بارگه ی خه م
بارگه خه مم هه لگرت وهاتم به رو شاره که م
کوله بارغم وغربتم را بر میدارم وبه سوی شهرودیارم بازمی گردم
هاتووم به ره ودیاری شه نگی که س وکاره که م
آمده ام به دیدار کسان و عزیزانم
بو باوه شی به سوزی دایکه دل سوو تاوه که م
به آغوش پر سوز مادر دلسوخته ام باز می گردم
تاکووبزانی چه نده به سویه ئازاره که م
تا بداند در غربت چه رنجهایی که نکشیده ام
هاتووم وه کو شه مالیک چل وگه لا بدوینم
آمده ام چون نسیم (باد شمال) به مصاحبت شاخ وبرگها
پاییزی غه ریبی دل به جاری هه لوه رینم
وخزان غربت خود رابه یکباره از دل بزدایم
که من نممه ی باران بم ئیوه ش ئاوینه باخ من
که من نم نم بارانم وشما بهاروامید باغ وجود من هستید
هه رچه نده لیتان دووربم هه نسک وئاهی ناخ بن
هر چند ازشما دورم اما شما نفس وجان من هستید
دلم پرسه خانه یه سه رم به فری زستانه
دلم غمکده است وپیر گشته ام
هه میشه خه م له چاوما بالاترین میوانه
همیشه غم میهمان بالا نشین چشمان من است
وه ک بالنده ی لانه واز ته ره وبی ناو نیشانم
چون پرنده ایی آواره وبی آشیانه ونام ونشان هستم
چه ن شیرینه که ده لیم من خلکی کوردستانم
دلخوشی من هنگامی است که میگویم کردم واهل کردستانم
اقتباس شده از کتاب بارگه ی خه م ناسر ره زازی
گرد کوی :شاهو
چاپی:سوید
Rad barez eslam abad gharb 2006-06-27
اسلام آباد غرب (شاه آباد ) 27/09/1385

كردستان کردستان ديار باورهاي ناب و سرزمين حماسه و عشق و عرفان، جايگاه پرافتخار هنر و هنرمنداني بوده كه هميشه در طول تاريخ گهربار ايران زمين با آثار زيباي خود برهههاي زماني را تبلور خاصي بخشيدند.
در اين گزارش يادي خواهيم كرد از مقام بلند يكي از برجستگان عرصه موسيقي كرد زنده ياد استاد حسن زيرك كه نام و آثار اين هنرمند فقيد براي هر كردي در سراسر گيتي كاملا آشناست و اخيرا نيز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اقدامي نيكو و پسنديده مجوز كاستي از اين هنرمند را صادر كرده كه صد البته انتشار اين اثر حاصل تلاش و كوشش همسر وفادار او سركار خانم ميديا زندي و چند تن از هنرمندان و هنردوستان صورت گرفته كه كاست فوق تحت عنوان )ترانههاي حسن زيرك( شامل ترانههايي از آن مرحوم در راديو كرمانشاه و راديو تهران حوالي دهه 1340 است كه تدوين و به بازار عرضه شده است.
الحان طبيعي كردستان، از رود و نسيم و پرنده، هارموني زيبايي از نغمات را پديد آورده و نغمه و نوا و موسيقي در آن سامان حضوري هميشگي در ميان طيفهاي وسيع مردم دارد و صداي گرم و بينظير حسن زيرك از لالههاي آبيدر و باغ خوش كاني شفا و صداقت مردم كردستان نشات يافته است.
استاد حسن زيرك به سال 1300 در شهرستان بوكان استان كردستان چشم به جهان گشود و در سن 5 سالگي از مهر پدر محروم گشت و بدبختي و تلخي و سختيهاي فراواني چشيد و زندگي را در درون درد و رنج گذراند و عمري را در شهرهاي كردستان ايران و عراق سپري كرد و مدت زيادي در بخش كردي راديو بغداد همكاري كرد و از سال 1337 كه بخش راديو كردي ايران در تهران براي اولين بار افتتاح شد همكاري خود را با اين مركز آغاز كرد.
حسن زيرك گرچه بخاطر شرايط سخت زندگي از نعمت درس و تحصيل بيبهره ماند ولي استعداد كمنظيري در سرودن شعر و آهنگسازي كردي داشت و اين استعداد به همراه صداي منحصر به فرد، سبب گرديد كه خالق آثار مانا و ماندگاري در عرصه موسيقي كرد باشد و ترانههايش در سرتاسر كردستان محبوبيت يافت به شكلي كه اينك صداي او در جاي جاي مناطق كردنشين و در كوچهها و خيابانها و در خانهها و مغازهها طنينانداز گرديده است.
حسن زيرك كه در راديو كردي تهران فعاليت داشت با خانم ميديا زندي گوينده بخش كردي ازدواج كرد كه حاصل آن ازدواج دو دختر به نامهاي مهتاب )آرزو( و مهناز )ساكار( بود كه چند ترانه را براي فرزندانش اجرا كرده است.زندگي حسن زيرك هميشه با كوچ و آوارگي همراه بود و يكي از شهرهايي كه در آن مدت زيادي اقامت داشت كرمانشاه بود و همكاري او در اين شهر با هنرمندان برجسته كرمانشاهي همچون استاد مجتبي ميرزاده، محمد عبدالصمدي، اكبر ايزدي و بهمن پولكي سبب خلق آثار زيبايي شد.
سالهاي پاياني زندگي زيرك در تلخي و ناكامي گذشت و او در اين سالها ديگر آن بلبل خوشخواني نبود كه از بامداد تا شامگاه نغمهخواني كند. در منطقه بوكان قهوهخانهيي داير كرد و در ميان مردمي كه دوستشان داشت و دوستش داشتند آخرين نفسهايش را در رنج و بيماري كشيد و سرانجام در چهارم تيرماه 1351 در بيمارستان شهر بوكان به علت بيماري لاعلاج چشم از جهان فروبست و بر فراز كوه نالهشكن كه از كوههاي معروف و زيباي آن منطقه است به خاك سپرده شد.
استاد شهرام ناظري هنرمند بلند آوازه موسيقي سنتي ايران در خصوص صداي حسن زيرك چنين اظهار داشت: «در خصوص مرحوم حسن زيرك، در مجموع فقط ميتوانم بگويم كه يك انسان نابغه به معناي واقعي بود، يعني در همان لحظه كه وارد اركستر راديو ميشد و به اتاق ضبط ميرفت بداهتا هم شعر ميسرود، هم آهنگ ميساخت و هم آن را ميخواند كه تا كنون چنين موردي در موسيقي سابقه نداشته است و با توجه به اين نكته كه ايشان سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند اما موسيقي و شعر را به صورت الهامي و حفظ شده ميخواند و واقعا از افراد كاملا استثنايي و از نوابغ موسيقي كردي بودند و بنده در ميان خوانندگان كرد علاقه خاصي به صداي حسن زيرك دارم.»
سركار خانم ميديا زندي همسر حسن زيرك در كتاب چريكه كردستان در خصوص اين هنرمند مينويسد: «حسن زيرك بزرگمردي است كه در هر كجا كردي وجود داشته باشد و در هر كشور كردنشين همانند ستارهيي درخشان ميفروزد و آواي ملكوتياش دل هر دلداري را به جنب و جوش در مي آورد و ميتوان گفت هر كجا كرد باشد حسن زيرك نيز هست، چرا كه در هر خانه كردي آوا و آوازهاي او وجود دارد و همه روزه آواي لذتبخش اين نابغه بزرگ به گوش ميرسد و هيچگاه باور نخواهيم كرد كه حسن زيرك مرده باشد و تاكنون كه حدود 30 سال از درگذشت او ميگذرد هنوز وي در خانه هر كردي حضور دارد.»خانم زندي در ادامه همان بحث در مورد سختي و مشقتهاي مرحوم حسن زيرك چنين مينگارد: «حسن زيرك مدتي به عراق ميرود و در مسافرخانه فندق شمال به شاگردي ميپردازد و روزي هنگام نظافت كه مشغول زمزمه يكي از ترانههايش بوده مسافري به نام جلال طالباني )رهبر اتحاديه ميهني كردستان عراق( كه در آنجا اقامت داشته با شنيدن صداي حسن زيرك او را به راديو بغداد برده و در آنجا مشغول به كار ميشود و در سال 1337 به ايران بر ميگردد.
رفتار دولت وقت با حسن زيرك او را دچار مشكل فراواني كرد، بويژه وقتي كه دكتر شيخ عابد سراجالديني رييس وقت برنامههاي كردي راديو تهران بود به او اجازه كار نداد و اين كار سراجالدين چنان تاثير منفي بر دل لطيف حسن گذاشت كه ديگر هيچ وقت به راديو برنگشت و با دلي شكسته باروبند خود را به سوي بغداد پيچيد.
هنگامي كه به بغداد رسيد در آنجا نيز او را دچار مشكل كردند، او را گرفته و روانه زندان كردند، در آنجا حسن را به پنكه سقفي بسته و شكنجه داده بودند.
پس از رهايي از بغداد مجددا به تهران برگشت، در تهران نيز ساواك او را گرفت و شكنجه داد كه جريان شكنجهاش در ساواك را خودش در نوار گفته كه صداي او هنوز به يادگار مانده است و اين رويدادها نشان دهنده اين است كه حسن زيرك نه در ايران و نه در عراق روي خوشي و راحتي و آزادي را نديد.
در سالهاي 1341 تا 1343 در كرمانشاه بود و با راديو كرمانشاه همكاري داشت و به نظر من بيشتر اين درد و غمها و مصيبتي كه به حسن رسيده بود بخاطر عدم توجه حكومت وقت به هنرمند بزرگ كرد بود...»
همسر مرحوم حسن زيرك كه خودش گوينده بخش كردي راديو تهران قديم است در ادامه مينويسد: «حسن زيرك نزديك به هزار ترانه در تهران و كرمانشاه اجرا كرده بود و بخاطر همين ترانههاي او بودكه روزانه نزديك به دوهزار نامه نوشته ميشد و حتي درون نامه پول قرار ميدادند تا ترانه مورد درخواست آنان پخش شود و در كل برنامههاي كردي راديو تهران و كرمانشاه بخاطر صداي دلنشين حسن زيرك مورد توجه همه قرار گرفته بود و آن موقع هر روز دو بار برنامه )ما و شنوندگان( پخش ميشد و حسن زيرك با صداي رسا و لذتبخش خود باعث معروفيت و كيفيت و شكوفايي برنامههاي كردي در تهران و كرمانشاه شده بود و سيل نامههاي طرفداران ترانههاي او هر روز به راديو جاري بود اما پس از اين همه خدمت ، حسن زيرك را ديگر به راديو راه ندادند واو را از ياد بردند درحالي كه در 28 مرداد 1341 كه برد ايستگاه راديوي كرمانشاه به صد كيلو وات رسيده بود صداي حسن زيرك به همه شهرها و روستاهاي كردنشين ميرسيد. »
فاروق صفيزاده بورهكهيي ، از محققان ارزشمند در خصوص حسن زيرك مي نويسد: «حسن زيرك بيش از هزار و پانصد ترانه ساخته است و همه آهنگهاي ترانهها و بيشتر سرودههاي آن را خود ميساخته و ميسروده است. از آهنگهاي اين هنرمند بزرگ بيشتر ترانهسرايان امروز فارس و كرد و بيگانه و ترك نيز سود جستهاند وامروز هر آهنگي كه پديد ميآيد نشاني از آهنگهاي اين هنرمند را در خود نهفته دارد، هنگامي كه به آهنگهاي او گوش فرا ميدهي، زندگي را با همه آزارها و مويهها و رنجهايش درمييابي.بر همين پايه آهنگهاي حسن زيرك نشانه زندگي هر كرد آريايي رنجكشيده را در خود نهفته دارد.»استاد مجتبي ميرزاده نوازنده ويولون و موسيقيدان برجسته كه در تمامي آثار مرحوم حسن زيرك در دهه 1340 در اركستر راديو كرمانشاه نوازندگي و تنظيم آهنگهاي او را به عهده داشته در مورد اين هنرمند فقيد در گفتوگو با راقم اين سطور چنين اظهار داشت: «حسن زيرك با اينكه مطلقا سواد نداشت اما اشعار اغلب آثارش را به صورت بداهه و در آن لحظه كه ميخواند ميسرود و از حافظهيي بسيار قوي در حفظ شعرو آهنگ و مقامهاي كردي برخوردار بود و بايد گفت كه حسن زيرك هيچگاه در موسيقي كرد تكرار نخواهد شد چرا كه ماندگارترين و زيباترين نغمات كردي را خلق كرد و اينك نهتنها در ايران حتي در ميان كردهاي عراق، سوئد و ساير نقاط جهان آثار و نام و ياد او از مقام و منزلت والايي برخوردار است.»
سركار خانم مهناز زيرك )ساكار( دختر مرحوم حسن زيرك در يادداشتي درخصوص رفتن او به مزار پدرش با احساسي پرشور مي نويسد: «پس از درگذشت پدرم، به دليل كارمندبودن مادرم، وي مرتب مجبور بود سركار باشد و لذا ما نتوانسته بوديم از تهران به زادگاهمان كردستان برويم و مادرم نيز چون احساس مسووليت ميكرد حاضر نبود ما را به تنهايي به كردستان بفرستد. از همان دم نخست كه قرار شد براي دلجويي عزيزي از دسترفته برويم تصميم گرفتم حتما به زيارت آرامگاه پدرم نيز بروم و هر آنچه سالهاست در سينه پنهان كرده ام بازگويم و عقده دل را بگشايم.
بعد از رسيدن به شهر كوچك و زيباي مهاباد و دلجويي و تسليت به خانوادهيي، صبح روز بعد به سوي بوكان رهسپار شديم ويكي از همشهريان كرد قرار شد ما را به مقصد برساند و هنگامي كه راننده مقصد ما را دانست و فهميد كه فرزندي پس از سال ها دوري به ديدار پدر ميرود پدري كه امروز يكي از افتخارات فرهنگ و هنر كرد است بينهايت در حق ما لطف كرد بهگونهيي كه حتي حاضر نشد پول حقالزحمه خود را بگيرد.
آري به ديدار گوري سرد ميرفتم كه سالها بود كسي در آنجا خفته بود كسي كه در سراسر زندگياش مالامال از درد وآزار بود... از هنگامي كه وارد شهر شدم كوه نالهشكن كه آرامگاه مينوي پدر در آنجا قرار دارد خود را زيباتر از هميشه نمايانده بود و از دور با كوه ناله شكن نجواهايم را آغاز كردم، تو گويي پدر بود كه در برابرم ايستاده بود و به سخنانم گوش مي كرد و ميشنيد كه ميگفتم: كجايي پدر!؟ ما و مادر تنهاييم، تنها به تو، به تو احتياج داريم... چشمهايم را بستم و يك لحظه در عالم خيال خودم را در آغوش پدر ديدم اگرچه خيالي بيش نبود.اما لذتي وصفناپذر داشت، لذتي كه هنوز مستي آن از سرم بيرون نرفته است.»
استاد اكبر ايزدي از نوازندگان پيشكسوت كه در اكثر اركسترها به خوانندگي حسن زيرك، نوازندگي سنتور را به عهده داشته است در مورد او ميگويد: «حسن زيرك اعجوبه بداههخواني كردي و هم در شاعري و آهنگسازي بسيار توانا بود و حتي اشعار برنامه را خودش ميسرود وهيچگاه در صدايش ضعفي مشاهده نكردم و اصولا در خواندن و ساخت ترانه ها كردي از نوادر دوران و از برجستگان موسيقي كردي بود.»
دكتر محمد صديق مفتيزاده كه مقدمهيي بر كتاب «چريكهكردستان» مرحوم حسن زيرك نوشته ، شعري در وصف اين هنرمند با گويش كردي سروده كه اينك بر سنگ مزار او حك شده است كه برگردان به فارسي آن چنين است:«زيرك! در راه هنر زحمت بسيار كشيدي، زندگيات را در راستاي هنر فدا كردي، هيچگاه در زندگي حتي لحظهيي آرام نداشتي، رنج فراوان كشيدي و بسيار مورد ستم قرار گرفتي، روزگارت حتي يك دم بدون غم نگذشت كه چه در مقام هنر، بر بالاترين چكاد قرار داشتي.»
مرحوم حسن زيرك در راديو تهران آثاري به ثبت و ضبط رسانيد كه اغلب با ساز اساتيدي همچون استاد حسين ياحقي، استاد حسن كسايي، استاد جليل شهناز، جهانگير ملك، احمد عبادي و به سرپرستي زندهياد مشير همايون شهردار همراه بود. در خصوص شخصيت هنري حسن زيرك نظر استاد بيژن كامكار خواننده و نوازنده برتر كشورمان را نيز جويا شديم كه ايشان هم با اعلام اين مطلب كه علاقهزيادي به صداي مرحوم حسن زيرك دارد گفت:«حسن زيرك يكي از برجستگان موسيقي كرد به شمامي آيد و خيلي از آهنگهاي كردي يا فارسي كه الان به اجرا در ميآيد الهام گرفته از آثار آن هنرمند است و شهرت و محبوبيت حسن زيرك فقط محدود به مرزهاي ايران نيست بلكه در كشورهاي اروپايي وتمام نقاط كردنشين جهان امتداد دارد.»چندي پيش رييس شوراي اسلامي شهر بوكان در گفتوگو با نشريه سيروان )يكي از نشريات محلي استان كردستان( اعلام كرد كه عمليات اجرايي احداث مجتمع توريستي حسن زيرك و همچنين ايجاد خيابان 12 متري به نام وي تا محل آرامگاهش آغاز ميشود كه اگر اينچنين باشد بايد به مسوولان مربوطه و ذيصلاح منطقه بوكان دستمريزاد گفت و همچنين در سال گذشته فيلمي از زندگاني حسن زيرك در شهر سليمانيه عراق ساخته و تا چند ماه بر پرده سينماهاي شهرهاي كردستان عراق اكران شد كه در اين فيلم گوشه هايي از سختي و مشقتهاي اين هنرمند اصيل و ارزشمند را در ايران و عراق به نمايش گذاشته بود.
شهرام ناظری خواننده و استاد موسیقی ایرانی درسال ۱۳۲۸ در كرمانشاه ودر خانواده اي اهل موسيقي متولد شد.وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش در خانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر و مادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيفی داشت و از سبك قدما و خوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش را تحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثر موسيقي دانان كرمانشاه را با نت و موسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از درويش خان و كلنل وزيري بوده است.
پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشهها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و مادر وی هم صوتی خوش و با آواز آشنایی داشته و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد.
اين محيط مناسب هنري موجب میشود تا وي در سن ۹ سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي؛ از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد.
وي سپس در سن ۱۱ سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي خود ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خان خراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن داشتهاند برقرار كرد.
وي همواره در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده است. در سال ۱۳۴۵ براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي، نورعلي خان برومند، عبدالعلي وزيري، محمود كريمي و. .. مقيم تهران میشود و ضمن بهره گيري از محضر اين اساتيد سه تار را نیز نزد استادان احمد عبادي، محمود تاج بخش، جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد.
شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند.
درسال ۱۳۵۴ بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديوتلويزيون در مي آيد و اولين
وي درسال ۱۳۵۵ درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران (باربد) مقام اول رابه دست مي آورد.
درسال ۱۳۵۶ همراه باگروه سماعي به سرپرستی اصغر بهاري و حسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنواره توس انتخاب میشود.
و درسال ۱۳۵۸ همراه با گروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخت ترين شرايط صداي موسيقي سنتي و اصيل ايران را به گوش مردم هنردوست كشور رساند.
شهرام ناظري از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ با تلاش پي گير و بي وقفه آلبومهای چاووش (۲) (۳) (۴) (۷) (۸) را با همكاري گروه چاووش، گروه شيدا و گروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي، حسين عليزاده و پرويز مشكاتيان، آلبوم مثنوي موسي و شبان را با همكاري جلال ذوالفنون و بهزاد فروهري، شعر و عرفان را با همكاري نوازندگان مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران و گروه مولانا به سرپرستي جليل عندليبي، آلبوم سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس و مرا عاشق را با همكاري گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد.
او در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴ از فعاليت خود کاست و به طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي و رديفهاي آوازي به علاقه مندان گرديد .
از سال ۱۳۶۴ به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني و اصيل ايرانی عرضه ساخت كه از درخشان ترين اين آثار رامي توان : گل صد برگ با همكاري استاد جلال ذوالفنون آتش در نيستان با همكاري استاد جلال ذوالفنون كنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي را نام برد. شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرتهايي موسيقي اصيل ايراني و عرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي اروپايي و آمريكا داشته است و در فستيوالهاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است .
وي درسال هاي اخير باحضوري بيشتر در كنسرتهاي داخلي كه با همه زحمات و مشقات اجراي آنها به دليل كمبود امكانات و مشکلاتی که همواره در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ایران پیش روی هنرمندان و بویژه اهالی موسیقی بوده است به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است. حضور او درجشنوارة موسيقي فجردرسال ۱۳۸۰ به همراه فرزندش حافظ ناظري را شايد بتوان يكي از مهمترين وقايع در دوران اين جشنواره به حساب آورد چنان كه جايزه اول اين فستيوال به عنوان بهترين خواننده موسيقي اصیل ایرانی را نصيب او ساخت.
وی جايزة مخصوص هيئت داوران را نيز از جشنوارة مهر دريافت داشته است. اما بدیهیست که چنین تقدیر و بزرگداشتهایی در این سطح هیچگاه نخواهد توانست تقدیری شایسته از استادانی چون ناظری باشد. کسانی که با جهد خود موسیقی اصیل ایرانی را به قلههای امروزی رسانیده اند.
[ویرایش] فهرستی از آثار
- مثنوی موسی و شبان
- سخن عشق
- بهاران ابیدر
- باد صبا میآید
- شعروعرفان (بنمای رخ)
- یادگار دوست
- ساقی نامه و صوفی نامه ۱ (سوته دلان)
- ساقی نامه و صوفی نامه ۲ (نسیم صبحگاهی)
- نجوا
- بشنو از نی
- سخن تازه
- دیوان شمس
- لاله بهار
- شورانگیز
- کنسرت افشاری ۶۲
- درگلستانه
- زمستان
- کنسرت استادان موسیقی ملی ایران
- گل صدبرگ
- آتش در نیستان
- چاوش ۲
- چاوش ۳
- چاوش ۴
- چاوش ۷
- چاوش ۸
- چشم به راه
- کنسرتی دیگر
- دل شیدا
- کیش مهر
- مطرب مهتاب رو
- بی قرار
- حیرانی
- لیلی و مجنون
- ساز نو آواز نو
- کنسرت ۷۷
- کنسرت کامکارها
- آواز اساطیر
- سفر به دیگر سو
- غم زیبا
- لولیان (آخرین اثر تا اردی بهشت

زندگینامه سید علی اصغر کردستانی
سيد علي اصغر در سال 1260 شمسي از يك خانواده مشهورديني در روستاي
وي را داوود ثاني لقب داده بودند. سيد نظام الدين پدر سيد علي اصغر كه خود از مردان مشهور ديني بود سيد را به شهر اورد ودر مسجد دار الحسان به مكتب شيخ عبد المومن پدر ايت الله مردوخ شپرد تا از محضر ايشان كسب فيض كند وقرائت صحيح قران را بيا موزد سيد ساليان درازي
از عمر خود را به فراگيري قران پرداخت و بعد از مدتي در قرائت استادي بي نظير شدچنانكه اوازه او از مرز ها در گذشت و بنا به روايتي يك بار نيز جهت قرائت قران به مصر دعوت شد ولي به دليل ناخوشي پدر از رفتن صرف نظر كرد پدر بارها اورا از خواندن در ملا عام منع و سر زنش كرده بود و سيد با كمال احترام در جواب پدر گفته بود: انچه نعمت خداست
به همه تعلق دارد و نبايد انرا از خلايق دريغ كرد و اگر خواندن الحان از روي حقيقت و دستي به جانب معنويات باشد مانند صداي پرندگان خالي از محرمات خواهد بود حاج سيد عبد الا حد بابا شهابي پسر بزرگ سيد كه حدود هفتاد سال دارد ميگويد:
مرحوم پدرم با وجود اينكه هرگز نزد استادي تعليم نديده بود مع الوصف
عموم دستگاهها و مقامات موسيقي ايراني را مي شناخت و انچه را مي خواند يا موسيقي اصيل كردي بود و يا خود بر اساس موسيقي اصيل كردي مي ساخت واجرا مي كرد اشعاري هم كه مي خواند يا اشعار فولكلور متداول محلي بود و يا از ديوان شاعران مانند مولوي كرد وفايي مهابادي يا طاهر بگ جاف و يا بابا طاهر همداني انتخاب مي كرد
انچه از صداي سيد و نحوه اجراي اهنگهايش مشخص است اين است كه سيد به طور مسلم موسيقي ايراني را مي شناخته است اما چگونه ودر كجا و با چه امكاناتي به اين شناخت رسيده است جاي بحث و گفتگو است چون رسانه هاي گروهي در ان زمان وجود نداشته اند طبق نوشته اقاي عباس كمندي چون در ان زمان وقبل از رفتن سيد به تهران سنندج مدت يكسال تبعيد گاه عارف قزويني شاعر و ترانه سراي معروف ايران بود و چون عارف به منزل خوانين سنندج رفت و امد داشت مسلما صداي سيد از
نظر عارف مكتوم نمانده و احتمالا جلساتي با هم داشته اند و چون با توجه به نوع تحريرات صداي سيد وشباهت ان به اهنگهاي عارف قزويني به احتمال قوي سيد موسيقي را از عارف اموخته ويا حد اقل نحوه صوت پردازي سيد بدون دخالت عارف نبوده است و اگر غير اين باشد سيد خود ابداع كننده اين سبك در موسيقي كردي است نحوه پرداخت تحريرات ريز و مكرر وكش دادن صدا در نهايت جمله ها مختص خود سيد علي اصغر است
و اين سبك خوانندگي بجز در زادگاهش صلوات اباد محل ومكان ديگري در كردستان ندارد استاد سيد علي اصغركردستاني اهنگهاي اصيل كردي زمان خود را به سبك خود خوانده است وبا تحريرات ريز صدا بر ملودي انها افزوده است اهنگها عبارتند از صداي زير وبم(سه گاه ) غم انگيز(شعر بابا طاهر( يار غزال(بيات ترك) زردي خزان(بيات ترك) و غم انگيز(افشاري) كورته بالا (دشتي)و دردي هجران و رفيقاني طريقت و نابي هي نابي وهر وه ك بازو بن كه بعضي از اين اثار توسط خوانندگان فعلي باز خواني شده است از جمله كاست زردي خزان كاري از ارسلان كامكار و قسمتي از
كاست فلك باخه وان با صداي سيد جلا ل الدين محمديان و نيز تصنيف هاي دردي هجران و رفيقاني طريقت و هر وه ك با زو بن را در اين اواخر خواننده بسيار توانا زنده ياد استاد حشمت اله لر نژاد اجرا كرده كه در خور تحسين مي باشدساز هاي كه سيد علي اصغر را در تمام اهنگها همراهي كرده اند عبارتند از تار كمانچه فلوت و ضرب صفحات سيد بعد ها در بين متنفذين كردستان پراكنده و به مرور زمان به علت دست به دست شدن تعدادي از ان از بين رفت و مابقي كه حدود 13 اهنگ است بعد از تاسيس راديو سنندج در سال 1327 جهت استفاده عموم كپي برداري شد استاد علي اصغر كردستاني خواننده بزرگ واز افتخارات مردم كرد نشين در سال 1315 شمسي در زادگاهش روستاي صلوات اباد چشم از جهان فرو بست اما صداي گرمش تا ابد نوازش گر گوش و جان مردم كرد زبان خواهد بود
از وي دو پسر و دو دختر باقي مانده اند كه به بابا شهابي معروفندمنبع : كتاب موسيقي كرمانشاه
rad
استادمظهر استاد مظهر
خالقی استاد مظهر خالقی پس از زنده یاد سید علی اصغر کردستانی ، به عنوان استاد مسلم آواز کردی معاصر معروف است ، زیرا اکثر کردها معتقند که صدای محزون و لحن دلنشین او هر شنونده ای را مجذوب و محظوظ می کند اما متاسفانه در بیست سال اخیر کمتر شاهد فعلیتی جدی از وی بوده ایم و همچنان به غیبت و سکوت خود ادامه داده است.در صورتی که حضور پرشور و فعالیت جدی هنرمندان کرد در موسیقی معاصر ایران پس از انقلاب بسیار مشهود و انکار ناپذیر است ، هنرمندانی از چند نسل مختلف مانند " یوسف زمانی ، میرزاده ، فرج پوری ، ناظری ، کامکار ، عندلیبی ، تعریف ، ساعد ، پور ناظری ،خاک طینت و .... " ، که ابته برادران یوسف زمانی را جزو بنیان گذاران موسیقی کردی به شیوه ای علمی و آکادمیک در ایران می شناسند.
با وجودی که در باره موسیقی کردی ، منبع و ماخذ جامع و یا اطلاعات منظم و مدونی در دست نیست ، اما در موسیقی معاصر ایران اکثر استادان و صاحب نظران به قدمت و غنای موسیقی کردی اعتراف می کنند، زیرا ملودی ،ریتم و رنگ یا ضربی موسیقی کردی را در کمتر کسی هست که درگوشه های موسیقی ملی ایران بارها نشنیده باشد. در این رابطه پرویز مشکاتیان معتقد است که گذر از موسیقی ایران زمین بدون توجه به موسیقی کردی امکان پذیر نیست و محمد موسوی هم می گوید: " گاه در برابر غنای موسیقی کردی باید تسلیم شد".
در میان هنرمندان معاصر آواز کردی - شهرام ناظری ، جلال الدین محمدیان ، محمد رضا دارابی ، صدیق تعریف ، بیزن کامکار ، علاالدین باباشهابی ، عزیز شارخ ، عباس کمندی ، حسین شریفی ، بهروز توکلی ، عمر دزه ای ، ناصر رزازی ، نجم الدین غلامی ، رشید فیض نزاد و...- خلاء غیبت و سکوت چند ساله استاد مظهر خالقی بسیار محسوس است . هر چند که هیچ کدام از این هنر مندان ، قریحه و سبک موثر خالقی را نادیده نمی گیرند و حتی ملودی ها و نغمه های او را به عنوان گنجینه آواز کردی معرفی می کنند .
درباره مظهر خالقی ، هنرمندان کرد و صاحب نظران چنین می گویند:
دکتر بهمن کاظمی ، محقق موسیقی کردی ، معتقد است که اندیشه و عقاید این استاد برجسته موسیقی معاصر کردی بدون شک برای نسل جوان منبعی مفید و آموزنده خواهد بود ، زیرا خالقی به وجود نسل جوان برای اعتلا و شکوفایی هر چه بیشتر موسیقی کردی در سطح بین المللی امید وافر دارد.جمشید عندلیبی ،آوازهای او را عامل شهرت و سوء استفاده بسیاری از هنرمندان می داند که در غیبت او با بازسازی و گاه کپی نغمه ها و آهنگ ها به سود جویی ازخالقی پرداخته اند. کیخسرو پور ناظری ، بر این عقیده است که وجود هنرمند والامقام و بزرگی مانند خالقی برای موسقی امروز کردستان ضرورتی غیر قابل انکار است و حضور مجدد او می تواند مو جب ایجاد رشد و خلاقیت در آواز کردی امروز ، به عنوان بخشی از موسیقی نواحی ایران زمین باشد . سعید فرج پوری باور دارد که اجرای مجدد خالقی مشابه موجی نو در موسیقی کردی است که مخاطبان ، موسیقی اصیل کردی رااز زبان راوی صادق آن می شنوند. بهرام ساعد ، صدای ساده و صمیمی خالقی را یادآور بزرگانی همچون سید علی اصغر کردستانی ، حسن زیرک ، علی مردان ، طاهر توفیق ، محمد مامله ، عمر دزه ای ، عارف جزراوی و...می داند و مجتبی میرزاده ، آهنگ ساز آثارخالقی ، می گوید : " در استودیو و هنگام ضبط ، خالقی تسلط و توانایی خاصی در اجرا دارد و گاهی با یکبار خواندن و بدون تمرین نسخه اصلی را ضبط کرده ایم ". اما طهمورث پورناظری با گله از خالقی یاد می کند و ساکت نشستن و کناره گیری او را گناهی بزرگ و غیر قابل بخشش می داند و آن جمله خالقی در کتاب را ، مبنی بر عدم همراهی نوازنده حرفه ای ، مورد اشاره قرار می دهد و می پرسد: " علاوه بر پیگیری مکرر و مشتاقانه کامکارها و اعلام آمادگی گروهی حرفه ای و مشهور مبنی بر اجرای کنسرت افتخاری با استاد خالقی ، چرا او همه این دعوت ها را بدون پاسخ گذاشته است ؟ ". شهرام ناظری ، که همواره با احترام از خالقی یاد می کند ، معتقد است " در موسیقی معاصر کردی کسی دیگر مانند خالقی – این ستاره تابناک آواز کردی - تا چند سال آینده ظهور نخواهد کرد" و در این باره رامبد صد یف – استاد آواز - می گوید: " مظهر خالقی را به عنوان راوی صادق فرهنگ و هنر کرد می شناسم که صدایش یاد آورنده خاطرات تلخ و شیرین تاریخ پر فراز و نشیب کرد است و نغمه او آواز آزادی و عشق است و اگر این بلبل عاشق و بی قرار سال هاست خاموش است ، زیرا در میان مردمانش موسم گل نیافته است ".
مظهر خالقی در شهریور سال 1318 در سنندج - در میان خانواده ای از مشایخ کردستان - دیده به جهان گشود . در اعوان جوانی نخست به مدت 11 سال به آموختن و فراگیری موسیقی اصیل ایرانی و تمرین سبک ها و ردیف های آواز فارسی پرداخت و اولین اجرای آواز او در اواخر دهه سی در رادیو سنندج به زبان فارسی ضبط شده است.. وی سپس در رشته فیزیک در دانشگاه تهران ادامه تحصیل د ا د و بنا به تحصیلات دانشگاهی ابتدا در دبیرستان های تجریش و شمیران دبیر درس ترمودینامیک بود ، اما دوستی با شاد روان انجوی شیرازی او را به رادیو کشانید تا به ترجمه مطالب ادبی و هنری زبان کردی بپردازد و به همراه دیگر هنرمندان کرد – مانند یوسف زمانی ، کامکار ، مجتبی میرزاده ، سواره ایلخانی زاده ، محمد صدیق مفتی زاده ، محمد کمانگر ، فریدون مرادی ، شکر الله بابان ، عثمان احمدی ، ابراهیم ستوده ، عابد سراج الدینی و...- به ترویج و اشاعه زبان و ادبیات کردی کمک کند.در حین همکاری با ارکستر رادیو ، خالقی با اکثر هنرمندان وزارت فرهنگ و هنر مانند " ناصری ، کسروی ، بهاری ، حنانه ، گلسرخی ، شجریان و..." آشنا می شود و تحت تاثیر آنان تجارب و آموخته هایش را سمت و سوئی خاص می دهد .
در همان اوائل فعالیت هنری مظهر خالقی ، حنانه ، کسروی و یوسف زمانی ، صدای او را به عنوان صدای ممتازی شتاختند که جنس صدایش شباهت زیادی به غلامحسین بنان ، استاد فقید آواز ، دارد و با وجود اظهار علاقه خالقی به ادامه اجرای آواز فارسی ، حنانه مانع او می شود زیرا اعتقاد داشت در میان فارس ها ، خالقی خوانند ه ای درجه سه می شود اما نغمه خوش الحان او در میان کردها بر صدر خواهد نشست! و پیش بینی او واقعیت داشت ، زیرا در اواخر دهه چهل ئ آغاز رسمی فعالیت هنری او در رادیو کردی با همکاری ارکستر مشیر همایون شهردار - از پیشکسوت های هوشمند موسیقی ایرانی – آوازهایش با استقبال بی نظیر مردم کرد مواجه شد که در این باره صدیق تعریف مغتقد است " خالقی در همان آغاز به اوج شهرت رسید و همچنان در آن قله افتخار مانده است ".
خالقی پس از ضبط و اجرای بیش از 250 آهنگ فولکلور و ترانه های اصیل کردی ، در اواسط دهه 50 مدیریت سازمان رادیو و تلویزیون کرمانشاه را عهده دار میشود و بنا بر یک سوء تفاهم نامیمون در دوران انقلاب ، به اتهام همکاری احتمالی او، به عنوان یکی از مدیران ارشد دستگاه دولت شاهنشاهی با سا واک ، دستگیر و چند هفته ای زندانی می شود - و آن بر چسب سیاسی و هاله ابهام موجب رنجش خالقی و قهر او از عرصه هنر شد - اما سر انجام بنا به مساعدت اهالی فرهنگ در رفع سو ء تفاهم پیش آمده ،با کمک جلال طالبانی از طریق کردستان عراق راهی انگلستان می شود- زیرا مظهر خالقی و طالبانی هر دو دختران ابراهیم احمد ، نویسنده نام آشنای کرد ، را به همسری اختیار کرده اند و اثر معروف زانی گل << درد زایمان ملت >> با ترجمه های محمد قاضی ودکتر عرفان قانعی فرد به زبان فارسی در بازار کتاب عرضه شده است - و سالهای بعد در لندن رحل ا قامت می افکند و از آن روز تاکنون به ایران بازنگشته است، هر چند بارها به طور رسمی از سوی نهادهای هنری از وی دعوت شد تا آشتی طلبد و به مام وطن بازگردد ، اما تاکنون با سر عتاب رفته است! هر چند که پخش تصویر و صدای خالقی پس از انقلاب بنا بر دلایل نامعلومی در رسانه های رسمی و محلی جمهوری اسلامی ممنوع بوده است.
مظهر خالقی آخرین بار در اواخر دهه 60 در یک مجموعه کنسرت دور اروپا به همراهی هنرمندانی مانند سعید فرج پوری، رضا شفیعیان ، مجید درخشانی ، رضا قاسمی - نوازنده سه تار و نویسنده داستان ارکستر شبانه – در اجرا ی صحنه ظاهر شد ، اما پس از آن تا به امروز اثر جدیدی را اجرا نکرده و همچنان در سکوت وعزلت و اندوه غربت مانده است. هم اکنون پس از تحولات اخیر کردستان عراق دست اندر کار تحقیق و نگارش درباره موسیقی کردی است و در عین حا ل مدیریت انستیتوی میراث فرهنگی کردستان عراق را بر عهده دارد.
اندیشه هنری و سیاست حرفه ای خالقی را میتوان تا حد زیادی به استاد محمد رضا شجریان شبیه دانست ، زیرا همواره از موسیقی مبتذل و غیر اصیل پرهیز داشته است و ایجاد محدودیت قانونی دولت برای پخش و اجرای موسیقی اصیل را عامل اصلی ایجاد موسیقی مبتذل و کافه ای می داند که کمتر جوهر و اصالت موسیقی ایرانی را دارد.مظهر خالقی به شدت به حفظ اصالت اخلاقی و هویت هنری در اجرای کار هنری باور دارد و اینکه موسیقی دان متولی فرهنگ و راوی جامعه است و باید حرمت این هنر پاک و مقدس نگاه داشته شود و از این لحاظ خود شخصیتی بسیار آرام، مبادی آ داب و فروتن دارد.
در این کتاب ، خالقی وضعیت موسیقی کردی امروز ایران را بسیار متحول و پر تحرک تر از دوران قبل از انقلاب می داند و علت ایجاد چنین فضائی را در پیشرفت ، تلاش و خلاقیت هنرمندان و توجه مردم جامعه و رشد فرهنگی مخاطبان می داندو اظهار میدارد که مردم کرد قدر هنر را می دانند و به هنر مندانشان وفادارند و بدین موسیقی کردی زنده و پویاست. هر چند در کتاب آهنگ وفا نه مصاحبه گر و نه مصاحبه شونده از ابراز بینش و تفکر سیاسی خود به دور نمانده اند.
در حاشیه کتاب آهنگ وفا لازم است که به واقعیتی اشاره کرد و آن هم فعالیت جدی و پیگیر نویسنده این کتاب در احیا و معرفی بهتر مظهر خالقی و به عبارتی بازشناخت او ، بعد از دوران انقلاب اسلامی در ایران است ، که از سال 1380 تاکنون تحقق یافته است . هر چند دکتر عرفان قانعی فرد ، با پشتکار و علاقه خاصی در ارائه نمائی از بزرگان هنر و ادب کردی به صورت تدوین و ترجمه در این دهه اخیر فعالیت قابل تاملی داشته است مانند : دمی با قاضی و ترجمه ، محمد قاضی و رسالت مترجم ، درد زایمان ملت ( ابراهیم احمد) ، در حصار میله ها ( مری سنرز آنا برونی)، خاطرات یک رعیت کرد( روناک یاسین)، مافیای قدرت و دفن دمکراسی ( نادر انتصار ) وآهنگ وفا ، که پس از کتاب " سروش مروم " دومین و شاید آخرین تدوین آ قای دکتر قانعی فرد درباره شخصیت های موسیقی معاصر باشد.< 1 >
در این باره مظهر خالقی می گوید که ابتدا توسط انستیتو کرد لندن با آقای قانعی فرد آشنا می شود و سپس دوستی نزدیک و رابطه عاطفی بین آن دو آغاز شده است و معتقد می باشد که وی جوانی آرمان گرا و هدفمند است که با عشق و صداقت تالیف و ترجمه می کند و در ضمن فعالیت در حوزه تخصصی اش – زبانشناسی و تر جمه سیاسی – از تدوین درباره فرهنگ سرزمین مادری اش ابایی ندارد و همواره بدون توجه به مخالفت ها و سانسورها با چهرهای خندان و بی قرار زحمت می کشد. و سپس با فروتنی خاصی برای ابراز حق شناسی خود حضور دکتر قانعی فرد را سلسله جنبان فعالیت های اخیر خود می داند. که از جمله آن فعالیت ها می توان به این چند مورد اخیر اشاره کرد :
1. برگزاری و اجرای مراسم بزرگداشت مظهر خالقی در اسلو. < 2 >
2. برگزاری و اجرای مراسم بزرگداشت مظهر خالقی در تهران. < 3 >
3. انتشار چند مطلب درباره خالقی در مطبوعات مانند " حیات نو ، آفتاب یزد ، بنیان ، همبستگی ، سیروان و...
4. تهیه و تنظیم مجدد مجموعه آهنگ ها ی خالقی در کتابی تحت عنوان " کاروان مهر ". < 4 >
5. انتخاب و عرضه نخستین مجموعه آ,وازها و تصنیف های خالقی در مجموعه سی دی" جشن بهاران ". < 5 >
6. تدوین آهنگ وفا ، مجمو عه عقاید مظهر خالقی درباره موسیقی کردی. < 6 >

