرده است.
در میان مصاحبه آن گونه كه گویی تنها این دیدارها ست كه آن خاطرات را به یادش می آورد، گاهی در خلسه ای غمگین فرو می رود وباز لبانش همرنگ موهای سپید او می شود. زیر و بم نگاه و احساس او هر كدام روایتی به دنبال دارد: ‌دلیل رفتن من از سنندج انتقال به تهران بود. آنجا ازدواج كردم و همسرم از فامیلان خودم است. یادش به خیر،‌تازه با یوسف زمانی آشنا شده بودم! زندگی ام را مدیون او هستم. روزی مرا صدا كرد و از من خواست كه موسیقی را به صورت جدی تر واصولی دنبال كنم. درآن زمان بزرگان موسیقی ایران در اركسترهای گلها وباربد بودند. »فرهاد فخرالدینی«، »كسروی«، »فریدون ناصری«، »مرتضی حنانه«‌و ... همگی بودند. آ‌شنایی من با هنرمندان باعث حضورم در اركسترهای بزرگ شد. الان سالهاست از آن خاطرات می گذرد. سخن گفتن از این ایام خاطرات خاص خود را برایم زنده می كند.
*
نمی خواهی به كردستان برگردی؟
-
من البته با این آب و خاك زندگی كرده ام، اگر چه در تهران باشم. سالی حدود دوبار به كردستان می آیم. برادرانم ، خواهرانم و دیگر نزدیكانم اینجاهستند. البته من نمی توانم برای همیشه به كردستان برگردم. فرزندانم در تهران مشغول شده اند. من هم مجبورم بمانم. یكی از فرزندانم دكترای مدیریت را تحصیل می كند و در وزارت معادن و فلزات جایگاهی خوب دارد.
حتی اگر خودم هم بخواهم به ملاقات او بروم، باید از منشی اش اجازه بگیرم!
در آلمان و سوئد و نروژ هم پیشنهاد كردند بمانم، اما من نمی توانم از خانواده ام جدا شوم.
»
دكتر ذوالفقارنسب« كه دومین طعم حضور در جام جهانی را به ایران چشاند، هم محله ای و شاگرد استاد بابا شهابی است. آنان فرزندان چهارباغ هستند . هنرمندان امروز نظیر» ارژنگ كامكار« و »نجم الدین غلامی« هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی كردی نیز در كلاس درس این استاد حضور داشته اند.
شنیدن ناگفته ها وحضور این هنرمندان در كلاس بابا شهابی جالب است. در این زمان خنده اش می گیرد و می گوید: »نجمه« از همان كودكی صدایی خوش داشت. او البته خیلی زرنگ بود.. دكتر نجات الهی هم شاگرد من بود. او اهل بیجار بود. الان خیلی یادم نیست، اما همه با وفا هستند و معمولا احوال ما را می پرسند
هنگامی كه »ناصر رزازی« به عنوان هنرمند رسمی در كردستان فعالیت داشت، »بابا شهابی« در تهران بود. اما خود می گوید به آثار هنری او علاقه مند است.
از میان شاگردان این استاد موسیقی، »ارژنگ« به همراه برادرانش راه پدر را ادامه و گروه موسیقی»‌كامكارها« را به همراه برادرانش تشكیل داد، نجمه، نغمه های ناب می خواند و بیژن در فوتبال مرتضی گشته است.
*
استاد، در سالهای اخیر حضور شما در محافل عمومی كمرنگ شده است. مردم منتظر حضور شما هستند. به نظر می رسد شما سكوت كرده ای ، این سكوت را كی می شكنی؟
-
من سكوت نكرده ام در تهران فعال هستم. در شورای موسیقی بودم والان هم در اركستر بزرگ در تهران هستم. من بدون دعوت به جایی نمی روم، دوست ندارم. قبلا از سنندج و مهاباد و دیگر شهرهای كردنشین دعوت می شدم. ‌من الان در تهران هستم. گروه كامكارها هم مستقل است و به كسی غیر از خودشان راه نمی دهند. عندلیبی هاهم گروهی مجزا دارند. من هم خودم البته گروه دارم اما بیشتر وقتم را در اركسترها می گذرانم.
از مجموع نزدیك به 200 آهنگ كه بابا شهابی در طول نیم قرن حیات هنری خود را اجرا كرده،‌ بیش از 50 آهنگ را قبل از انقلاب اجرا كرده و به گفته ی خود حتی روی اشعار آهنگهایش خیلی حساس است. در پاسخ به سئوالی مرتبط با این موضوع می گوید:
شعرها را خودم انتخاب می كنم. به نظرم نمی آید كه شعر سبك انتخاب كرده باشم. سعی كرده ام ضمن اینكه كار موسیقی انجام می دهم،‌خدمت فرهنگی هم بكنم. می خواهم مردم همچنانكه »كریم كابان« ، »حمه جزا« ، »علی مردان« و »طاهر توفیق« را می شناسند ، ماموستا »گوران« و »وفایی« و »طاهر بگ« و دیگر شاعران را هم بشناسند. هدفم تنها خودم نیست. هدفم این است كه افراد غیر كرد هم بدانند ما شاعران بزرگی داریم. مولوی كرد با مولانای بلخ تفاوتی ندارد
او دوباره از استاد مسلم موسیقی كردی مظهر خالقی، سخن می گوید كه پنج سال پیش در لندن به كنسرتش آمدو در دو روز تمام خاطرات سالهای دور را مرور كردند،‌سپس او را به پدر پزرگش »سید علی اصغر كردستانی« آوازخوان بی نظیر كرد ربط می دهد كه صدای شیشه ای او، آن هنگام كه دختران و زنان بر سر طناب ها لباس آویزان می كردند، بر فراز بلندیهای صلوات آباد، فضا و مردم را روحی تازه می بخشید، صدایی كه به قول بابا شهابی ماندگار است و مانا. آری »صدا، صدا، صدا تنهاست كه می ماند«.
با هر آنچه كه تصور كنی در فضای صدای ناب این هنرمند كرد فرو می رود و آنگاه آهی از دل می كشد و می گوید: همه ما به عشق سید علی اصغر زنده ایم. او تنها متعلق به خانواده ما نیست. سید علی متعلق به تمام كردها و عاشقان هنر است. همانطوری كه ما تعصب او را می كشیم،‌ دیگران هم این گونه اند و به او ادای احترام می كنند. او هنرمندی ابدی و افتخار آمیز برای كردهاست. صدایش هنوز كه بعد از سالها می شنوی،‌خیال می كنی همین دیروز خوانده است.
بابا شهابی خود اینك به همراه فرزندش شاهین و شهرام وآرش در علم و هنر و رزش پای جای پدر نهاده اند و در تهران ساكن اند.
یكی از فرزندان این نواده سید علی اصغر با خانواده »‌خیابانی« های تبریز وصلت كرده است.  بابا شهابی اگر چه سالهاست در تهران زندگی را به سر می برد، اما همچنان در هنر و زندگی اش در پی احیای فولكلور كردی است.
او موسیقی را تا به امروز دنبال كرده و در بهار كوتاه جوانی نیز از فوتبالیستهای سرشناس  كردستان بود كه بعدها در كسوت مربیگری نیز فعالیت كرد.
وی به مدت11 دوره د رمسابقات فوتبال قهرمان وآموزشگاههای كشور شركت داشت و هشت سال مربی تیم باشگاه تاج (استقلال كردستان) بود.
تاج كردستان آن سالها بهترین تیم غرب كشور بود و بعد از تهران، تبریزو اصفهان مقام چهارم كشور را كسب كرده بود. بابا شهابی با افسوس از این قهرمانی ها یاد می كند به گفته او دیگر خبری از آن سالها نیست، آه!
گفت و گوی ما با این هنرمندورزشكار كرد در تازه ترین سفر او به زادگاهش صورت گرفت

                          Rad barez   eslam bad gharb  1386

  

                              برداشت با ذکر منبع بلا مانع است 

                               

                                 لینک منبع سایت سیروان نیوز 

نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت
kurdistan

                                                                                                                 

تا پيش از تحولات اخير خاورميانه، كردها به عنوان قومي سرگردان و فاقد حاكميت مطرح بودند. در اين تحولات، آمريكا به اهداف زير دست يافت:
ـ حذف صدام با پايان مأموريت آن.
ـ سيطره بر عمده چاه‌هاي نفت منطقه خاورميانه.
ـ بي‌نيازي آمريكا از پايگاه‌هاي پرهزينه خود در خاك تركيه و دولت‌هاي خليج.
ـ ايجاد سپري محافظ جهت اسرائيل و اصلي ترين دشمن حكومتي آن يعني ايران.
ـ تكميل حلقه محاصره ايران.
ـ ايجاد ميدان وسيع عملياتي در كنار ستادهاي فرماندهي در خاورميانه.

در كنار دستاوردهاي آمريكا، اين كردها بودند كه بيشترين سود را از اين تحولات در شمال عراق به دست آوردند و اين در حالي بود كه اعراب با از دست دادن قهرمان پوشالي خود، يعني صدام، آخرين ديواره‌هاي مقاومت آنها فروريخت و شرايط نامطلوبي را براي آنان به وجود آورد. در ابتداي سقوط صدام به زعم آمريكايي‌ها سيطره كامل بر عراق را به دست آورده بودند و مأموريت كردها را در شمال اين كشور، پايان‌يافته تلقي كرده و به همين خاطر، خلع سلاح و بي‌توجهي به رهبران كردها را در دستور كار خود قرار دادند. ولي پس از شروع عمليات‌هاي وسيع هسته‌هاي مقاومت اعراب تندرو و بروز ناآرامي‌هاي شديد در جنوب و مركز عراق بلافاصله آمريكايي‌ها را متوجه اهميت كردها در شمال اين كشور نمود و رهبران باتجربه كردها، با اخذ ضمانت اجرايي در منطقه، به هم‌پيمان غيررسمي خوبي براي آمريكايي‌ها تبديل شدند.

خدمات متقابل آمريكايي‌ها و كردها شرايط جديدي را در منطقه رقم زد. اتحاد و يكپارچگي كردها در مقابل موضع گيري اعراب به هويت يابي آنها و رسيدن به مناصب بالاي حاكميتي در عراق و تصويب حكومت فدرالي از جمله پيروزي‌هايي بود كه كردها با پشتيباني آمريكا به آن رسيدند. زمينه‌هاي اتحاد قومي در ميان كردها و اختلاف بين اعراب و هم پيماني با آمريكا، حكومت فدرالي را در قانون اساسي عراق به تصويب رسيد. قانون اساسي كه در آن نقاط مبهم و اختلاف‌برانگيز و چالش‌زا در آن فراوان وجود دارد. در اين قانون اساسي كردها مخير به مشاركت در حاكميت عراق مي‌باشند و در آن بيشتر به سلامت سرزمين اشاره گشته نه به وحدت ارضي عراق و طبق اين مواد كردها هر آن، به تجزيه و جدايي مي‌توانند مبادرت ورزند. در حقيقت كردها با اين دست آورد تا تشكيل حكومت آرماني مستقل راهي ندارند و ظهور يك حكومت مستقل كردي اجتناب‌ناپذير و دور از تصور نخواهد بود و اگر چنانچه در حال حاضر آنان به جدايي اقدام نمي‌كنند زمينه‌هاي كامل جدايي مهيا نگرديده است كه از جمله اين زمينه‌ها مي‌تواند مسئله كركوك باشد كه تعيين تكليف آن تا سال 2007 ميلادي به تعويق افتاده است. در واقع تجزيه و استقلال حركت مختوم و قطعي و قريب‌الوقوع آينده كردها خواهد بود. اگر چه آنان با توجه به حساسيت‌هاي موجود در ميان كشورهاي همجوار عراق و نيز اعراب فدرالي را فقط در چارچوب عراق مطرح مي‌كنند ولي شمال عراق را به هسته اصلي حكومت مستقل كردي تبديل خواهند كرد و در صورت تحقق آرمان‌هاي آنان، پيوستن ديگر كردها به آنان بديهي است.

تحولات شمال عراق بر اساس همگرايي قومي و قانوني النتيسم تاثير مستقيم بر مناطق كردنشين كشور ما خواهد داشت و تعاملات مقطعي رهبران كردهاي عراق با ايران و ديگر كشورهاي همجوار يك تاكتيك است در صورتي كه به شهادت اسناد و مدارك بحران‌هاي غرب كشور به نوعي با تحولات عراق مرتبط مي‌باشد. با نگرشي به مطبوعات كردي و تحولات فرهنگي در داخل كشور از يك نوع پيوستگي قومي به شمال عراق حكايت مي كند. كردها در راه رسيدن به يك حكومت آرماني از تمامي ظرفيت‌هاي خود نهايت استفاده را نموده‌اند. رسانه‌هاي كردي با حجم بالاي توليدات و بسط و گسترش مسائل قومي بالاترين نقش را در اين راستا ايفا نموده اند و شكي نيست كه كردها در ديگر كشورهاي همجوار به دنبال رسيدن به يك حكومت آرماني واحد مي‌باشند.

كردهاي عراق با توجه به امتياز فدرالي، بزرگ‌ترين حامي كردها و نيز رهبر ديگر جوامع كردي را در اختيار خود دارند. كردهايي ايران هنوز به قطعي بودن موفقيت كردهاي عراق يقين حاصل نكرده‌اند وگرنه در بحران‌هاي مقطعي نهايت استفاده را مي‌برند و در رسيدن به اهداف آرماني و تقليد از كردهاي شمال عراق خطرپذير مي‌نمايند.

در حال حاضر مناطق كردنشين ايران داراي شرايط ويژه اي است. از طرفي با موفقيت قطعي كردها در شمال عراق يقين ندارند و از طرفي با توجه به خدمات و پيشرفت‌هاي فراوان اقتصادي و فرهنگي و توسعه نسبي همه جانبه را در مقايسه با قبل غيرقابل‌اغماض مي دانند و عده‌اي نيز نوع رفتار حكومتي را در ايران با روح حاكم بر فرهنگ خود سازگارتر مي‌دانند. به همين دليل بحران‌ها از پشتيباني توده‌اي و همگاني جامعه كردها برخوردار نمي‌باشد. ريشه‌هاي اين بحران‌ها، معلول گِله‌ها و كدورتهاي گذشته و همچنين كم مهرباني و كم مشاركتي در توسعه همه‌جانبه مناطق كردنشين مي‌باشد كه مانع اتحاد واقعي بين حاكميت و بدنه جامعه كردها مي‌شوند.

تحولات پيش روي مديريت كشور كه پس از يك دوره 8 ساله اصلاحات, آحاد جامعه را منتظر تحولات اساسي از جمله اجراي عدالت در همه زمينه‌ها نگه داشته است. كردها نيز به مشاركت كم در انتخابات نهم رياست جمهوري چشم به كرم رياست جمهوري دوخته‌اند و چشم به راه عدالت اجتماعي مي‌باشند.

اگر عدالت را كه ارمغان دولت جديد مي باشد در اين زمينه در نظر بگيريم سهم مديريت محلي و منطقه‌اي به نسبت شايستگي سزاوار مرتبه بالاتري است و بها دادن به روحيات وطن پرستانه رشته‌هاي تعلق و مودت بين حاكميت و مردم را مستحكم‌تر خواهد نمود.

اگر چه مطالبات به صورت قومي و اجتماعي و به انواع مختلف ابراز مي‌شود ليكن در نظر داشته باشيم كه اگر بخواهيم تن به تجزيه و جدايي در مناطق كردنشين ندهيم بهتر است كه به مطالبات اجتماعي تمكين نماييم و بدانيم كه مطالبات در دايره خودي و خانواده بزرگ ايران مطرح است و هر آنقدر عادلانه به مطالبات تمكين شود يقيناً روح همبستگي و اتحاد در جامعه افزوده خواهد شد و مطالبات اجتماعي را به فال نيك گرفته و از آنها به طرح مطالبات خانوادگي نام ببريم.

سكوت را در مناطق كردنشين دليل بر رضايت آنها ندانيم چون در سكوت معاني زيادي نهفته است كه در فرياد نيست. در سكوت همه چيز متصور است و استعدادهاي پنهاني سكوت را سهمگين و خطرناك مي‌نمايد.
از منظر ديگر هر آنچه در فرهنگ و جامعه كردي عميق تر گرديم قطعاً به سرچشمه‌هاي فرهنگ اصيل ايراني نزديكتر شده‌ايم و هر آنقدر كه به هويت كردها در چهارچوب ايران اهميت داده شود به همان اندازه به گسستگي و واگرايي قومي از شمال عراق كمك كرده‌ايم.

جوانان مناطق كردنشين همانند ديگر جوانان اين سرزمين در تمامي زمينه‌هاي علمي, رشد و شكوفايي خاصي را داشته‌اند و حضور آنان در مراكز آموزشي سراسر كشور و بالطبع حضور آنان در محافل و تشكل‌هاي دانشجويي محسوس مي‌باشد. بنابراين همگرايي آنان با فضاهاي فكري و فرهنگي اجتناب‌ناپذير است كه بيشتر جذب محافل منتقد حاكميت خواهند شد كه يكسان نگري مديريتي به اين بخش از سرزمين ايران اسلامي آسيب‌هاي اجتماعي محفلي علمي را ترميم خواهد بخشيد.


حقيقتاً به كارگيري كردها در پستهاي محلي و منطقه اي و ملي سبب دلگرمي و گرايش قلبي آنان به حاكميت خواهد شد. كردها در مديريت دقت زيادي را به خرج مي دهند تا بتوانند لياقت و شايستگي خود را اثبات نمايند و از طرف ديگر راه به كار گيري مديران بومي را توسعه بخشند. اگر در مقاطع اندكي در مناطق كردنشين مديران بومي گرايشات ناهمگوني داشتند ناشي از حزب سالاري دولت اصلاحات بود كه آنان نيز به خواست دولت تن دادند به عبارتي مي‌توان گفت اطاعت‌پذيري مديران كرد تاثير مستقيم از حاكميت دارد و انعطاف پذيري آنها غير قابل انكار است.

آرايش سياسي در جامعه كردها چندان معني ندارد. برداشت‌هاي غلط بعضي‌ها بود كه صف آرايش‌هاي سياسي را مدتي به درون محافل كردي كشانيد. يقيناً چپ و راست سياسي در مناطق كردنشين وجود ندارد. وابستگي به نظام و مخالفت با آن به تشكيك وجود دارد. و تصور چپ و راست يك توهم مي باشد. كالبد شكافي مديريت محلي كردي نشان مي دهد كه اين قشر بيشتر خدمت و ماندگاري را مد نظر دارند تا ورود به گرايشات سياسي كه عمر بقا آنان را محدود مي كند. آنان بيشتر به ماندن مي‌انديشند نه شكل و نوع ماندن. دغدغه بيشتر آنان استمرار و توسعه حضور آيندگان آنان در مديريت مي‌باشد.

به رغم همه همگرايي‌هاي قومي كه براي كردها مهيا گرديده و بنا به ملاحظاتي كه اشاره نموديم ميل چنداني به بيرون ندارند. و اين مستلزم توجه جدي از داخل مي باشد. توجه نه معني حق‌السكوت بلكه بر حسب روح عدالت محوري دولت جديد كه مستوجب ترميم كه حد بانيهاي گذشته خواهد بود و فرآيند آن استحكام پايه‌هاي امنيت ملي را به دنبال خواهد داشت.

انتظاراتي كه كردها از دولت جديد دارند را مي توان به صورت زير فهرست نمود:
ـ حذف نگاه امنيتي از مناطق كردنشين.
ـ سهم مشاركت در مديريت محلي و منطقه‌اي به صورت معقول و متناسب با شايستگي‌ها و تخصص‌ها.
ـ توجه جدي به توسعه زير ساخت‌هاي اقتصادي و صنايع بنيادين در مناطق كردنشين.
ـ تامين نيازمندي‌هاي رفاهي و آسايش عمومي جامعه و گسترش فضاهاي گردشي كه اقبال عمومي را به دنبال خواهد داشت.
ـ ايجاد تسهيلات جهت مشاركت عمومي جامعه در راستاي اشتغال‌زايي.
ـ توجه به دغدغه‌هاي فرهنگي فرهيختگان و انديشمندان.
ـ توسعه زير ساخت‌هاي فرهنگي و ايجاد سرگرمي‌هاي سالم جهت اوقات فراغت جوانان.
ـ ايجاد تسهيلات لازم و تشويق جوانان وطن پرست جهت ورود به سازمان‌هاي نظامي و انتظامي.
ـ به كارگيري كردها در پست‌هاي مديريتي متناسب با تخصص آنان در ديگر شهرهاي كشور كه اين گام بعدي رفع كدورت‌ها خواهد بود و از اين مجرا اعتمادسازي بين حاكميت و جامعه كردي رو به تكميل خواهد بود و اين وظيفه سنگين دولت عدالت محور است كه با شايسته سالاري اميد است كه به انجام برسد.

وحدت بين مناطق كردنشين و دولت جديد بيش از هر زماني ضروريست. ظهور حاكميت فدرالي در همسايگي غربي ما و همزماني آن با آغاز دولت جديد در ايران و با شعارهاي عدالت محور مردم اين مناطق را منتظر رويكرد و توجه خاص نموده است. در دولت اصلاحات با بكارگيري مديران بومي در مناطق كردنشين هر چند با مصالح حزب سالاري بود ولي تاثيرات چنداني نداشت، اما در دولت جديد انتظارات جدي مردم اين است كه از كميت مديران دولت گذشته نه اينكه كمتر نباشد بلكه با كميت بيشتر و با كيفيت بالاتري به كار گمارده شوند و بايد دانسته شود كه در ميان كردها مديران لايق و شايسته اي بودند كه از گردونه حزب سالاري دولت اصلاحات خارج گشته و به جرم اصولگرايي منزوي گشتند و حال نيز حجب و حياي اجتماعي آنان اجازه طرح خودشان را نمي‌دهد و نيازمند شناسايي و معرفي به مسئولان ذيربط مي‌باشد.

لينك منبع : سایت باز تاب

 

 Rad barez         shabad   1386                                               

 

 

برداشت باذکر منبع بلا مانع است.

نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم مرداد 1386 ساعت | لینک ثابت |