تبليغاتX
کرد وکردستان
ilam      rad barezقلا قیران    rad barez

ایلام گهواره تمدن

ايران از جمله مراكز تمدنهاي بسيار در جهان بوده و محدوده استان ايلام فعلي به دليل قرار گرفتن بين فلات ايران و تمدن بين النهرين و قرارگيري درمحدوده رشته كوه زاگرس از مراكز بسياربا اهميت ايران و حتي جهان مي باشد كه بسياري از تحقيقات به عمل آمده باستانشناسي موكد اين امر مهم است.
دوران پيش از تاريخ:
از دوران پيش از تاريخ كه زندگي به صورت غارنشيني وكوچ نشيني و شكار رواج داشته آثار و يافته هاي زيادي در دنيا وجود ندارد ولي برخي از مطالعات بيانگر وجود زندگي به صورت گسترده در اين دوران در استان ايلام است.
پناهگاهها و زيستگاههاي صخره اي كه مربوط به دوران زارزين مي باشد و ميراث هزاران ساله شكارچيان عصر سنگ به شمار مي روند كه در استان ايلام كشف و ثبت شده اندكه عمدتاً در دره هليلان و تنگه قوچعلي و ارغوان شهر ايلام قرار دارند.
اين آثار مربوط به دوران پارينه سنگي مي باشند كه از حدود5/2 ميليون سال پيش تا 12 هزار سال پيش مسكن انسانهاي نخستين بوده است.
در دره هليلان كه توسط يك هيئت بين المللي به سرپرستي كريستين سن مورد مطالعه قرار گرفته آثار مهمي از ز ندگي دوران اواخر نوسنگي(هزاره ششم تا پنجم قبل از ميلاد) به دست آمده است.

دوران انقلاب نوسنگي:
از اين دوران كه دوره آغاز زندگي شهر نشيني و كشاورزي و اهلي كردن حيوانات است آثار مهم و متعددي در استان ايلام وجود داردكه شاخص ترين آنها تپه علي كش در دهلران است.
در اين تپه برابر مطالعات هيئت بين المللي به سرپرستي پروفسور فرانك هول(62-1961 ميلادي) آثار معماري و ابزار سنگي مربوط به هزاره هفتم و ششم قبل از ميلاد به دست آمده كه آثار معماري آن بيانگر شكل گيري اولين مجتمع زيستي(روستا مانند) در جهان است.
عصر مفرغ و آهن: اين دوران كه هم زمان با دوران قوم كاسي و ايلاميها مي باشد از دوران طلايي تكنولوژي بشري است كه كاسيها به عنوان طلايه دار تكنولوژي كشف مفرغ معروفيت جهاني يافته اند.
در اين دوره آثار به صورت ابزار مختلف از آلياژها و فلزهاي فوق با تكنيك خاص خود ساخته شده اند در بررسي هاي به عمل آمده توسط هيئت بين المللي به سرپرستي پروفسور واندنبرگ از قبرستانهاي ايلام به ويژه وركبود، چم ژيه، جوب گوهر، دمگرپرچينه، بردبال چنار باشي برگهايي زرين بر مطالعات باستانشناسي افزوده شده و بيانگر اين مهم است كه در اين دوران استان ايلام جزء مهمي از تمدن كاسيها و ايلاميها بوده است.
تمدن ايلاميها مصادف با دوران مفرغ قديم آغاز شده كه شاخص ترين آثار آن تپه پتك در موسيان و تپه تيغن دره شهر( دوره ايلام ميانه) و سنگ نوشته گل گل ملكشاهي كه با خط ميخي و آشوريها آن را در هنگام فتح ايلام نگاشته اند.
دميرو شيجي باستانشناس فرانسوي عقيده دارد كه تپه پتك موسيان همان شهر ماداكتو پايتخت گم شده ايلام باستان است.

دوران ماد و هخامنشي:
در اين دوران ايلام جزئي از تمدنهاي ماد و هخامنشي بوده كه به دليل نزديكي با پايتخت هاي باستاني شوش و هگمتانه (همدان) و بيستون از اهميت زيادي برخوردار بوده است.در اين دوران اگر چه تمدن ايلام افول نموده ولي نگاشتن با خط ايلامي توسط پادشاهان هخامنشي بيانگر اهميت ويژه اين منطقه به عنوان يك منطقه شاخص بوده به نحوي كه اغلب كتيبه ها ابتدا با خط ايلامي و سپس بعدها به پارسي باستان ترجمه و نگاشته شده اند. ايلام عليرغم اينكه جزئي از اين امپراطوري ها بوده ولي همواره استقلال خود را به صورت نسبي حفظ نموده است.
داريوش چند بار ذكر كرده كه بارها قيام ايلاميان ر اسركوب كرده است

دوران سلوكي-پارت:
در اين دوران برابر متون باستاني ايلام همانند ساير نقاط ايران جزئي از منطقه تحت قلمرو سلوكيان بوده كه پس از انقراض آنان و آغاز دوران پارتي (اشكاني) اين منطقه جزئي از قلمرو اشكانيان شد. نتايج مطالعات انجام شده در تپه فرخ آباد دهلران كه توسط هيئت هاي مختلف ايراني و بين المللي مورد مطالعه قرار گرفته حاكي است كه در آن هنگام تپه مزبور جزء ايالت " اليم "  يا ايلام نو بوده است.
ساير آثار اين دوران به صورت استقرارهاي موقت وكوچ نشيني بوده كه بيشتر در حاشيه رودخانه ها و دشت ها شكل گرفته است.

دوران ساساني:
به علت اينكه در اين دوران استان ايلام فيمابين تيسفون (بغداد) به عنوان پايتخت ساسانيان و دولت شهرهاي شوش و بيستون و فارس قرار گرفته از اهميتي ويژه برخودار بوده و به همين دليل عمليات عمراني زيادي از سوي دولت مركزي در اين استان انجام پذيرفته كه شامل سه دسته:بناهاي بين راهي و راههاي و پلهاي باستاني-شهري و شاخص هاي شهري-قلاع و دژهاي باستاني هستند كه معروفترين آثار حفاظت شده آنها عبارتند از:پل گاوميشان،چم نمشت،كور و دوت،كوشك قينفر،قلعه شياخ،قلعه سام، شهرهاي تاريخي سيروان،سيمره دربندو قلاع پشت قلعه،قلعه هزار دره وآتشكده هاي موشكان و سياهگل و چهار طاقي دره شهر- وطاق شيرين و فرهاد.
در اين دوران استان ايلام به دو ايالت مهرجانكدك در بخش شرقي و به مركزيت شهر سيمره (دره شهر كنوني) و ايا لت ماسبذان به مركزيت سيروان (محل روستاي سرابكلان فعلي) كه گفته مي شود قصر انوشيروان نيز در آن قرار داشته تقسيم مي شده است اين شهرها از شهرهاي مهم و پرجمعيت و آباد آن زمان بوده كه جمعيت زيادي را در خود سكني داده اند و در اثر وقوع زلزله اي مهيب از بين رفته اند..
آثار تنگه بهرام چوبينه كه در دره شهر قرار دارد متعلق به بهرام چوبينه سردار ساساني است. به علت كودتاي وي بر عليه خسروپرويز اين پادشاه به روم گريخته و پس از ازدواج با دختر امپراطور روم و گرد آوري سپاه به ايران حمله نموده و مجدداً پادشاهي ايران را در دست مي گيرد.

دوران اسلامي:
در متون تاريخي آمده كه ايلاميها خود اسلام آوردند و محدوده اين استان در دوران اسلامي به عنوان بخشي از ايالت جبال تحت قلمرو خلفاي اسلامي به مركزيت كوفه و بصره اداره مي شد.بزرگترين شهر مربوط به اين دوران شهر سيمره(دره شهر) است كه از نه فصل كاوش علمي پژوهشكده باستانشناسي كشور آثار بديعي از معماري و شهر سازي و تزئينات معماري به ويژه گچبريها با نقش هاي منحصر به فرد و خطوط كوفي كشف شده است.
در استان ايلام تا نيمه اول قرن چهارم(سال334 ه.ق)زندگي شهرنشيني از رونق زيادي بر خوردار بوده است كه به علت وقوع زمين لرزه بزرگي كه كليه شهرهاي بزرگ استان در آن نابود شدند .اين شيوه زندگي دراستان به زندگي كوچ نشيني تبديل گرديد.در كتب ياقوت حموي،ابن اثير، حمداله مستوفي، تاريخ طبري و .... به اين مسئله اشاره شده و آورده اندكه در اثر وقوع زلزله بيست هزار نفر از اهالي شهر پر جمعيت سيمره كشته و اين شهربراي هميشه خالي از سكنه شده است.
محل شهر كنوني ايلام نيز كه در آن هنگام (الرذ) ناميده مي شده به دليل آب و هواي مناسب و نزديكي به محل خلافت خلفاي عباسي(بغداد) از مهمترين تفرجگاههاي آنان محسوب مي شده و در كتب تاريخي آمده است كه المهدي بالله برادر هارون الرشيد در هنگام شكار در اين مكان كشته شده و مقبره وي كه به "سه ي مه ي " معروف بوده تا دهه 50(ه.ش) به عنوان قبرستان ايلام بر پا بوده و هم اينك محل آن به پارك كودك تبديل شده است.

دوران اسلامي متأخر:
اين دوران شامل سلسله هاي افشاريه و زنديه و .... بوده و ايلام جزئي از قلمرو اين سلسله ها بوده است.
شاخص ترين اثر مربوط به دوران زنديه ساختمان قبلي امازاده علي صالح(ع) " خاسعلي "  است كه اثر نوسازي تجديد بنا شده است.
از ديگر بناهاي اين دوران مقبره هاي امامزاده پير محمد و سيد صلاح الدين محمد آبدانان- معين صالح ماژين-سيد ابراهيم زرين آباد است .

حكومت محلي واليان فيلي (دوره صفويه تا پهلوي):
پس انقراض سلسله محلي حسنويه كرد ،در هنگامي كه شاهورديخان سرسلسله اتابكان فرمانروايي خرم آباد را از دولت مركزي تحويل گرفت حسينقلي خان فيلي را والي منطقه پشتكوه كرد.
وي نيز قصبه دي والا " دهبالا " را مركز حكومت خود قرار داده و آنرا " حسين آباد فيلي " نام نهاد.
شاخص ترين آثار مربوط به اين دوران قلعه هاي والي فيلي در ايلام و در حاشيه رودخانه كنجاچم مهران مي باشد.ساخت چند قلعه و قنوات و سنگ نوشته نيز از جمله ديگر اقدامات واليان فيلي بوده كه معروفترين آنها سنگ نوشته تخت خان در صالح آباد مي باشد و بيانگر شيوه حكومت واليان بوده كه به صورت كوچ نشيني بوده است.
متاسفانه برخي آثار واليان به علت توسعه شهرها تخريب شده اند.
از نكات برجسته اين دوران استقلال نسبي سلسله ميره " حاكمان " محلي دره شهر بوده كه مناطق لر نشين استان را تحت فرمان خود داشته و عليرغم اينكه حكم خود را از والي پيشكوه(لرستان)دريافت مي كرده اند ولي خراجگزار والي پشتكوه(فيلي) بوده اند.
اين مسئله ياد آور تقسيم استان به دو ايالت در دوران ساساني- اسلا مي مي باشد. قلمرو حكومت واليان از جنوب به شوش- از شرق به لرستان و از غرب تا منطقه كوت و عماره در جنوب تا خانقين و مندلي در شمال عراق(مناطقي كه كردهاي شيعه مذهب در آن ساكنند ) بوده است.

دوران معاصر
پنج سال پس از روي كار آمدن رضاخان، وي سپاه والي وقت ايلام  " غلامرضا خان فيلي "  به عنوان آخرين حاكم ملوك الطوايفي ايران را شكست داد و والي به عراق گريخت و در نجف اشرف ساكن شد.
هم اينك قبر وي در قبرستان نجف اشرف است.به دستور رژيم بعثي و در جهت اجراي سياست تعريب (عرب جلوه دادن) كردهاي فيلي سنگ قبر وي و ساير كردها كه به فارسي و يا كردي روي آنها نگاشته شده بود شكسته و به دلخواه رژيم بعثي بر روي آنها با رسم و خط زبان عربي به ذكر مشخصات متوفيان بسنده شده است.
در سال 1316 و پس از جلوس رضا خان پهلوي استان ايلام جزء استان كرمانشاهان(استان پنجم) گرديد و سپس در سال 1343 به فرمانداري كل تبديل شد روستاي حسين آباد فيلي نيز با پيشنهاد فرهنگستان ايران به " شهر ايلام "  تغيير نام يافت و در سال 1353 اين منطقه به استان ايلام در تقسيمات كشوري رسميت پيدا نمود.

ايلات استان:
تنوع لباس،گويشها،عادات و مراسمات و .... در نزد ايلات واقوام مختلف يك بستر مناسب براي تقويت امر گردشگري مي باشد.
استان ايلام به دليل وجود ايلات مختلف كرد،لك،لر و عرب از اين حيث داراي تنوع ويژه اي مي باشد.
اغلب ساكنين استان كردهاي شيعه مذهب (در حدود
۹۸% ) مي باشند.
لرها عمدتاً در شرق و جنوب به صورت پراكنده و لك ها در شمال شرقي و شرق به صورت پراكنده و عربها در جنوب غربي به صورت متمركز و كردها در كل استان پراكنده هستند.
گويش غالب اهالي استان كردي فيلي و همگي شيعه مذهب ميباشند

Rad barez           eslam abad gharb (shabad)                  

 

 

                                    برداشت با ذکر منبع بلا مانع است.

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت | لینک ثابت |

                                rad barez    kurdishzone                                    قداست و ديرينگي زن کرد

در کتب تاريخي بحث از شاهي به نام اداد به ميان آمده است که با توجه به داده هاي زبان شناسانه و پيدا شدن نقشي از اين شاه ، او را يکي از نخستين زناني دانسته اند که در دوره اشکانيان بر اورامان حکومت مي کرد ه است. برخي تاريخ نگاران بر اين باورند که هويت شاهي که آنها از او به عنوان يک زن حاکم ، نام برده اند در تاريخ هنوز شناخته نشده است. و نقشي که آنها از آن سخن به ميان آورده اند ، مربوط به اداد سوم شاه آشور است که در طول سالهاي 804 تا 780 قبل از ميلاد بارها به کوهستانهاي اورامان و ماد لشکر کشي کرد. او همچنين در سال 802 قبل از ميلاد اللي پي ( مناطق کرمانشاه کنوني) را تسخير کرد اين شاه با زني از کوهستان زاگرس به نام سميراميس ازدواج کرد که حاصل آن فرزندي به نام نفين بود.سميراميس هم در دوران شاهي اداد و هم بعد از او در اداره حکومت دخالت زيادي مي نمود و همانگونه که کتزياس در روايت افسانه اي خود آورده است ، حتي پنج بار به اين کوهستانها حمله کرد و توانست تصوير خود را بر صخره بغستان نقر کند.

گرچه در مورد صحت و جزئيات روايات کتزياس که موسي خورني در تاريخ خود آورده است. ترديدي وجود ندارد. او همچنين « آراي » فرزند «آرام » را نيز مغلوب کرد و حتي در روايات کتزياس و موسي خورني از گسترش موج حملات او به ماد دوردست و باختر نيز سخن رفته است. اعتماد السلطنه بناي شهرهاي آرا خوزيا در سيستان و اورمنيا در کنار درياچه وان را از ابتکارات او دانسته است. تسخير ماد به وسيله سميراميس افسانه اي و شرح پيروزي دلاورانه او را هيچ يک از تاريخ نگاران باستان به جز کتزياس نقل ننموده اند.راد بارز اسلام آباد غرب 27/03/1386

براي ما نه نا ميسر دست کم دشوار است تصور کنيم جمعيت زياد ماد و سرسختي سکنه فلاخن انداز آن تحت هر شرايطي مقهور سپا ه آشور ، آن هم به فرماندهي يک زن شده باشند و اگر چنان چه پيروزي بر اين مردم با اين عظمت روي داده باشد شايد بتوان به يگانه نمونه دلاوري زن در طول تاريخ از آن ياد کرد. اگرچه عده  محدود از تاريخ نگاران براين باورند که پيروزي که کتزياس از آن به نام « سميراميس » ياد نموده است تحت لواي ادا نيداري سوم بوده است. گرچه همان گونه که گيرشمن مي گويد « در ميان تعدادي از قبايل زاگرس زن فرمانده سپاه بوده است» از جمله در ميان قوم گوتي که کوه نشينان دره زاگرس بودند ( معين، 1374 : 31 ) زنان اين قوم از موقعيت اجتماعي بالايي برخوردارند و به همين ترتيب ، قدرت سياسي ايشان نيز هم سنگ با مردان و گاه بيشتراست.

از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که در ميان اين قبايل  کوه نشين بيشتر الهه ها در قالب زنان تجسم پيدا نموده و کليت بسياري از مراسم و اسطوره ها نيز با عنصر زن در ارتباط بوده است. کشف تصاوير با پيکره هاي ايزد بانوان که حيوانات و گياهان آن را احاطه کرده اند ، نشان مي دهد که چقدر اين تنديسها غير شخصي بوده است و در باور انسان آن زمان زن نه تنها خداي اوليه انسان که که خداي حيوانات و گياهان نيز بوده اند. حکومت آشوريان بر ماد و آسياي عليا و در هم آميختن آيين هاي سومري که در آن هم زن حضور چشم گيري دارد با اديان و اساطير مروج در زاگرس ، زمينه همه نوع افسانه سازي را فراهم آورده است.اساطير تمدن« سومر» در برگيرنده تمامي جهان بيني انسانهاي پيش از خود ، در باره باور « خدا بانو » يا « ايزد بانو » است. باوري که تا صدها سال پيش از خود همچنان با ثبات و قدرتمند بر اذهان و اساطير مادي نفوذ داشت. هنوز ما رد پاياين قضيه را در افسانه ها ، فرهنگ و پيکرکهاي به دست امده در زاگرس مي بينيم. گيرشمن در سال 1931 در نزديک نهاوند مجسمه يک ايزد بانو را متعلق به 2500 سال پيش کشف کرد. در نزديکي اسلام آباد غرب نيز يک مجسمه 7 سانتيمتري کشف شد که متعلق به 2900 سال پيش بود. در اشياء برنزي يافت شده در لرستان نيز مجسمه هاي الهه مادر يافت شده است. تمامي اين دستاوردها حکايت از تقدس زن در فرهنگ اين مردمان مي دهد.

 

گيرشمن ، ايران از آغاز تا اسلام ؛ تهران ، انتشارات علمي فرهنگي : 1374

 

 

                                                         Rad barez        27/03/1386

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 ساعت | لینک ثابت